*** چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر ملت قهرمان ایران مبارک باد. *** گذرگاه‌های تاریکمان را ایمان روشن کرد. تلاش‌های پراکنده‌مان را رهبر جهت داد، بازوان ناتوانمان را وحدت توان بخشید و پاهای سستمان را همت استوار ساخت و پیروز شدیم و پیروز ماندیم. اگر تجربه‌های پیروزی‌هایمان را تکرار نکنیم، تجربه‌های شکستهایمان تکرار خواهد شد.***

مقالات با درج سند

نگاهی به زندگی فقیه اهل البیت(ع) و مبارز نستوه حضرت آیت‌الله العظمی سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی


تاریخ انتشار: 05 شهريور 1398


تولد

     حضرت آیت‌الله العظمى ابوالمعالى سیدشهاب‌الدین، محمدحسین حسینى مرعشى نجفى، اعلى‌‌اللّه‌ مقامه الشریف در روز پنجشنبه 20 صفر 1315 (چهارشنبه 31 تیر 1276 ش) در نجف ‌اشرف، در خانواده تقوا و فضیلت، پا به عرصه هستى نهاد.

 

تحصیلات

    آیت‌الله مرعشى، قسمتى از تحصیلات مقدماتى را در نزد پدر، مادر و جده پدرى فرا گرفت. نخستین اساتید وى در این دوره عبارتند از: 1. آیت‌الله سیدشمس‌‌الدین محمود حسینى مرعشى،[1] والد آیت‌الله مرعشى.

    فاضله عالمه، بى‌بى شمس شرف بیگم (م 1328 ق)، جده آیت‌الله مرعشى، که مبادى احکام شرعى، قرائت قرآن و ادبیات عرب تا کتاب مغنى‌‌اللبیب را نزد وى فرا گرفت.

     پس از این دوره اولیه آموزش، پدرش او را به مدارس جدید فرستاد تا علوم ریاضى، هندسه، جغرافى و دیگر علوم رایج را بیاموزد. وى دروس جدید را در مدت پنج سال به صورت شایسته و با نمرات بالا به پایان رساند و با احراز مقام اول، موفق به اخذ گواهینامه عالى آن زمان گردید.

برخى از علوم جدید را، پس از اتمام دوره مدارس جدید نیز نزد اساتید خصوصى ادامه داد؛ در این مقطع ریاضیات، هیئت و طب را از دانشمندان بزرگ و عالمان متخصص در این رشته‌‌ها فرا گرفت.

     آیت‌الله مرعشى با توشه فراوانى که از علوم مقدماتى و پایه برگرفته بود، قدم به دایره تحصیلات دوره سطح و خارج فقه و اصول فقه و منطق، فلسفه، عرفان و اخلاق گذاشت. و با جدیت تمام از اساتید برجسته این علوم استفاده نمود، اساتیدی که هر کدام منبع فیض و علوم الهی بودند.[2]

 

اوج اجتهاد و مدارج علمى

     کوشش‌‌هاى خستگى‌‌ناپذیر و مستمر آیت‌الله مرعشى نجفى در 27سالگى به ثمر نشست. او خود از تلاشها، کوشش‌ها و جدیت‌هاى تحصیلى خود چنین یاد کرده است:

     «هیچگاه در سنین جوانى به دنبال تمایلات نفسانى نرفتم، همیشه در پى تحصیل علم بودم، به صورتى که شبانه‌‌روز بیش از چند ساعت نمى‌‌خوابیدم و هر کجا نشانى از استادى یا عالمى و یا جلسه درسى که مفید تشخیص مى‌‌دادم، مى‌‌یافتم، لحظه‌‌اى در رفتن به نزد آن استاد، عالم و جلسه درس درنگ نمى‌‌کردم».

     آیت‌الله مرعشى نجفى بهترین دوره عمر خود را در راه تحصیل علم و ملکات نفسانى گذراند و از هیچ کوششى در راه نیل به مدارج عالى علمى، فرهنگى، معنوى و اخلاقى دریغ نورزید تا به قله اجتهاد رسید و مدارج کامل علمى، عملى و اخلاقى را پشت سر نهاد.

