آغاز سال نو، سال جهش تولید بر ملت ایران مبارک باد*** امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: هر کس عبرت گرفتن را بشناسد چنان است که در میان گذشتگان و پیشینیان زندگانی کرده باشد. غررالحکم، جلد 2، صفحه 688، به نقل از آثارالصادقین، آیت‌الله احسان‌بخش.*** تاریخ را جدی بگیرید و با دقت نگاه کنید، ببینید چه اتفاقی افتاده است. عبرت از گذشتگان، درس و آموزش قرآن است. مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از پاسداران- 1374/10/15*** آغاز سال نو، سال جهش تولید بر ملت ایران مبارک باد***

مقالات با درج سند

گذری بر انقلاب اسلامی در استان سمنان به روایت اسناد ساواک – (3)


تاریخ انتشار: 29 بهمن 1398


سالگرد 15 خرداد سال 1357

با نزدیک شدن پانزدهم خردادماه برنامه‌ریزی برای برگزاری مراسم بزرگداشتِ شهدایی که در 15 خرداد سال 1342ش در خون خود غوطه ور شده بودند یکی از اقداماتِ مردم متدین و مبارز در سراسر کشور بود. جلوگیری و برخورد با برپایی این مراسم هر سال یکی از دغدغه‌های ساواک به شمار می‌رفت و این برخورد در زمانی که سراسر ایران در هیجان انقلاب اسلامی قرار داشت از اهمیت بیشتری برخوردار بود.

در این موقع پخش و توزیع اعلامیه و نوار سخنرانی‌های امام خمینی(ره) و دیگر سخنرانان انقلابی همچنان در شهرها و روستاهای مختلف استان سمنان ادامه یافت[1]و برنامه ریزی برای پایین کشیدنِ مجسمه‌های محمدرضا پهلوی و دیگر اعضای خاندانِ سلطنتی که در میادین اصلی شهرهای استان نصب شده بود در دستور کار قرار گرفت.[2]

در این زمان تصمیم به تعطیلی بازار سمنان در روز 15 خرداد از جمله اقداماتی بود که مورد گفت و گو قرار گرفت[3] و در بازرسی از «مساجد و امامزاده سید رضا» تصویری از امام خمینی(ره) که در پشت آن نوشته شده بود‌‌: «15 خرداد روز خمینی است» به دست آمد که این مطلب نشانگر جدیت مردم در برپایی مراسم این روز بود[4] در گزارشی به نقل از حجت‌الاسلام شیخ حسین شاهینی گفته شد‌‌:

«حدود 2000 نفر از اهالی شاهرود که همگی آنها مورد شناسایی وی می‌باشند قصد دارند جهت انجام تظاهرات پانزدهم خرداد به قم مسافرت نمایند.»[5]

و اعلامیه‌هایی نیز «مربوط به روز 15 خرداد از طرف روحانیون مبارز در شاهرود» پخش گردید[6] و در شهرستان دامغان نیز اعلامیه‌‌ای پخش شد که در آن نوشته شده بود‌‌:

«روز 15 خرداد روز خون و ورود امام خمینی است.»[7]

متنِ نمونه‌‌ای از اعلامیه‌های دست‌نویسی که در رابطه با بزرگداشت شهدای 15 خرداد توزیع گردید چنین است‌‌:

«دوشنبه 15 خرداد ماه 1357 مصادف است با پانزدهمین سال از قیام حضرت آیت‌‌الله خمینی برعلیه ظلم و بیداد شاه و اربابان امریکایی‌اش؛ انقلابی که در آن شاه جنایتکار بار دیگر هزاران تن از روحانیون و بازاریان و دانشجویان را زندانی و تبعید و به قتل رساند. اینک که حکومت یزیدی شاه مجال هیچ واکنشی را به طبقات ستمدیده و مظلوم شیعه نمی‌دهد؛ اینک که حکومت یزیدی شاه به پیروی از دستور خارجیان فحشاء، بی‌ایمانی، بی‌ناموسی، دزدی و غارت ثروت ملی را جایگزین عدالت و ایمان کرده است؛ اینک که حکومت دیکتاتوری پهلوی نام خائن و خرابکار را بر آزادی‌طلبان و مسلمانان مبارز گذارده است لذا به فتوای کتبی امام حاضر بر ما واجب است که با زنده و جاوید نگه داشتن 15 خرداد باعث گردیم تا جلادی‌های شاه از خاطره‌ها نرود. جاوید باد نهضت حق‌‌طلبانه شیعیان ایران. ذلیل و نابود باد شاه خائن.»[8]

و پس از این مجموعه اقدامات گزارش شد‌‌:

«شیخی که هنوز هویتش معلوم نیست روز جاری از قم به سمنان وارد گردیده. شیخ مذکور حامل پیام مراجع تقلید از قم می‌باشد که وسیله عالمی و شاه‌چراغی اعلام شد به این صورت که روحانیون در روز پانزده خرداد جهت اعتراض به دستگاه از منزل خارج نشده و هیچگونه فرائض دینی را انجام ندهند.»[9]

و همچنین معلوم گردید‌‌:

«روز 14 / 3 / 2537 چند نفر از کسبه سمنان از جمله حسین مداح فرزند رمضان. سید جعفر اکرم فرزند سید حسین. حسن ترحمی فرزند محمدعلی. ابوالقاسم داورپناه فرزند قنبر. آقابزرگ ایزدپناه فرزند سید عبداله و سید جلال ایزد پناه فرزند آقابزرگ، سایر مغازه داران را به بستن مغازه‌های خود در روز 15 / 3 / 2537 تحریک نموده‌اند و تلفن‌های تهدید آمیزی نیز در همین زمینه به برخی از مغازه‌ها شده است.»[10]

و متعاقب آن نوشته شد‌‌:

«روز 14 / 3 / 2537 هفت نفر از پیشنمازان مساجد سمنان بعد از نماز مغرب و عشاء به حاضرین در مساجد اظهار نموده‌اند فردا نماز جماعت برگزار نخواهد شد و در نتیجه روز 15 / 3 / 2537 نماز جماعت در آن شهر برگزار نگردیده است.»[11]

گزارش ساواک سمنان در غروب آفتاب روز پانزدهم خرداد حکایت از « عادی بودن اوضاع منطقه» در این روز داشت[12] ، درحالی که گزارش‌های دیگر از دستگیری دو تن از روحانیون مبارز شهر به نام‌‌‌های‌‌: شیخ علی سالار در روز چهاردهم[13]و شیخ علی اکبر ادب در روز پانزدهم خرداد حکایت داشت.[14]

 

چهارمین اربعین

آیات ثلاثه قم در اعلامیه‌‌ای به تاریخ پنجم رجب المرجب 1398ق(21 خرداد 1357ش) روز 27 خرداد ماه را به مناسبت اربعین شهدای کازرون و قم « عزای عمومی » اعلام کردند‌‌:

«چهارمین اربعین ملت مسلمان ایران که خون عزیزشان در راه کسب آزادی و مطالبۀ اجرای مقررات اسلامی ریخته شده فرا می‌رسد... برای ابراز تنفر و انزجار از جنایات اخیر دستگاه و برنامه‌های ضد اسلامی روز شنبه یازدهم شهر رجب 1398ه‍  را عزای عمومی اعلام می‌داریم و چون دشمنان به هر عنوان می‌خواهند به اخلال در اجتماعات و تظاهرات مطالب و اعتراضات منطقی ما را وارونه جلوه دهند و سپس کشتار وحشیانه به راه بیاندازند لذا از تشکیل مجلس ترحیم در این اربعین خودداری می‌نماییم و به عنوان اعتراض در خانه خود می‌نشینیم و از پذیرفتن مراجعه کنندگان معذوریم...»[15]