 

مهاجرت آیت‌الله مرعشى نجفى به ایران

     حضرت آیت‌الله مرعشى نجفى، پس از رحلت پدر بزرگوارش در سال 1338 قمرى (1298ش) براى تکمیل معلومات خویش و حضور در جلسات اساتید، فقها و علماى دیگر شهرهاى عراق، به کاظمین، سامرا و کربلا عزیمت کرد و چند سالى در حوزه‌‌هاى درس علماى بزرگ این سه شهر شرکت نمود و پس از سالها تلاش مستمر در کسب علم و فضیلت و اندوختن تجربه‌‌هاى ارزشمند در عراق، به قصد زیارت و عتبه‌‌بوسى آستان امام هشتم، على‌بن موسى‌‌الرضا (ع) و نیز دیدار با اقوام و صله ارحام به ایران مسافرت کرد. گفتنى است، مهاجرت آقاى مرعشى به ایران در زمانى بود که اوضاع داخلى ایران دچار بحران و نا آرامى‌‌هایى بود، علاوه بر آن که تب ‌و تاب‌هاى پیامدهاى جنگ جهانى اول در جاى جاى این کشور ملموس بود، آثار و عوارض نهضت‌‌هاى میرزا کوچک‌‌خان در گیلان، شیخ محمد خیابانى در آذربایجان، محمدتقى پسیان در خراسان، رئیس‌على دلوارى در خطه جنوب و بوشهر و سیطره شوم رضاخان که بوسیله کودتاى استعمارى انگلیس در سوم اسفند ماه 1299 بر ملت مسلمان ایران تحمیل شد، در هر کوى و برزن مشهود بود.

     ایشان در 21 محرم‌الحرام 1342(11 / 6 / 1302ش) از نجف اشرف مهاجرت کرد و در 6 صفرالمظفر همان سال وارد کرمانشاه شد. پس از چند روز استراحت و دیدار با برخى از علماى آن دیار، از طریق همدان و زنجان به تبریز رفت و با ارحام، اقوام و دوستان خود ملاقات نمود.

     بارى شوق عتبه‌‌بوسى ثامن‌‌الحجج که او را به ایران کشانده بود، مجال درنگ بیشتر را در تبریز به او نداد. از این رو در همان سال عازم سفر به مشهد مقدس شد و سر بر آستان مقدس حضرت على بن موسى‌‌الرضا (ع) سایید، آیت‌الله مرعشى نجفى در زمان تشرف در مشهد مقدس از کتابخانه و گنجینه‌‌هاى نفایس آستان قدس رضوى (ع) دیدار کرد، آنگاه به دیدار علما و مدارس علمى مشهد مقدس رفت.

 

توقف در تهران

     آیت‌الله مرعشى نجفى در 21 جمادى‌‌الثانى (8 / 11 / 1302ش) همان سال وارد تهران گردید و نزدیک به یک سال یا کمتر در تهران توقف کرد و در حوزه‌‌هاى درس شخصیت‌هاى بزرگ علمى، مانند آیت‌الله شیخ عبدالنبى نورى (م 1344 ق)، آیت‌الله آقاحسین نجم‌‌آبادى (م 1374 ق)، آیت‌‌اللّه میرسیدحسن رضوى قمى (م 1352 ق)، آیت‌الله میرزاطاهر تنکابنى (م 1360 ق)، آیت‌الله میرزامهدى آشتیانى (م 1372 ق) و آیت‌الله میرزا حیدرعلى نائینى، دروس فقه، اصول، فلسفه و کلام را دنبال کرد و از کتابخانه‌‌هاى مهم آن روز تهران نیز بازدید به عمل آورد.

 

ورود به قم، شهر علم و فقاهت

     آیت‌الله مرعشى نجفى عصر روز 7 شعبان 1343(13 / 12 / 1303ش) تهران را به قصد زیارت مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) ترک کرد و پس از زیارت حضرت عبدالعظیم حسنى (ع) در 12 شعبان همان سال وارد شهر علم و اجتهاد قم گردید و بنا به درخواست حضرت آیت‌الله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى، مؤسس و زعیم حوزه علمیه قم در این شهر رحل اقامت افکند و مدتى در جلسات درس آن حضرت و نیز حضرات آیات: آیت‌الله حاج شیخ مهدى حکمى قمى، آیت‌الله میرسیدعلى یثربى کاشانى و حاج میرزا على‌‌اکبر مدرس یزدى، معروف به حکیم الهى، و دیگر دانشمندانى که از شهرستان‌هاى دور و نزدیک به قم مسافرت و یا مهاجرت کرده بودند، مانند آیت‌الله حاج میرزا محمدصادق اصفهانى، شرکت کرد و بهره‌‌هاى فراوان برد.

     همانطور که اشاره رفت معظم‌له یکى از کسانى بود که به دعوت و امر آیت‌الله حائرى یزدى در قم رحل اقامت افکند و این درست سه سال پس از تأسیس حوزه علمیه این شهرستان بود.

     ایشان از همان 1343 قمرى که در قم رحل اقامت افکند، به دستور آیت‌الله حائرى، جلسات تدریس سطح تشکیل شد و هر روز به صورتى مرتب و منظم بین شش تا هفت جلسه درس در مدرسه فیضیه، صحن و حرم مطهر حضرت معصومه (س)، برقرار مى‌‌کرد.