پس از نماز مغرب و عشاء روز بیست و ششم در مسجد جامع دامغان آقای غلامرضا غلامی که از کسبه متدین شهر بود بنا به دستور حجت‌الاسلام حاج شیخ محمد ترابی به مردم اعلام نمود که «فردا مغازه‌ها را تعطیل نمایند» و به همین دلیل دستگیر شد و در شهربانی از او تعهد گرفته شد که روز 27 خرداد «قبل از دیگران، وی مغازه‌‌اش را باز نماید.»[16] و در شهر سمنان نیز برنامه‌ریزی‌هایی برای تعطیلی بازار صورت گرفت‌‌:

«سید علی سیادتی خرازی فروش در بازار سمنان روزهایی که قرار است از طرف مذهبیون افراطی چهلم بگیرند در مغازه خود هم مسلکان و هم فکران خود را جمع و پس از تشکیل به آنها اطلاع می‌دهد که فردا چهلم داریم و مغازه‌ها را باز نکنید و اغلب روزها مشاهده می‌شود که برادرش سید احمد که پیشنماز مسجد صاحب الزمان واقع در بازار بالا می‌باشد و از هر دو چشم نابینا است به اتفاق تعدادی از آخوندها به مغازه وی آمده و با هم همفکری می‌کنند.»[17]

متعاقب این برنامه‌ریزی تعدادی از کسبه «مغازه‌های خود را تعطیل»[18] و «کلیه امامان جماعت مساجد از اجرای نماز جماعت خودداری» نمودند[19] و این درحالی بود که مأمورین شهربانی در بازار سمنان با تهدید و زور کسبه را وادار به باز کردن مغازه‌ها می‌کردند‌‌:

«ساعت 0840 روز 27 / 3 / 37 یکی از مأمورین مربوطه به شخصی به نام کریم پیشگو طلا فروش واقع در بازار متذکر می‌شود که مغازه خود را باز کند و نامبرده شروع به پرخاش نموده و اظهار می‌دارد: ربطی به شما ندارد اگر دلم خواست باز می‌کنم و اِلاّ خیر و اضافه نموده شما نسبت به کسبه زور می‌گویید و می‌خواهید با زور درب مغازه‌ها را باز کنید و من درب مغازه را باز نمی‌کنم و ببینیم برای ما چه کار می‌کنند و نسبت به مأمور توهین و قصد کتک کاری وی را داشته که وسیله پدرش و چند تن دیگر از وی جلوگیری به عمل می‌آید.»[20]

گزارش ساواک سمنان درباره اقدامات صورت گرفته در شهرهای مختلف استان در روز 27 خرداد 1357ش نیز چنین است‌‌:

«وضعیت منطقه استحفاظی این سازمان در ساعت 1200 روز جاری به شرح زیر به عرض می‌رسد.

1 . ورامین. اکثر مغازه‌‌های ورامین و تعدادی کسبه پیشوا و همچنین چند مغازه در گرمسار تعطیل و تاکنون مورد دیگری مشاهده نگردیده.

2 . دماوند. به جز چند مغازه نانوایی و قصابی کلیه کسبه دماوند از باز کردن مغازه‌‌های خود خودداری کرده‌اند. ضمناً کلیه مغازه‌‌های رودهن، آبعلی و فیروزکوه باز و به کار خود اشتغال دارند و در حال حاضر آرامش در شهر دماوند برقرار است.

3 . وضعیت شهرستانهای سمنان دامغان شاهرود عادی مغازه‌‌ها باز و اتفاقی قابل عرض نمی‌‌باشد.»[21]

 

تحریم جشن‌های ماه شعبان

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت جشن‌های ماه شعبان المعظم و تحریمِ آن حرکتی دیگر در جریان انقلاب اسلامی بود تا مردم مبارز و متدین استان سمنان ضمن تکثیر و توزیع این اعلامیه در شهرهای مختلف[22]، برپایی هرگونه جشنی در این رابطه را به وابستگان به رژیم طاغوت نسبت دهند‌‌:

«این پاسخگویی دولت است برای خنثی کردن اعلامیه‌های علماء و روحانیت؛ چون که علماء گفته‌اند جشن نباید گرفته شود و این دولت[است‌] که اثر اعلامیه‌ها را خنثی می‌کند.»[23]

و بازاریان و کسبه با عدمِ آذین‌بندی مغازه‌ها و برپایی جشن به ندای امام خمینی(ره) لبیک گفتند‌‌:

«علی اصغر ربیعی کاسب بازار به یکی از کسبه اظهار داشته است نیمه شعبان روز میلاد امام زمان(ع) را جشن نخواهیم گرفت و به تمام کسبه بازار اطلاع دهید.»[24]

«با تحریکاتی که علی اصغر ربیعی کاسب در بازار بین کسبه نموده آنها اظهار داشته‌اند قصد چراغانی و تزیین و برگزاری جشن نیمه شعبان را ندارند و شخص دیگری به نام علی اکبر سعدالدین شغل خواربار فروش اظهار داشته چون علما دستور داده‌اند، من چراغانی نخواهم کرد و یکی دیگر از کسبه‌ها به نام رضا اکبری شغل سراج گفته که وی امسال هرگز چراغانی ننموده و جشنی هم برگزار نخواهد کرد.»[25]

طبیعی بود که در این حرکت نیز علما و روحانیون در صف مقدم قرار داشتند‌‌:

«در تاریخ 27 / 4 / 37 شیخ محمدتقی نصیری پس از اجرای نماز خطاب به حاضرین اظهار داشته امسال از چراغانی و جشن تولد حضرت محمد ابن ‌الحسن عجل ­اله ­تعالی ­فرجه معذوریم.»[26]

«شیخ مرتضی دانش پژوه که قبل از نیمه شعبان به منظور شرکت در مجلس ختم پدرش به شاهرود آمده بود اهالی شاهرود را تحریک به عدم برگزاری جشن نیمه شعبان نموده است.»[27]

«ساعت 900 صبح مورخه 24 / 4 / 37 در حضور چند تن از مدرسین و طلاب ­مدرسه علمیه صادقیه محمدعلى عالمى و سید محمد شاهچراغى پیرامون ­جشن نیمه شعبان صحبت به میان آورده و ابتدا عالمى اظهار داشت: آقاى خمینى­ اعلامیه داده که در سوم و نیمه شعبان جشن نگیرند و به دنبال وى شاهچراغى­ صحبت‌هاى وى را تائید و آن هم تأکید نمود که جشن گرفته نخواهد شد. در همین موقع­ عالمى گفت: چرا جلو مسجد نجفى را پرچم زده‌اند، نباید جشنى بگیرند.»[28]

این تأثیرگذاری به میزانی بود که ساواک سمنان در رابطه با آن نوشت‌‌:

«گفتار و تحریکات وعاظ افراطی در مساجد و تکایا در مردم به خصوص متعصبین مذهبی عامی شدیداً اثر نامطلوب داشته و آنان را نسبت به دستگاه و دولت بدبین نموده است.»[29]

مجموعه‌ی این اقدامات در سطح استان به گونه‌‌ای مؤثر واقع شد که تنها ادارات، شرکت‌ها و کارخانجات دولتی مجبور به چراغانی در ایام نیمه شعبان شدند؛ هر چند ساواک سمنان در گزارش خود سعی در القای عدم توجه مردم نسبت به دستور امام (ره) را نمود، ولی در لابه‌لای سطور گزارشی که در این رابطه تهیه کرد حرکت تأثیرگذار مردم به خوبی مشهود است‌‌:

«وضعیت حوزه استحفاظی این سازمان از تاریخ 29 الی 31 جاری به شرح زیر می‌باشد.

1 . ورامین. با اقداماتی که به عمل آمده کارخانجات، شرکت‌ها، ادارات و مؤسسات دولتی و خصوصی و همچنین تا حدود ده درصد کسبه و دکانداران منطقه ورامین به مناسبت جشن نیمه شعبان چراغانی نموده و اتفاق سویی رخ نداده است.

2 . دماوند. روز نیمه شعبان فقط در شهر دماوند کسبه از چراغانی و تزیین دکاکین خودداری، لکن وضع در شهرستان مذکور کاملاً عادی است.

3 . دامغان. وضعیت دامغان عادی و جشن با وضع با شکوهی برقرار گردیده و لذا در حدود یازده باب مغازه‌ها به صورت متفرقه بسته بودند.