     آیت‌الله مرعشى پس از رحلت آیت‌الله حائرى با آیات و مراجع وقت، (آیت‌‌اللّه‌ حجت، آیت‌الله صدر و آیت‌الله خوانسارى)، همکارى نزدیکى در نگهبانى و حفظ و حراست از این سنگر علم و آزادى داشته است.[3] این فقیه فرزانه در این مقطع تاریخى درس خارج فقه و اصول را شروع کرد. و از جمله کسانى بود که از آیت‌الله العظمى بروجردى دعوت کرد تا به قم عزیمت نماید و زعامت حوزه را به دست گیرد.

 

مشاهیر شاگردان آیت‌الله مرعشى نجفى

     در اینجا تنها فهرستى از برخى مشاهیر شاگردان معظم‌‌له را بدون در نظر گرفتن مقام علمى آنها در تقدم و تأخر، ذکر مى‌کنیم.

1. آیت‌الله شهید حاج شیخ حسین غفارى، که پیش از انقلاب در زندان ساواک به شهادت رسید.

2. آیت‌الله شهید حاج‌‌آقا مصطفى خمینى، فرزند ارشد امام خمینى که به طرز مشکوکى در عراق به شهادت رسید.

3. آیت‌الله شهید علامه شیخ مرتضى مطهرى.

4. آیت‌الله شهید دکتر محمد مفتح.

5. آیت‌الله شهید دکتر سیدمحمد حسین حسینى بهشتى.

6. آیت‌الله شهید محمد صدوقى، امام جمعه یزد (شهید محراب).

7. آیت‌الله شهید حاج سیدمحمدعلى قاضى طباطبایى تبریزى، امام جمعه تبریز (شهید محراب).

8. آیت‌الله مجاهد حاج سیدمحمود طالقانى، ابوذر زمان.

9. آیت‌الله شیخ شهاب‌الدین اشراقى، داماد امام خمینى.

10. آیت‌الله حاج سیدمرتضى فقیه مبرقعى.

11. آیت‌الله سیدجمال‌الدین مجدى قزوینى.

12. مرحوم آیت‌الله سیدحسین شاه‌‌عبدالعظیمى، معروف به اثنى عشرى.

13. آیت‌الله حاج شیخ مرتضى حائرى یزدى.

14. حجت‌‌الاسلام والمسلمین شیخ محمد محققى لاهیجانى.[4]

15. آیت‌الله آقا جلال‌‌الدین محلاتى شیرازى.

16. حاج سیدمهدى غضنفرى خوانسارى.

17. آیت‌الله حاج میرزا محمدصادق نصیرى سرابى.

18. آیت‌الله شیخ محمد فکور احمدآبادى یزدى.

19. آیت‌الله شیخ عباس مستقیم قمى.

20. آیت‌الله سیداحمد مشرف قمى.

21. آیت‌الله شیخ حسن غروى.

22. حجت‌‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ غلامرضا فقیهى بروجردى.

23. آیت‌الله حاج میرزاجوادآقا تهرانى، استاد حوزه علمیه مشهد.

24. آیت‌الله شیخ محمدرضا نائینى.

25. آیت‌الله سیدمحمد رضوى قمى.

26. آیت‌الله میرزا ابوالقاسم انصارى کمره‌‌اى.

27. آیت‌الله سیدعلى علوى قزوینى.

28. حجت‌‌الاسلام والمسلمین آقاشیخ حسین کبیر قمى.

29. آیت‌الله شیخ اسداللّه‌ کرمانشاهى.

30. آیت‌الله شیخ محمد ابوترابیان اردکانى.

31. آیت‌الله شیخ على‌‌اکبر دبیرى.

32. آیت‌الله شیخ عبدالرحیم شاه‌‌عبدالعظیمى.

33. آیت‌الله سیدحسن شجاعى.

34. آیت‌الله شیخ یوسف على مامقانى.

35. آیت‌الله آقانجفى شهرستانى.

36. آیت‌الله حاج سیدرضا علمایى قمى.

37. آیت‌‌اللّه شیخ حسین نورى همدانى.

38. حجت‌‌الاسلام والمسلمین سیدعلى علوى.

39. حجت‌‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدتقى واحدى.

40. آیت‌الله حاج آقا صدرا اراکى.

41. آیت‌الله حاج شیخ عبداللّه‌ شهیدى قزوینى.

42. آیت‌الله امام موسى صدر، رهبر سابق شیعیان لبنان.

43. آیت‌الله حاج شیخ قوام‌الدین وشنوه‌اى قمى.

44. آیت‌الله حاج شیخ قدرت‌اللّه‌ وجدانى فخرسرایى.

45. آیت‌الله سیدحسن نبوى بیرجندى.

46. حجت‌‌الاسلام والمسلمین سیدمحمود مرعشى نجفى.

47. آیت‌الله سیداحمد روضاتى اصفهانى.

48. حجت‌‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد احمدى.

49. آیت‌الله سلطان‌‌الواعظین شیرازى.

50. آیت‌الله علامه سیدمرتضى عسکرى.

51. آیت‌الله حاج شیخ مصطفى اعتمادى تبریزى.

52. آیت‌الله حاج میرزا جواد تبریزى.

53. آیت‌الله سیدمهدى یثربى کاشانى.

54. آیت‌الله حاج میرزا مسلم ملکوتى سرابى.

55. آیت‌الله شیخ محى‌‌الدین انوارى.

56. آیت‌الله حاج سیدعبدالعلى موسوى آیت‌‌اللهى لارى.

57. آیت‌الله سیدمهدى مرعشى رفسنجانى اخوان مرعشى.

58. آیت‌الله سیدکاظم مرعشى رفسنجانى اخوان مرعشى.

59. آیت‌الله شیخ صادق احسان‌‌بخش گیلانى.

60. آیت‌الله سیدرضا صدر.

61. آیت‌الله شیخ مجدالدین محلاتى شیرازى.

62. آیت‌الله سیدمهدى روحانى.

63. آیت‌الله شیخ حسین نورى همدانى.

64. آیت‌الله سیدعبدالکریم موسوى اردبیلى.

65. آیت‌الله شیخ على‌‌پناه اشتهاردى.

66. آیت‌الله شیخ محمدتقى ستوده.

67. آیت‌الله سیدجلال‌‌الدین طاهرى.

68. آیت‌الله محى‌‌الدین حائرى شیرازى.

69. آیت‌الله سیدمحمدباقر سلطانى طباطبایى.

70. آیت‌الله شیخ محمدرضا مهدوى کنى.

71. آیت‌الله سیدجواد مدرسى یزدى.

72. آیت‌الله شیخ مهدى حائرى تهرانى.

73. آیت‌الله شیخ محمدحسین مسجدجامعى تهرانى.

     شایان ذکر است، آیت‌الله مرعشى طى نزدیک به هفتاد سال تدریس که در حوزه‌‌هاى علمیه نجف اشرف و قم داشته است. شاگردان بسیارى را به حوزه‌‌هاى علمیه و عالم تشیع تحویل داده است که فهرست همه آنان از حوصله این مقدمه خارج است.

 

مرجعیت آیت‌الله مرعشى

     آیت‌الله مرعشى نجفى پس از رحلت آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى، درس خارج فقه و اصول را آغاز کرد و در شمار علماى طراز دوم حوزه علمیه قم مطرح گردید و پس از رحلت آیات عظام، آیت‌الله سیدمحمد حجت، آیت‌الله سیدصدرالدین صدر و آیت‌الله سیدمحمدتقى خوانسارى، به عنوان یکى از مراجع حوزه علمیه قم شناخته شد و نخستین رساله‌‌هاى عملیه ایشان با عنوان نخبه‌‌الاحکام و دیگرى با نام سبیل‌‌النجاه در بین سالهاى 1366 تا 1373 قمرى (1337- 1325ش) منتشر گردید. بعد از رحلت آیت‌الله العظمى بروجردى، معظم‌‌له به عنوان یکى از مراجع طراز اول ایران مطرح گردید و جمع زیادى از شیعیان در ایران، هند، پاکستان، افغانستان و برخى از کشورهاى عربى از ایشان تقلید کردند.

 

تألیفات آیت‌الله مرعشى نجفى

     آیت‌الله مرعشى در طول زندگى پربرکت و توأم با نشیب و فرازهاى زیاد، پیوسته از هر فرصت کوتاهى سود جسته و به تألیف و تصنیف و نگارش کتاب و رساله پرداخته است.

     تألیفات معظم‌‌له به چند دسته تقسیم مى‌‌شوند: دسته‌‌اى از آنها به چاپ رسیده‌‌اند، برخى دیگر آثارى است که به صورت مخطوط باقى مانده و اکنون در کتابخانه آیت‌الله مرعشى موجود هستند و شمارى از دست‌نوشته‌‌هاى ایشان نیز به صورت اوراق پراکنده است. ایشان در زمینه علوم قرآن، تفسیر، تجوید و قرائت قرآن، حدیث، ادعیه و زیارات، فقه، اصول فقه، منطق، لغت، تاریخ، رجال و تراجم، انساب، هیأت و نجوم، سفرنامه، علوم غریبه، کلام و موضوعات دیگر صاحب بیش از 133 اثر گرانبها است.