4 . در شاهرود وضع عادی به جز پخش چند برگ اعلامیه در تاریخ 29 / 4 مبنی بر عدم برگزاری جشن نیمه شعبان اتفاقی رخ نداد و به جز عده معدودی از بازاریان بقیه در برگزاری جشن شرکت نمودند.

5 . سمنان. وضع عادی بوده و به جز عده‌‌ای بازاری، اکثر طبقات مختلف مردم در برگزاری جشن شرکت نموده‌اند و اتفاق قابل عرضی رخ نداده است.»[30]

به همین علت است که ساواک در خبر دیگری در رابطه با چگونگی برپایی جشن‌های دستوری و دولتی در نامه‌‌ای به اداره کل سوم نوشت‌‌:

«برابر تحقیقات، دستورات صادره از طرف وزارت کشور به وسیله جناب استاندار به آقایان فرمانداران و شهرداران ابلاغ و با همکاری سازمان‌های ذیربط نسبت به برگزاری جشن نیمه شعبان اقدامات لازم معمول و به طور کلی نتیجه مطلوب بود.»[31]

اقدام مردم مذهبی و متدین در عدم برگزاری مراسم جشن و سرور در اعیاد شعبانیه به میزانی مؤثر بود که امام خمینی(ره) در تاریخ بیست و یکم ماه شعبان در پیامی خطاب به مردم ایران فرمود‌‌:

«اینجانب از عموم ملت شریف ایران متشکرم که با همبستگی و وحدت کلمه در سوم و 15 شهر شعبان یک مرتبه دیگر به رژیم منحط ثابت کرد که با اراده ملت نمی‌تواند مقابله کند و این رفراندومی بود بی نظیر از مخالفت سراسری ایران با شاه.»[32]

 

ماه مبارک رمضان

با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برپایی مجالس دینی و سخنرانی‌های مذهبی در مساجد و حسینیه‌ها و دیگر اماکن مذهبی توسعه یافت و این فرصت بسیار مناسبی برای افشاگری علیه جنایات رژیم شاهنشاهی بود. اداره کل سوم ساواک که متوجه این موقعیت بود با صدور دستورالعملی سراسری «خنثی‌سازی اقدامات و تحریکات روحانیون افراطی و متعصبین مذهبی در ماه مبارک رمضان» را خواستار شد.[33]

اولین روز ماه مبارک رمضان سال 1357ش مصادف با چهاردهم مرداد بود و متعاقب آن جلسات مختلف وعظ و خطابه در سطح استان با بهره‌گیری از روحانیون بومی و همچنین دعوت از سخنرانانی از دیگر شهرها شکل گرفت.[34]

حضور چشمگیر مردم متدین و روزه‌دار در مجالس و مراسم از موانع اصلی نیروهای نظامی و امنیتی برای برخورد با سخنرانان انقلابی بود‌‌:

«در مسجد آرادان گرمسار... حدود 500 نفر از اهالی منجمله 8 نفر از معممین شرکت داشته‌اند. ابتدا قرائت قرآن به وسیله پخش صوت از روی نوار خوانده می‌شد و مردم نشسته بودند که ناگهان یکی از وعاظ حاضر در مجلس بلند شد و دستگاه پخش صوت را قطع نمود و خود مقابل میکروفن قرار گرفت و ضمن سخنرانی تحریک آمیز دستگاه سلطنت را با دستگاه فرعون مقایسه نموده و مردم را سخت تحریک می‌نمود. در این حال سربازان و رییس پاسگاه ژاندارمری آرادان در حالی که دارای اسلحه بودند مقابل مسجد ایستاده بودند و قصد داشتند که داخل مسجد شده و سخنران را دستگیر نمایند ولی مردم مانع از کار آنها می‌شدند.»[35]

«در ساعت 1800 روز 27 / 5 / 37 شهربانی ورامین از منبر رفتن سید کاظم قاسمی به علت عدم سپردن تعهد جلوگیری که این امر باعث تظاهراتی در ورامین می‌گردد. در نتیجه حدود بیست نفر دستگیر می‌گردند. اینک ساواک سمنان اعلام داشته گرچه شهر آرام است ولی ضرورت دارد تا از منازل دستگیرشدگان و چند نفر دیگر که شدیداً مظنون به فعالیت و تحریک دیگران می‌باشند بازرسی به عمل آید.»[36]

نیروهای نظامی و انتظامی که توان مقابله و جلوگیری از برپایی این جلسات را نداشتند در شهرستان دامغان مجبور به بستن یکی از حسینیه‌های شهر شدند‌‌:

«شیخ شاهچراغی شبها در تکیه خوریای دامغان وعظ می‌کرده است و از طریق شهربانی از هیئت امناء تکیه خواسته شده که یکی از افراد مورد اعتماد بایستی تعهد بسپارد و لکن کسی حاضر به دادن تعهد نشده است؛ از این رو شهربانی درب تکیه مذکور را بسته و دیشب 21 / 5 / 37 عده‌‌ای از مردم که در مسجد جامع دامغان نشسته بودند و شیخ شاهچراغی برای آنان وعظ می‌نمود به طور دستجمعی با فرستادن صلوات به طرف تکیه خوریا حرکت نمودند.»[37]

از دیگر اقداماتی که در ماه مبارک رمضان که ماه تزکیه و عبادت و شب‌زنده‌داری بود توسط جوانان انقلابی صورت گرفت تخریب برخی از اماکن فساد بود‌‌:

«حدود ساعت 0240 روز جاری[هفتم ماه رمضان] انبار مشروب فروشی واقع درخیابان تهران. کوچه برنجی شهرستان شاهرود به وسیله افراد ناشناسی طعمه حریق شده... به احتمال قوی این اقدام وسیله متعصبین مذهبی انجام گرفته است.»[38]

«ساعت 0130 دقیقه بامداد روز جاری[بیست و نهم ماه رمضان‌] مشروب‌فروشی ‌هارتون واقع در خیابان تهران شاهرود دچار حریق گردیده که بلافاصله خاموش می‌شود و نامه تهدیدآمیزی به کریشا صاحب مشروب فروشی واقع در خیابان رضاشاه کبیر نوشته شده که تا پنج روز دیگر وی نیز به سرنوشت هارتون دچار خواهد شد.»[39]

شکستن شیشه‌ی برخی از بانک‌ها در حاشیه تظاهرات شبانه نیز از دیگر اقدامات این ایام بود‌‌:

«حدود ساعت 2200 مورخه 27 / 5 / 37 عده‌‌ای ناشناس مبادرت به شکستن شیشه‌های بانک صادرات واقع در خیابان رضا شاه کبیر و بانک پارس درخیابان ششم بهمن شاهرود را نموده‌اند.»[40]

«برابر تحقیقات معموله در وقایع مورخ 27 / 5 / 27 شاهرود عاملین پس از شکستن شیشه بانک پارس موادی مشتعل کننده به داخل بانک انداخته و قصد آتش زدن بانک را داشته که دامنه حریق به جایی نرسیده و بلافاصله خاموش شده است.»[41]

 «حدود ساعت یک بامداد روز جاری[29 / 5‌] به وسیله عوامل ناشناسی دو جام از شیشه‌های بانک ملی خیابان فردوسی شاهرود شکسته و عوامل از تاریکی شب استفاده و فرار می‌نمایند.»[42]

این حرکت منجر به دستگیری تعداد 26 نفر از تظاهرکنندگان شب نیمه ماه مبارک رمضان در سمنان شد‌‌:

«به دنبال وقایع مورخه 27 / 5 / 37 تعداد 26 نفر به اتهام شرکت در تظاهرات و شکستن شیشه‌های بانک صادرات و پارس شهرستان شاهرود وسیله شهربانی دستگیر که پس از تحقیقات مقدماتی از 18 نفر آنان رفع سوءظن به عمل آمده و آزاد گردیده‌اند و تعداد 8 نفر به اسامی‌‌: 1. سید ابوالفضل امامی فرزند سید محمد 2. مصطفی سرابی فرزند سید مجید 3. مجتبی سرابی فرزند سید مجید 4. علی اصغر عامریان فرزند رجب 5. مجید ابوالقاسمی فرزند علی 6. عبدالحمید شهابی فرزند حسن 7. محمود مددی فرزند محمدحسن 8. سید احمد حسینی فرزند سید علی میرزا؛ به این سازمان اعزام که پس از بازجویی‌های لازم و تکمیل پرونده به دادسرای نظامی گرگان اعزام خواهند شد.»[43]

با نزدیک شدن لیالی قدر که شور و هیجان مراسم مذهبی نیز بیشتر می‌شد ضد اطلاعات پادگان چهل دختر به فرمانداری سمنان نوشت‌‌:

«در نظر است که عده‌ای از متعصبین مذهبی در روزهای احیا از شهرهای شاهرود و کاشان به طرف تهران پیاده روی نمایند و این افراد هر یک، یک تخته پتو و مقداری چلوار با خود حمل می‌نمایند.»[44]

و همچنین گزارش شد‌‌:

«به طوری که استماع می‌شود ماجراجویان و خرابکاران قصد دارند روز 21 ماه مبارک رمضان و عید فطر در سراسر کشور دست به تظاهرات وسیعی بزنند.»[45]

این تظاهرات صورت گرفت و برخی از گزارش‌های برپایی آن به شرح زیر به ثبت رسید‌‌:

«از ساعت 1430 تظاهراتی در شهرستان شاهرود انجام که با مداخله نیروهای انتظامی و ارتش این تظاهرات در ساعت 1510 خاتمه پذیرفت و مأمورین انتظامی چند تیر هوایی شلیک و دو نفر زخمی گردیده و در حال حاضر نیروی ارتش در شهر گشت می‌دهد و اوضاع به صورت عادی درآمده است.»[46]

«به دنبال تظاهرات روز 4 / 6 / 2537 در گرمسار مأمورین شهربانی مذکور دو نفر از عاملین و محرکین تظاهرات مزبور به اسامی قاسم بوربور و حاج اسماعیل شیرین ‌بیان را دستگیر و تحت تعقیب قرار داده‌اند.»[47]

«ساعت 1300 روز 4 / 6 / 2537 مأمورین شهربانی سمنان شخصی به نام عباس ترابی فرزند حبیب کارمند اداره دارایی سنگسر را به اتهام پخش اعلامیه مضره دستگیر و تحت تعقیب قرار داده‌اند.»[48]

«ساعت حدود 2316 مورخه 7 / 6 / 57 تعدادی حدود 400 نفر پس از خاتمه وعظ سیدابراهیم جوادی از مسجد شاه جو به خیابان آمده و شروع به دادن شعار زنده و پیروز باد خمینی نموده که پس از دخالت پلیس افراد متفرق و بدون هیچگونه اتفاق ناگواری تظاهرات به پایان و اوضاع به حال عادی برگشت.»[49]

در این نوبت خروشِ مردم متدین و مذهبی به میزانی بود که تقویت نیروهای نظامی با هدف سرکوبی بیشتر تظاهرات مردمی در دستور کار قرار گرفت‌‌:

«ساعت 1700 روز جاری جلسه فوق‌العاده شورای هماهنگی تشکیل و بنا به تقاضای شهربانی استان یک ‌دسته ضربت به تعداد 20 نفر با تجهیزات کافی در شهربانی استان مستقر و کمیته‌ای با شرکت نمایندگان شهربانی ژاندارمری و این سازمان تشکیل که تا خاتمه منبر وعاظ مراقب اوضاع بوده و پرسنل شهربانی استان نیز در محل‌های مورد نظر گماشته شدند.»[50]

«پایگاه چهل‌دختر پنجاه نفر نظامی با تجهیزات لازم را در تاریخ 12 ماه جاری در اختیار شهربانی استان قرار داده و موضوع نیز به تصویب نیروی زمینی رسیده و حدود ساعت 1930 مورخه 12 ماه جاری افراد نظامی از شاهرود به سمنان وارد و در اختیار شهربانی قرار گرفته و تعداد یکصد نفر نظامی با تجهیزات کامل نیز از طریق پادگان چهل‌دختر از ساعت 2030 مورخه 12 ماه جاری در اختیار شهربانی شاهرود قرار گرفته شد و برابر موافقت شورای هماهنگی مورخه 8 ماه جاری پرسنل ژاندارمری با استعداد یک دسته کنترل اغتشاش که جمعاً پنجاه نفر می‌باشند از ساعت هفت بامداد مورخه 13 ماه جاری در اختیار شهرهای استان قرار گرفته و این دسته از تاریخ 9 ماه جاری در مواقع ضروری به شهربانی کمک نموده است.»[51]

با پایان یافتن ماه مبارک رمضان نماز عید فطر در مساجد شهر سمنان بدون هیچگونه حادثه‌‌ای اقامه شد ولی استقبال پر شور مردم از حجت‌الاسلام علی اکبر ادب که از زندان آزاد شده بود به تظاهراتی گسترده علیه نظام شاهنشاهی تبدیل گردید‌‌:

«از صبح روز جاری نماز عید سعید فطر در مساجد سمنان برگزار و بدون هیچگونه حادثه‌ای پایان پذیرفت و چون علی‌اکبر ادب پیشنماز مسجد شاه جو که قبلاً به اتهام اقدامات ضد امنیتی در گرگان بازداشت بوده مورخه 12 / 6 / 57 از زندان آزاد و روز جاری به سمنان مراجعه نموده عده‌ای حدوداً دوهزار نفر با اتومبیل و موتورسیکلت به استقبال وی به ‌بخش سرخه 20 کیلومتری سمنان عزیمت و در مراجعت حدود دوهزار نفر دیگر در ابتدای میدان شاه به آنان پیوسته و در مسیر خیابان شاه حرکت و عده‌ای از آنان شعار می‌دادند که مراقبت‌های لازم معمول و حادثه‌ای رخ نداده است.»[52]

 

17 شهریور تهران و انعکاس آن در استان سمنان

در پنجم شهریور ماه سال 1357ش رژیم شاهنشاهی که در برابر حرکت گسترده‌ی مردم ناتوان شده بود جعفر شریف امامی را با شعار «آشتی ملی» در جایگاه نخست‌وزیری قرار داد. وی نیز در اولین اقدام تاریخ شاهنشاهی را که در 25 اسفند ماه سال 1354ش با تصویب مجلسین جایگزین تاریخ هجری شمسی شده بود مجدداً به تاریخ هجری شمسی تغییر داد.

طبیعی بود که تغییر نخست‌وزیر و اقدامات و شعارهای عوام‌فریبانه‌ی او مبنی بر بستن قمارخانه‌ها و کازینوها، مردمی را که تحت رهبری امام خمینی(ره) کمر به نابودی استبداد و استعمار بسته و به مطلبی غیر از سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برپایی حکومت اسلامی فکر نمی‌کردند قانع نمی‌کرد و به همین دلیل تظاهرات در شهرهای مختلف ادامه یافت‌‌:

«اکبری یکی از کارمندان هنرستان صنعتی سمنان اظهار داشت: سبب اصلی تظاهرات مسجد جامع سمنان مورخه 8 / 6 / 57 شیخی به نام احمدی بود که در منبر ضمن سخنانی بر علیه دولت اظهارات ضدمیهنی نموده و گفته است ما نخواستیم که نخست‌وزیر تغییر نماید منظور ما شاه می‌باشد.»[53]

در جریان راهپیمایی عظیم مردم تهران در روز عید فطر در جلسه روحانیت مبارز تهران تصمیم به اعلام تعطیلی و راهپیمایی روز پنجشنبه 16 شهریورماه گرفته شد. [54] بازتاب این تصمیم در شهرهای مختلف استان سمنان چنین به ثبت رسیده است‌‌:

«ساعت 1130 روز جاری[16 شهریور] جمعیتی حدود 300 نفر که مغازه‌های خود را در شاهرود بسته بودند به مسجد مدرسه قلعه رفته و پس از پایان مراسم مذهبی از مسجد خارج و قصد داشتند به منازل خود مراجعت نمایند که مأمورین شهربانی به آنان اعلام می‌نمایند که هرچه زودتر متفرق شوند و چون عده‌ای به اخطار مأمورین توجه نمی‌نمایند وسیله مأمورین چند تیر هوایی شلیک و مردم متفرق و در حال حاضر وضع عادی است. ضمناً به عرض می‌رساند که دکاکین ورامین و دماوند نیز به حال تعطیل درآمده است.»[55]

«در شهرهای شاهرود، ورامین و دماوند حدود هشتاد درصد از مغازه‌ها بسته و در شهرهای سمنان و دامغان مغازه‌ها باز و به طور کلی در شهرستان‌های حوزه استحفاظی وضع عادی و اتفاق مهمی قابل عرض نمی‌باشد.»[56]

«در صبح روز 16 / 6 / 57 تعدادی در حدود 400 نفر مرد و 150 نفر زن که روبند به صورت داشته‌اند به مسجد قلعه واقع در خیابان پهلوی شاهرود رفته و در هنگام خارج شدن زنها پلاکتهای[پلاکاردهای] پارچه‌ای در دست داشته که روی آنها شعارهای زنده باد خمینی و مرگ بر 66[شاه] نوشته شده بوده و قصد تظاهرات داشته‌اند که مأمورین شهربانی از مردم خواسته‌اند متفرق شوند و عده‌‌ای متفرق گردیده‌اند و عده‌ای هم به گفته مأمورین توجهی ننموده که مأمورین به ناچار چند تیر هوایی شلیک می‌نمایند و مردم کاملاً متفرق می‌شوند.» [57]

در روز هفدهم شهریورماه که مصادف با روز جمعه بود تظاهرات مردم تهران در میدان ژاله به خاک و خون کشیده شد. این کشتار میدان ژاله را به «میدان شهدا» و این روز را به «جمعه سیاه» تبدیل کرد. بازتاب این خبر در استان سمنان با تعطیلی نمازهای جماعت و راهپیمایی آغاز شد‌‌:

«از روز 18 / 6 / 1357 سه نفر از پیشنمازان مساجد دامغان به اسامی سید محمود ترابی، سید مسیح شاهچراغی و شیخ محمد ترابی از برگزاری نماز جماعت در مساجد خودداری نموده‌اند.[58]

«برابر اطلاع واصله کلیه روحانیون سمنان قصد دارند ساعت 1600 روز جاری در مسجد جامع اجتماع و احیاناً دست به تظاهراتی بزنند.»[59]

متعاقب آن تظاهراتی که مورد پیش‌‌بینی بود با نظم و ترتیب خاصی صورت گرفت‌‌:

«ساعت 1600 روز 19 / 6 /  / 1357 حدود 500 نفر از اهالی سمنان از جمله چهار نفر روحانی به اسامی محمدعلی عالمی. سید محمد شاهچراغی. محمدتقی نصیری و عبدالحسین لنکرانی در مسجد جامع آن شهر اجتماع و محمدعلی عالمی که از افراد قشری می‌باشد پیرامون اعلام حکومت نظامی و وعده‌های دولت سخنرانی تحریک‌آمیزی ایراد و عبدالحسین لنکرانی نیز اعلام داشت به علت وقایع اخیر تهران مدت سه روز نماز جماعت برگزار نخواهد شد. آنگاه حاضرین در مسجد با در دست داشتن پلاکاردهای پارچه‌ای که روی آنها شعار مضره نوشته شده بود ضمن دادن شعار مضره از مسجد خارج و حدود 200 نفر آنان در حالی که روحانیون فوق‌الذکر به جز عبدالحسین لنکرانی در پیشاپیش جمعیت حرکت می‌کردند و در میدان شاهنشاهی تعدادی زن نیز به آنها پیوستند در مسیر خیابان نصیری حرکت و در انتهای خیابان مزبور بدون درگیری متفرق گردیدند.»[60]

پس از آن تلگراف‌هایی توسط علمای شهر خطاب به جعفر شریف امامی صادر شد[61] و در برخی از شهرهای استان این تظاهرات با اقدامات تخریبی همراه شد:

«حدود 4 بامداد روز جاری[18 شهریور] توسط افراد ناشناس در ایوانکی شیشه بانک صادرات شکسته و آتش‌‌سوزی ایجاد گردیده است.»[62]

و روز هفتم شهدای تهران به تعطیل سراسری مغازه‌ها در شهرهای مختلف استان انجامید‌‌:

«روز جاری[23 شهریور] به مناسبت هفتمین روز کشته ‌شدگان حوادث اخلالگرانه روز جمعه تهران، در شهرستان‌های حوزه استحفاظی به جز قصابی‌ها و نانوایی‌ها و میوه‌فروشی‌ها و چند داروخانه بقیه مغازه‌ها تعطیل و تا این ساعت آرامش در سراسر منطقه برقرار، اتفاق مهمی رخ نداده است.»[63]

«روز جاری کلیه مغازه‌های بازار دامغان به مناسبت هفتم کشته ‌شدگان تهران تعطیل و اکثر مغازه‌های شهر نیز به همین مناسبت تعطیل عمومی نموده‌اند.»[64]

«روز 23 / 6 /  / 57 کلیه مغازه‌های شهرستان شاهرود به استثناء نانوایی‌ها . قصابی‌ها . میوه فروشی‌ها و داروخانه‌ها تحت عنوان اینکه هفتمین روز کشته شدن اخلالگران در تهران عزای ملی می‌باشد، تعطیل نموده‌اند.»[65]

 

مجلس شهادت امام صادق ‌‌‌علیه‌السلام و ضرب و شتم ‌آیت‌الله عالمی

پنجم مهرماه سال 1357ش مصادف با 24 ماه شوال و شب شهادت حضرت امام جعفر صادق ‌‌‌علیه‌السلام بود. بعد از ظهر این روز مجلسی در مسجد جامع سمنان منعقد گردید و متعاقب آن جمعیت حاضر در مسجد با شعار «درود بر خمینی» به خیابان آمدند‌‌:

«... بلافاصله پلیس سر رسیده و با شدت عمل نسبت به متفرق نمودن آنان اقدام و سه نفر از محرکین به نامان غلامحسین کردی کارگر و اسلام وطنی آموزگار در سرخه و حسن نجار آموزگار در سرخه دستگیر و به شهربانی اعزام [شدند.]»[66]

فردای این روز که مصادف با روز شهادت امام صادق ‌‌‌علیه‌السلام بود مجلسی در مسجد عابدینیه برگزار شد که سخنران آن حجت‌الاسلام سید رضا اکرمی بود. پس از سخنرانی ایشان تظاهراتی در حمایت از دستگیر شدگان تظاهرات قبل صورت گرفت‌‌:

 «جمعیت حاضر در مسجد که حدود 1000 نفر بوده به راه افتاده و تعدادی حدود 100 نفر زن نیز به همراه آنان بوده و به طرف مسجد سلطانی به حرکت درآمده و پس از حضور در مسجد مذکور ابتدا یکی از قشریون مذهبی به نام عبدالمحمد نژاد لو که میکروفونی در دست داشته با صدای بلند اظهار می‌نماید من به همسرم وصیت نموده‌ام تا سه نفری که وسیله شهربانی دستگیر گردیده آزاد نشوند از این محل خارج نخواهم شد. سپس برادرش و بعد از آن سید رضا اکرمی و آنگاه شیخ محمدباقر عبدوست و در خاتمه شیخ علی اکبر ادب پشت میکروفون قرار گرفته و به جهت شرکت جوانان در تظاهرات از آنان تشکر و گوشزد نموده‌اند بدون هیچگونه عمل خلافی متفرق شوند که در ساعت 30 / 11 جمعیت بدون دخالت پلیس متفرق و اتفاقی روی نداده است و سه نفر مندرج در شماره پیروی از طریق شهربانی آزاد گردیدند.»[67]