 

خدمات فرهنگى

تأسیس مدارس علمى و مراکز تحقیقى

1. مدرسه مهدیه واقع در خیابان باجک قم، کوى یزدیها[5]

2. مدرسه مؤمنیّه واقع در خیابان چهارمردان قم، چهارراه سجادیه، کوى سفیدآب، که مدرسه بزرگ و مجللى است.[6]

3. مدرسه شهابیّه واقع در خیابان امام.[7]

4. مدرسه مرعشیه، واقع در خیابان آیت‌الله مرعشى نجفى.[8]

5. ایجاد واحد تحقیق و انتشارات کتابخانه عمومى که تاکنون بیش از 120 عنوان کتاب مهم و مرجع در بیش از سیصد جلد منتشر ساخته است.

علاوه بر مدارس و امکان تحقیقى و پژوهشى مذکور در شهرستان قم، حضرت آیت‌الله مرعشى نجفى در خصوص تعمیرات و خرید مایحتاج مدارس در شهرستان‌هاى مختلف ایران کوشش‌‌ها و خدمات زیادى را انجام داده‌‌اند.

 

تأسیس کتابخانه عمومى

     آیت‌الله مرعشى نجفى، از آن زمان که در نجف اشرف مشغول به تحصیل بود، به فکر گردآورى کتب و آثار دانشمندان و میراث بزرگ جهان اسلام و گنجینه‌‌هاى عظیم و نفیس عالم تشیع افتاد. او که خود شاهد به غارت رفتن منابع اسلامى و نسخ منحصر به فرد خطى بود با اینکه توان مالى خریدارى این نسخه‌‌ها را نداشت و توان مقابله با دلالان کتاب که براى کشورهاى اروپایى این نسخ را به ثمن بخس و نازلترین قیمت خریدارى و به آن کشورها مى‌‌فرستادند، نداشت، با این حال لحظه‌‌اى درنگ نکرد. ایشان در راه گردآورى این نسخه‌‌ها و آثار با مشکلات فراوانى دست به گریبان بود. براى جبران عدم توان مالى، شبها در یک کارگاه برنج‌کوبى به کار مى‌‌پرداخت و روزها روزه مى‌‌گرفت و نماز استیجارى مى‌‌خواند و بیشتر اوقات یک وعده از غذایش را حذف مى‌‌کرد و درآمد حاصل این چند مورد را صرف خرید کتاب مى‌نمود. گاهى هم عبا یا قبا و یا کفش‌هاى خود را گرو مى‌‌گذاشت، تا  کتاب مورد نظر از چنگش بیرون نرود. بر بیشتر نسخه‌‌هاى خریدارى شده که از این راه به دست آمده‌‌اند، چگونگى خرید آنها را با خط خود یادداشت کرده‌‌اند.[9]

    سعى و تلاش آیت‌الله مرعشى نجفى در جمع‌‌آورى گنجینه‌‌هاى فرهنگى و کتب نفیس درحدى بود که بعضا براى خرید یک کتاب با دلالان (که براى سودجویان و دولت‌‌هاى خارجى اقدام به جمع‌‌آورى کتاب مى‌‌نمودند) به مقابله مى‌‌پرداخت. پافشارى ایشان در این باب تا سرحد محکوم شدن به زندان مى‌‌رسید.

     سرانجام کوشش‌هاى خستگى‌‌ناپذیر آیت‌الله مرعشى نجفى ثمر داد و بسیارى از نسخ خطى و کتب نادر و نفیس جمع‌‌آورى گردید. پس از مهاجرت به ایران و سکونت در قم نیز معظم‌‌له به کار گردآورى نسخ خطى و خریدارى کتب مهم و ارزنده ادامه دادند تا این که  منزل آن حضرت دیگر گنجایش کتاب‌‌هاى جمع‌‌آورى شده را  نداشت. از این رو در مدرسه مرعشیه کتابخانه کوچکى تشکیل گردید و این کتابخانه سنگ بناى اولیه کتابخانه عمومى فعلى ایشان گردید.

     اما دیرى نپایید که در اثر استقبال روزافزون مراجعه‌‌کنندگان به آن کتابخانه و کمبود فضاى مناسب براى پذیرش مراجعین بیشتر و کمبود فضاى لازم جهت استقرار کتاب‌هاى جدید، حضرت آیت‌الله مرعشى را به فکر تأسیس کتابخانه‌‌اى عمومى انداخت. از این رو قطعه زمینى در خیابان ارم در چند نوبت و در مجموع با 2400 متر مربع فراهم گردید. و کارهاى ساختمان آن طى چند مرحله آغاز گردید. در مرحله اول طرح توسعه جدید، حدود شانزده هزار متر مربع زیربنا در هفت طبقه با ظرفیت سه میلیون جلد کتاب چاپى و بیش از 120000 جلد کتاب خطى در نظر گرفته شده است. هم‌اکنون این کتابخانه از شهرت جهانى برخوردار است و با چهارصد مؤسسه، مرکز علمى، دانشگاه و کتابخانه در سراسر جهان ارتباط مبادلاتى و فاکسى دارد و همه‌‌روزه میزبان جمع زیادى از طالبان علم، دانشمندان، محققان و نویسندگان است.