این تظاهرات که در صبح بدون درگیری خاتمه یافته بود، بعد از ظهر پس از سخنرانی حجت‌الاسلام اکرمی در مسجد شاهجو ادامه یافت و با درگیری‌هایی همراه بود‌‌:

«در حدود 500 نفر زن و مرد شروع به تظاهرات می‌نمایند و هنگامی که به فلکه سی‌سر رسیده رییس شهربانی با اتومبیل سرویس وارد فلکه سی‌سر شده و چند بار بوق آژیر کشیده که در این زمان سنگی به طرف اتومبیل رییس شهربانی پرتاب و یکی از درجه‌داران یک تیر هوایی شلیک و سپس مأمورین مردم را متفرق می‌نمایند.»[68]

در گزارش‌های ارسالی ساواک سمنان اشاره‌‌ای به چگونگی ضرب و شتم ‌آیت‌الله عالمی نشد ولی هنگ ژاندارمری سمنان در همین تاریخ می‌نویسد:

«خبر رسیده حاکیست لیله گذشته خبرنگار روزنامه اطلاعات در سمنان به نام محمد فرنود به منزل واعظ محمدعلی عالمی رفته و در پیرامون شایعات در خصوص کتک‌کاری وسیله مأمورین نسبت به وی با نامبرده مذاکره نموده است و اطلاعات مکتسبه را در اختیار گرفته و قرار است که در روزنامه اطلاعات ثبت نمایند و اضافه شده اخبار و اطلاعات مکتسبه از وعاظ مذکور در کلاسور[ی‌] که همراهش می‌باشد ضمیمه است.»[69]

ساواک سمنان پس از دریافت گزارش هنگ ژاندارمری گزارشی از تظاهرات روز پنجم مهرماه به مرکز ارسال نمود که با گزارش‌های قبلی متفاوت بود و در آن به «شدت عمل نسبت به متفرق نمودن» تظاهرکنندگان اشاره کرد‌‌:

«در تاریخ 5 / 7 / 57 از ساعت 1600 الی 1800 مجلسی به مناسبت شهادت امام جعفر صادق در مسجد جامع سمنان برگزار که پس از ختم مجلس عده‌‌ای حدود 300 نفر از مسجد جامع خارج و مبادرت به دادن شعار درود بر خمینی نموده که بلافاصله پلیس سر رسیده و با شدت عمل نسبت به متفرق نمودن آنان اقدام و سه نفر از محرکین به نامان غلامحسین کردی کارگر و اسلام وطنی آموزگار در سرخه و حسن نجار آموزگار در سرخه دستگیر و به شهربانی اعزام که قرار است پس از تحقیقات پرونده آنان به دادسرای شهرستان سمنان احاله گردد.»[70]

و حجت‌الاسلام سیدرضا اکرمی نیز در سخنرانی مورخه ششم مهر ماه در مسجد عابدینیه به این موضوع اشاره کرده است‌‌:

«شهربانی اگر جرأت نداشت چرا اجازه برقراری مجلس را داده و اگر اجازه داده چرا مردم را کتک می‌زند که در نتیجه حجت‌الاسلام آقای عالمی به علت کتک خوردن در منزل بستری می‌باشد و ما پس از پایان مجلس دستجمعی به عیادت ایشان خواهیم رفت.»[71]

 

بازتاب محاصره منزل امام خمینی (ره) در استان سمنان

در آغاز مهرماه سال 1357ش حزب بعث عراق براساس توافقاتی که در راستای پیشگیری از فعالیت‌های امام خمینی (ره) صورت داده بود بیت ایشان را به محاصره نیروهای نظامی درآورد.

انعکاس این خبر در ایران اعتصاب همگانی و اعتراضات مردمی بسیاری را به دنبال داشت. این اعتراض در شهرهای مختلف استان سمنان با بستنِ مغازه‌های بازار و خیابان آغاز شد‌‌:[72]

«وضعیت حوزه استحفاظی به شرح زیر به استحضار می‌رسد.

1. سمنان در حدود 30 درصد باز و بقیه تعطیل. 2. شهرستان دامغان حدود 40 درصد باز و بقیه تعطیل است. 3. شهرستان شاهرود مغازه‌های خیابان اکثراً باز و بازار تعطیل است. 4. ورامین حدود 30 درصد باز و بقیه تعطیل است. 5. دماوند حدود 30 درصد باز و بقیه تعطیل است.»[73]

و در ادامه با تظاهرات سازماندهی شده از سوی روحانیون مبارز ادامه یافت‌‌:

«عده‌‌ای از روحانیون منجمله محمدعلی عالمی به همراه تعداد چند نفر از اهالی محل در مدرسه معارف اسلامی واقع در خیابان پهلوی تجمع و آن طوری که قرائن و امارات نشان می‌دهد گویا قصد تظاهرات دارند.»[74]

«در تاریخ 9 / 7 / 57 حدود نود درصد از کسبه این شهرستان مغازه‌های خود را تعطیل و از ساعت 830 به تدریج جمعیت زیادی در مسجد جامع اجتماع نموده و آنگاه روحانیون سمنان نیز در مسجد حاضر ابتدا سید محمد شاهچراغی فرزند سید حسن مطالبی ایراد و سپس محمدتقی نصیری فرزند رضا ضمن ایراد سخنانی درباره خمینی اظهار داشته است: تمام مسئولین دولتی تمام رؤسای جمهوری دنیا بدانند که اگر خدای ناکرده یک تار مو از سر آقا کم شود و یا اینکه از دنیا برود ایران پایمال می‌شود. ایران از بین می‌رود و 40 سال طول خواهد کشید که ایران دوباره درست شود و در پایان متن تلگرافی که تهیه نموده بودند به شرح زیر قرائت نمود.

سفارت کبری عراق. رونوشت روزنامه اطلاعات. رونوشت نخست‌وزیری

محاصره خانه مرجع عالیقدر جهان یعنی حضرت آیت اله العظمی الامام خمینی وسیله قوای نظامی دولت عراق و سلب آزادی از آن مرجع بزرگ که مغایر با اعلامیه سازمان ملل متحد می‌باشد موج انزجار و تنفر جامعه روحانیت و مردم را برانگیخته است. جامعه روحانیت عمل دولت عراق را محکوم و عموم طبقات مردم با اعتصاب و تعطیل و اجتماع در مسجد نظرات روحانیت را تایید می‌نمایند. تقاضا می‌شود متن تلگراف را به نظر رییس جمهوری برسانند و به این وضع خاتمه دهید و عموم شیعیان جهان را بیش از این جریحه ‌دار نکنید.

پس از پایان این برنامه جمعیت بدون توجه به تذکر نامبرده که مردم را به آرامش دعوت نموده بود توجه نکرده و با دادن شعار (درود بر خمینی. خمینی بت شکن خدا نگه‌دار تو) از مسجد به داخل خیابان در حالی‌که پرچم‌هایی که روی آنها شعارهایی به شرح زیر نوشته شده بود (سلام بر آنها که لذت مرگ را بر ذلت ننگ برگزیدند. اله‌اله روح‌اله زنده باد حزب‌اله. هر زمینی زمین کربلا است هر ماه محرم است و هر روز عاشورا است) در دست داشتند دست به تظاهرات زدند و به محض اینکه مأمورین انتظامی مستقر در میدان تیرانداز را دیدند شعار عوض نمودند اظهار داشتند (ارتش برادر ماست خمینی رهبر ماست. ارتش تو خون ملتی چرا اسیر دولتی) و جمعیت تظاهر کننده تا جلو بانک ملی رفتند و در آنجا متفرق گردیدند.»[75]

 

آغاز اعتصابات کارمندی و کارگری

در شرایطی که انقلاب اسلامی در التهابِ محاصره‌ی بیت امام خمینی (ره) در کشور عراق قرار داشت و تظاهرات مردمی از انسجام و وحدت بیشتری برخوردار شده بود زمزمه‌ی اعتصاب کارگری در معادن طزره وابسته به ذوب آهن شاهرود به بهانه‌ی امور صنفی شنیده شد[76] و از طرف دانش‌آموزان سمنان نیز اعلامیه‌‌ای تهیه و توزیع گردید که در آن «از کلیه دانش‌آموزان در 5 بند خواسته شده تا دست به اعتصاب بزنند.»[77] و در شاهرود نیز‌‌:

«کارگران و کارکنان سازمان برق و نیز کارمندان اداره تعاون و امور روستاها در سرکار خود حاضر لکن فعلاً کاری انجام نمی‌دهند و به حالت اعتصاب به سر می‌برند. ضمناً اکثر بازاری‌های شاهرود مغازه‌های خود را تعطیل نموده‌اند.»[78]

چند روز بعد وضعیت اعتصاب در شهرهای مختلف استان سمنان اینگونه گزارش شد‌‌:

«در حوزه استحفاظی این سازمان روز جاری به جز قصابی، نانوایی و میوه فروشی بقیه مغازه‌ها تعطیل و آرامش برقرار است که ساعت 1500 به مناسبت کشته شدگان در مساجد جامع سمنان، جامع دامغان و مدرسه قریه شاهرود [مجالسی‌] برگزار شود و فرهنگیان نیز در این مجالس شرکت خواهند نمود که پیش بینی‌های لازم از طریق شهربانی به عمل آمده است و هرگونه اتفاقی به موقع به عرض خواهد رسید.»[79]

«وضعیت حوزه استحفاظی به شرح زیر به عرض می‌رسد.

الف. سمنان

در ساعت 1530 روز 24 / 7 / 57 مجلسی به مناسبت کشته‌شدگان اخیر تهران با مشارکت فرهنگیان و روحانیون و سایر طبقات مردم در مسجد جامع سمنان برگزار و پس از سخنرانی واعظی ناشناس حدود ساعت 1740 جمعیتی قریب 5000 نفر از مسجد جامع به طرف چهارراه مازندران به حرکت درآمده و سپس جلو میدان تیرانداز روی جاده نشسته و در این هنگام علی‌اکبر ادب روحانی افراطی به وسیله بلندگوی دستی خواسته‌های روحانیون سمنان را به شرح زیر بیان نمود.

1 . لغو حکومت نظامی

2 . تأمین خواسته‌های فرهنگیان سمنان

3 . آزادی زندانیان سیاسی به خصوص علامه نوری و روحانی

4 . برقراری حکومت اسلامی

5 . لغو قراردادهای فرهنگی سیاسی و اقتصادی با کشورهای شوروی آمریکا و انگلیس

6 . لغو قانون‌هایی غیر از قانون‌های اسلامی

7 . مراجعت خمینی به ایران

سپس جمعیت وارد خیابان منوچهری گردیده؛ آنگاه به خیابان یغما و رستاخیز وارد و مجدداً از طریق خیابان شاه وارد مسجد شاه شده و در این هنگام دبیری به نام شریفی اظهار داشته که خواسته‌های ما خواسته روحانیون است که در این محل در ساعت 1930 جمعیت متفرق و اتفاقی روی نداده است.

ب. دامغان

حدود ساعت 1530 روز 24 / 7 / 57 مجلسی به مناسبت کشته‌شدگان اخیر تهران در مسجد جامع دامغان برگزار و پس از تلاوت قرآن و سخنرانی سید حسن شاهچراغی و سید محمد ترابی جمعیتی که حدود 4000 نفر زن و مرد بوده‌اند از مسجد مذکور به طرف فلکه شهر با دادن شعارهای درود بر خمینی ارتش برادر ماست خمینی رهبر ماست به حرکت درآمده و سید حسن شاهچراغی فرزند مسیح که از روحانیون افراطی می‌باشد با در دست‌ داشتن بلندگو اظهار می‌داشت آنهایی که انتظامات کشور را در اختیار دارند باید منتظر جواب ملت باشند و جواب آنهایی که گل به رویشان ریخته بدهند و نیز مهدی امیدوار که از افراد سابقه‌‌دار است رهبری زنان را به عهده گرفته و با صدای بلند شعار می‌داد که کشور ما حسینی است رهبر ما خمینی است بمیرد دشمن خونخوار تو... در این میان سید محمد ترابی مردم را به آرامش دعوت نمود و[2‌] فقره تلگراف جهت خمینی و رییس‌جمهور فرانسه تهیه و یک فقره هم مربوط به بیانیه 10 ماده‌ای فرهنگیان تهیه و جهت نخست‌وزیر مجلسین سنا و شورا روزنامه اطلاعات و کیهان جمعیت طرفداران حقوق بشر مخابره نمودند.

پ. شاهرود

مجلس ختمی از ساعت 1630 در مدرسه غله[قلعه‌] شاهرود برگزار ابتدا سید مهدی میرباقری به منبر رفته و در زمینه بزرگداشت این روز و مصطفی خمینی سخنرانی و مجلس در ساعت 1740 پایان و جمعیتی حدود هزار نفر از مسجد خارج که عده‌‌ای قصد تظاهرات داشته که به اخطار پلیس متفرق و هیچگونه اتفاقی روی نداده است.

ت. ورامین

مجلسی به همین مناسبت در حسینیه بنی‌فاطمیه ورامین برگزار و حدود 1500 نفر در این مجلس شرکت که پس از سخنرانی یکی از وعاظ جلسه بدون هیچگونه اتفاقی در ساعت 1830 پایان پذیرفته است.»[80]

 

پی‌نوشت‌ها:


[1]. سند شماره‌‌‌: 1398 / 14ﻫ - 6 / 3 / 37 و سند شماره‌‌‌: 1416 / 14ﻫ - 6 / 3 / 37 و سند شماره‌‌‌: 1430 / 14ﻫ - 6 / 3 / 37 و بسیاری از اسناد دیگر، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان سمنان، جلد سوم، مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[2]. سند شماره‌‌‌: 1500 / 14‌‌‌ / ﻫ - 8 / 3 / 37، همان.

[3]. سند بدون شماره مورخه: 9 / 3 / 2537، همان.

[4]. سند شماره‌‌‌: 139 / 1 / 02 / 501 - 11 / 3 / 37، همان.

[5]. سند شماره‌‌‌: 1577‌‌‌ / 14ﻫ - 13 / 3 / 37، همان.

[6]. سند شماره‌‌‌: 1803‌‌‌ / 14ﻫ - 20 / 3 / 37، همان.

[7]. سند شماره‌‌‌: 1790‌‌‌ / 14ﻫ -20 / 3 / 37، همان.

[8]. سند شماره‌‌‌: 1595‌‌‌ / 14ﻫ - 13 / 3 / 37، همان.

[9]. سند شماره‌‌‌: 1648‌‌‌ / 14ﻫ - 14 / 3 / 37. در تحقیقاتی که پیرامون شناسایی هویت شیخ مورد نظر صورت گرفت معلوم شد‌‌‌: «شیخ مورد بحث ابوالقاسم عالمی برادر زاده محمدعلی عالمی روحانی افراطی سمنان می‌باشد. نامبرده از طرف آیات ثلاثه قم حامل پیام مذکور بوده» سند شماره‌‌‌: 1891‌‌‌ / 14ﻫ - 22 / 3 / 37، همان.

[10]. گزارش بدون شماره مورخه 14 / 3 / 37، همان.

[11]. گزارش بدون شماره مورخه 15 / 3 / 2537، همان.

[12]. سند شماره‌‌‌: 1696‌‌‌ / 14ﻫ – 15 / 3  / 37 ، همان.

[13]. گزارش بدون شماره مورخه 14 / 3  / 37 ، همان.

[14]. سند شماره‌‌‌: 1361 / گ 10 - 18 / 3  / 37 ، همان.

[15]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 3، مرکز بررسی اسناد تاریخی، سند شماره‌‌‌: 42 / 1 / 23 / 5 / 5 – 25 / 3 / 2537.