     گفتنى است، آیت‌الله مرعشى نجفى علاوه بر تأسیس کتابخانه مزبور در شهرستان قم، در خصوص تأسیس و یا کمک و مساعدت به کتابخانه‌‌هاى مدارس علمیه و دانشگاهى اهتمام وافرى داشتند، از جمله تعداد 278 نسخه خطى نفیس از کتبى که با تحمل رنج و زحمت‌‌هاى زیاد فراهم نموده بود به کتابخانه دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامى) دانشگاه تهران اهدا کرد، و شمار زیادى از کتب چاپ و نسخ خطى نفیس را به کتابخانه آستان قدس رضوى (ع)، کتابخانه آستان مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) در شهررى، کتابخانه آستانه حضرت معصومه (ع) در قم، کتابخانه مدرسه فیضیه قم، کتابخانه آستان مقدس شاهچراغ(ع) در شیراز و ده‌ها کتابخانه داخلى و خارجى اهدا کردند که فهرست آنها از حوصله این مقدمه خارج است.

 

خدمات اجتماعى

     از آیت‌الله مرعشى نجفى در حوزه خدمات اجتماعى نیز آثار و خدمات گران‌‌سنگ و جاودانه‌‌اى در داخل و خارج ایران باقى مانده است که در این مقدمه به برخى از آنها که در داخل ایران تحقق یافته است اشاره مى‌‌کنیم:

 

الف. ساخت و تجدید و تعمیر مدارس، مساجد و حسینیه‌ها

     آیت‌الله مرعشى صدها مسجد، حسینیه و مدرسه را در ایران و کشورهاى هند، پاکستان، امیرنشین‌‌هاى خلیج فارس و برخى کشورهاى دیگر از طریق هزینه وجوه شرعیه و سهم مبارک امام (ع)، به افراد نیکوکار اجازه ساخت و تعمیر داده‌‌اند و یا این که خود اقدام کرده‌‌اند. از باب نمونه ایشان در قم، مسجد راه‌‌آهن را که متفقین در زمان جنگ به عنوان کلیسا از آن استفاده مى‌‌کردند، پس از رفتن آنان به عنوان مسجد تجدید بنا کرد و همچنین مسجد راه‌‌آهن ازنا را در استان لرستان بنیان نهاد و نیز مقبره مرحوم علامه مجلسى در اصفهان به همت معظم‌‌له تجدیدبنا گردید و ...

 

ب. بیمارستان و درمانگاه

     آیت‌الله مرعشى در قسمت امور درمانى و بیمارستانى نیز همانند احداث و یا تعمیر مساجد، حسینیه‌‌ها و مدارس یا خود شخصا اقدام کرده و یا به افراد خیر و نیکوکار اجازه داده است که از باب وجوهات با هزینه کردن وجوهات شرعیه بسازند؛ از جمله آنها بیمارستان کامکار در قم مى‌‌باشد که مرحوم کامکار به اجازه ایشان آن را تأسیس کرد، و یا درمانگاه جدّا را که در بیمارستان نکویى قم بنیان نهاد. یا کمک ایشان به مخارج ضرورى آسایشگاه معلولین قم، واقع در جاده سراجه، و همچنین کمک به مخارج ماهیانه بیمارستان سهامیه قم در 1343 شمسى و مدتى پس از آن. و نیز احداث ساختمان بخش قلب بیمارستان نکویى که خود معظم‌‌له هزینه‌‌هاى ساخت آن را پرداخت نمودند و یا مرکز توانبخشى و بهزیستى واقع در میدان امام قم که زمین آن را مرحوم حاج‌‌آقا طاهرى قزوینى به آقاى مرعشى واگذار نمود و ایشان آن را وقف امور خیریه کردند که به عنوان مرکز توانبخشى (بهزیستى) و یا «دارالشفاى آل محمد (ص)» ساخته شد و هم‌‌اکنون از آن بهره‌‌بردارى مى‌‌گردد.

 

ج. احداث مسکن طلاب علوم دینى قم

     از جمله خدمات اجتماعى آیت‌الله مرعشى نجفى، احداث ساختمان جهت مسکن طلاب علوم دینى مى‌‌باشد، ایشان در انتهاى خیابان طالقانى[10] در قم، اقدام به ساختن 140 باب خانه براى طلاب کردند که در قطعات کوچک و بزرگ به صورت یک شهرک ساخته و در اختیار طلاب محروم قرار گرفت. این شهرک هم‌‌اکنون به عنوان «کوى حضرت آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى» معروف است.

 

د. خدمات متفرقه اجتماعى

     از سوى آیت‌الله مرعشى نجفى به تناسب نیازها و ضرورت‌ها و به اقتضاى زمان‌ها و مکان‌ها خدمات متفرقه‌‌اى در داخل و خارج کشور ایران انجام شده است که در این جا به نام برخى از آنها بسنده مى‌‌شود الف: کمک به سازمان آب منطقه‌‌اى قم در 1358 شمسى ب: احداث واحد موتور برق امامزاده سلطان على‌‌بن امام محمد باقر (ع) واقع در اردهال کاشان در 1381 قمرى ج: کمک به زلزله‌‌زدگان و سیل‌‌زدگان، د: کمک به مسلمانان جنوب لبنان که در اثر هجوم ددمنشانه رژیم صهیونیستى خانه و کاشانه خود را رها کرده و به کشورهاى اردن و سوریه آواره شده بودند. ه : کمک به پناهندگان جنگ تحمیلى و ...

 

مبارزات سیاسى

     همانگونه که قبلاً اشاره شد آیت‌الله مرعشى حدود سه سال پس از کودتاى 1339 ق  /  1299 ش  /  1920 م رضاخان میرپنج، دو ماه پیش از سفر احمدشاه قاجار به اروپا (24 ربیع‌الاول 1342  /  14 مهر 1302)، یعنى در محرم 1342  /  شهریور 1302، پس از مهاجرت از نجف اشرف وارد ایران شد. ورود معظم‌‌الیه به ایران مصادف بود با دوره سخت کشمکش‌هاى سیاسى روس و انگلیسى در ایران، مبارزات آزادی‌خواهانه شیخ محمد خیابانى در تبریز و میرزاکوچک‌خان جنگلى در گیلان (ربیع‌‌الثانى 1340  /  آذر 1300) و کودتاى فرمایشى رضاخان که با طراحى و سازمان‌دهى دولت استعمارگر انگلیس انجام گرفته بود.

     ایشان که از مبارزات سیاسى علماى عراق علیه انگلستان تجربیات خوبى کسب کرده بود، در تهران با آیت‌الله شهید سید حسن مدرس دیدار کرد و در جریان امور سیاسى کشور ایران قرار گرفت، در همین جا با روحیات مستبدانه، قلدرمآبانه و ضددینى رضاخان آشنا گردید.[11] او بعدها از رضاشاه با عنوان «خبیث» یاد نموده و سپس اضافه کرده که به امر این طاغوت در 1355 قمرى(1314ش) کشف حجاب زنان در ایران روى داد.

     آیت‌الله مرعشى به همراه مراجع دیگر و در پیشاپیش آنان حضرت امام خمینى (ره) کوشش‌‌هاى زیادى کرد تا حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت شیعه را از ضربات پى‌‌درپى عوامل رضاخان و پس از آن فرزند سفاکش محمدرضا پهلوى (که همواره سعى در متلاشى ساختن آنها داشتند) نجات دهد. وى نوعى مبارزه منفى با رژیم رضاخانى را آغاز کرد. این مبارزه منفى و پنهانى در تمام دوران استبداد پهلوى نیز ادامه یافت و در موارد بسیارى به کمک انقلابیون شتافت. از جمله ارتباط بسیار نزدیکى میان ایشان و فدائیان اسلام وجود داشت. چند نامه در میان اسناد زندگى معظم‌‌له موجود است که یکى از شهید حجت‌الاسلام سیدمجتبى نواب صفوى[12] و دیگرى از شهید سیدعبدالحسین واحدى است که در 1375 ق  /  1334 ش به درجه رفیع شهادت رسیدند.[13]

 

قیام 15 خرداد و مواضع آیت‌الله مرعشى نجفى

     محمدرضا پهلوى شاه ایران گرچه در شهریور 1320 با دخالت‌‌هاى ظاهرىِ متفقین و سیاست‌‌هاى مزورانه بریتانیا روى کار آمده بود، ولى در کودتاى 28 مرداد 1332 این دیگر آمریکا بود که شاه را یکه‌‌تاز صحنه سیاست ایران کرد.

     رژیم دست‌‌نشانده پهلوى که حیات سیاسى خود را مدیون آمریکا و صهیونیست‌‌ها مى‌‌دانست با طراحى و پشتیبان آمریکا، حادثه 19 دى 1341 را با عناوین فریبنده «انقلاب شاه و مردم» و با تبلیغات گسترده از مردم مسلمان ایران خواست در انتخابات عمومى شرکت نمایند، این انتخابات که بعدها به «لوایح ششگانه شاه» معروف شد، ترفند دیگرى بود که رژیم بتواند در پوشش آن به اهداف آمریکا در ایران جامه عمل بپوشاند، که البته با هوشیارى امام و روحانیت آگاه شیعه بار دیگر این ترفند و نقشه رژیم نقش بر آب شد، با این حال محمدرضا پهلوى که چاره‌‌اى جز اطاعت از خواسته‌‌هاى امریکا نداشت پس از چندى طرح فاجعه‌‌آمیز و استعمارى «کاپیتولاسیون» را بر مردم مسلمان و انقلابى ایران تحمیل کرد. شاه و هواداران آمریکایى‌‌اش گمان مى‌‌کردند با رحلت آیت‌الله بروجردى راه براى اجراى سیاست‌‌هاى استعمارى آمریکا در ایران کاملاً هموار شده است از این رو با تبلیغات گسترده و فریبنده از یک سو درصدد تصویب و اجراى سیاست‌‌هاى امریکایى برآمدند و از سوى دیگر با ایجاد جو رعب و وحشت در کشور و دستگیرى عالمان آزاده و مجاهدین سبیل‌‌اللّه‌ به تضعیف جبهه روحانیت و حوزه‌‌هاى علمیه پرداختند.

     این حادثه وقتى اوج گرفت که آیت‌الله العظمى امام خمینى اعلامیه‌‌هاى شدیداللحن و سخنرانى‌‌هاى شورانگیز خود را در مدرسه فیضیه قم آغاز کرد و به شدت به دخالت بى‌‌وقفه آمریکا در اوضاع ایران و سرسپردگى رژیم پهلوى و اطاعت بى‌چون و چراى شاه از سیاست‌‌هاى استعمارى آمریکا و صهیونیست‌‌هاى جنایتکار، اعتراض کرد و بر این نکته تأکید کرد: «مصمم هستم که از پا ننشینم» تا دستگاه فاسد را به جاى خود بنشینم و یا در پیشگاه مقدس حق تعالى با عذر وفور کنم».[14]

    در آن ایام حضرت امام خمینى در سخنرانى 29 اسفند 1341 در مسجد اعظم قم با اشاره به مسؤولیت سنگین روحانیت در برابر توطئه‌‌هاى استعمار بر ضد اسلام فرمودند:

«.. دستگاه جبار بداند که اگر بخواهد به اسلام تجاوز کند و احکام کفر را در بلاد اسلامى جارى سازد، من در کمین آنها ایستاده‌‌ام. من تا آخرین لحظه‌‌هاى زندگى‌‌ام از نوامیس اسلام و مسلمین دفاع مى‌‌کنم. من به حکم اسلام که به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خیانت به اسلام دست روى دست نمى‌‌گذارم و ساکت نمى‌‌نشینم، اگر مى‌‌خواهند راحت باشند. بیایند مرا که مزاحم هستم از این کشور تبعید کنند. تا من هستم نمى‌‌گذارم قوانین مخالف اسلام تصویب و اجرا شود. تا من هستم نمى‌‌گذارم که دستگاه جبار استقلال این مملکت را برباد دهد...[15]

    در پى سخنرانى امام خمینى در عصر روز عاشورا، مأمورین شاه شبانه به منزل ایشان ریختند و او را به تهران بردند. در پى دستگیرى امام خمینى، مردم شهرهاى قم، تهران و برخى از شهرهاى دیگر ایران به کوچه و خیابان ریختند و این حرکت رژیم شاه را به شدت محکوم کردند. مأمورین مسلح مردم را به گلوله بستند و علما و مراجع با صدور اطلاعیه‌‌ها، اعلامیه‌‌ها، تلگراف‌‌هاى متعدد و سخنرانى‌‌هاى آتشین خواستار آزادى امام خمینى شدند. برابر اسناد موجود آیت‌الله مرعشى نجفى طى اعلامیه شدیداللحنى آزادى سریع حضرت امام خمینى (ره) را خواستار شدند. ایشان به همراه سایر مراجع و علماى طراز اول به منظور حمایت از حضرت امام خمینى، از شهرستان‌ها به تهران سفر کردند و مدت چهار ماه به صورت جمعى به مبارزات خود علیه رژیم پهلوى ادامه دادند.

     جنایات رژیم دست‌‌نشانده آمریکا در ایران و خیانت‌‌هاى آنان نسبت به مقدسات اسلام در زمان نخست‌‌وزیرى اسداللّه‌ علم، (مهره مزدور و سرسپرده آمریکا)، به اوج خود رسید. او