[16]. سند شماره‌‌‌: 2035‌‌‌ / 14ﻫ - 27 / 3 / 37، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان سمنان، جلد سوم، مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[17]. سند شماره‌‌‌: 2184‌‌‌ / 14ﻫ – 3 / 4 / 37، همان.

[18]. سند شماره‌‌‌: 2172‌‌‌ / 14ﻫ - 3 / 4 / 37، همان.

[19]. سند شماره‌‌‌: 2047‌‌‌ / 14ﻫ - 27 / 3 / 37، همان.

[20]. سند شماره‌‌‌: 2176‌‌‌ / 14ﻫ - 3 / 4  / 37 ، همان.

[21]. سند شماره‌‌‌: 2015‌‌‌ / 14ﻫ - 27 / 3  / 37، همان.

[22]. سند شماره‌‌‌: 1239‌‌‌ / 14ﻫ و - 27 / 4  / 37، و سند شماره‌‌‌: 2815 /  14ه – 31 / 4  / 37، همان.

[23]. سند شماره‌‌‌: 2713‌‌‌ / 14ﻫ - 24 / 4  / 37، همان.

[24]. سند شماره‌‌‌: 2715‌‌‌ / 14ﻫ - 24 / 4  / 37، همان.

[25]. سند شماره‌‌‌: 2884‌‌‌ / 14ﻫ – 31 / 4  / 37، همان.

[26]. سند شماره‌‌‌: 2818‌‌‌ / 14ﻫ - 31 / 4  / 37، همان.

[27]. سند شماره‌‌‌: 2850‌‌‌ / 14ﻫ – 31 / 4  / 37، همان.

[28]. سند شماره‌‌‌: 2854‌‌‌ / 14ﻫ - 31 / 4  / 37، همان.

[29]. سند شماره‌‌‌: 1409‌‌‌ / 14ﻫ و – 17 / 5  / 37، همان.

[30]. سند شماره‌‌‌: 2830‌‌‌ / 14ﻫ - 31 / 4  / 37، همان.

[31]. سند شماره‌‌‌: 2907‌‌‌ / 14ﻫ - 2 / 5  / 37، همان.

[32]. سند شماره‌‌‌: 3185‌‌‌ / 14ﻫ - 12 / 5  / 37، همان.

[33]. سند شماره‌‌‌: 2903‌‌‌ / 14ﻫ - 2 / 5  / 37، همان.

 .[34]حجت‌الاسلام مبشری برای سخنرانی در مسجد محمدیه و مسجد افتخاری شهرستان شاهرود دعوت شده بود. سند شماره‌‌‌: 3319 / 14ﻫ-19 / 5  / 37. حجت‌الاسلام هاشمی شهمیرزادی در مسجد جامع سمنان منبر می‌رفت. سند شماره‌‌‌: 3324 / 14ﻫ- 20 / 5 / 37. حجت الاسلام حاج سیدعباس افتخار برای سخنرانی در حسینیه مدرسه قلعه و مسجد غربای شاهرود دعوت شده بود. سند شماره‌‌‌: 3327‌‌‌ / 14ﻫ ـ 21 / 5 / 37. آیت‌الله حاج سید هاشم بطحایی در مسجد جامع دامغان سخن می‌گفت. سند شماره‌‌‌: 3363 / 14ﻫ- 21 / 5 / 37. در یکی از گزارش‌های ساواک در این باره آمده است‌‌‌: «تا کنون بنا به دعوت جمعی از روحانیون سمنان وعاظ مشروحه زیر به این شهر وارد و از منبر استفاده می‌نمایند و ضمن مراقبت‌هایی که از نامبردگان به عمل آمده واعظین ردیف یک و دو و سه چند شبی است که مبادرت به اظهارات خلاف روی منبر نموده و به نظر می‌رسد که قصد تحریکاتی داشته باشند؛ لذا روز جاری به شهربانی استان اعلام گردید که به سه نفر مذکور و بانیان مجلس ابلاغ نمایند که به این سازمان مراجعه تا ضمن دادن تذکرات لازم توجه آنان به ماده قانون‌های مندرج در امریه معطوفی جلب و چنانچه به تذکرات این سازمان وقعی نگذاشتند بند 2 امریه مذکور درباره آنان اجرا گردد. 1. سید ابراهیم هاشمی شهمیرزادی، اهل شهمیرزاد، ساکن قم که در مسجد جامع منبر می‌رود. 2. سید علی شاهچراغی ساکن قم که در مسجد عابدینیه و تالار شکوه منبر می‌رود. 3. سید ابراهیم جوادی ساکن قم در مسجد شاهجو. 4. علی اصغر تقوی ساکن مشهد در مسجد محلات و غدیر آباد شاهجو. 5. محمدعلی اسمعیلی ساکن مشهد در مسجد محمدیه.  . ذبیح‌اله صدوق ساکن مشهد که در مسجد صاحب‌الزمان. 7. شیخ اسداله احمدی ساکن قم در مسجد بازار و شترخان. 8. علی‌اصغر نعمتی ساکن قم در تکیه ناظمیان.» سند شماره‌‌‌: 3409 / 14ﻫ- 24 / 5  / 37، همان.

[35]. سند شماره‌‌‌: 1416- 18 / 5  / 37، همان.

[36]. گزارش بخش 312 اداره کل سوم ساواک مورخه 29 / 5  / 37، همان.

[37]. سند شماره‌‌‌: 3397‌‌‌ / 14ﻫ ـ 23 / 5  / 37، همان.

[38]. سند شماره‌‌‌: 3323‌‌‌ / 14ﻫ ـ 20 / 5  / 37، همان.

[39]. سند شماره‌‌‌: 4025‌‌‌ / 14ﻫ ـ 11 / 6 / 57، همان.

[40]. سند شماره‌‌‌: 3499‌‌‌ / 14ﻫ ـ 28 / 5  / 37، همان.

[41]. سند شماره‌‌‌: 3544‌‌‌ / 14ﻫ ـ 29 / 5  / 37، همان.

[42]. سند شماره‌‌‌: 3543‌‌‌ / 14ﻫ ـ 29 / 5  / 37، همان.

[43]. سند شماره‌‌‌: 3570‌‌‌ / 14ﻫ ـ 29 / 5  / 37، همان.

[44]. سند شماره‌‌‌: 3639‌‌‌ / 14ﻫ ـ 2 / 6  / 37، همان.

[45]. سند شماره‌‌‌: 3677‌‌‌ / 14ﻫ ـ 4 / 6  / 37، همان.

[46]. سند شماره‌‌‌: 3772‌‌‌ / 14ﻫ ـ 4 / 6 / 37، این تظاهرات دارای دستگیری‌های دیگری هم بود‌‌‌: «شهربانی شاهرود 4 نفر به نامان مجید نجفی فرزند علی اکبر محصل کلاس ششم شبانه دبیرستان پهلوی و عبدالجواد فرهادی فرزند اصغر شغل خواربارفروش و علیرضا یونسی فرزند محمد شغل کارمند ذوب‌آهن و احمد جعفریان فرزند اکبر شغل کمک راننده را به اتهام شرکت در تظاهرات روز بیست و یکم[ماه] رمضان و دادن شعارهای ضد ملی و اهانت به مقام شامخ سلطنت و حمله به مأمورین و تحریک مردم به بلوا و آشوب به این سازمان اعزام داشته.» سند شماره‌‌‌: 3817‌‌‌ / 14ﻫ ـ 6 / 6 / 37، همان.

[47]. بولتن خبری ساواک بدون تاریخ و شماره، تظاهرات این روز شهرستان گرمسار دستگیر شدگان دیگری نیز داشت‌‌‌: «هفت نفر مشروحه زیر که مورخ 4 / 6 جاری به اتهام شرکت در تظاهرات توسط شهربانی گرمسار دستگیر گردیده بودند همان روز به مرکز اعزام [شدند.] 1. سید محمدعلی موسویان 2. غلامحسین موحد 3. مظاهر عربی 4. حسین علی آشوری 5. تقی شرفیه 6. علی بوستانی 7. ابولقاسم نظری» سند شماره‌‌‌: 3798‌‌‌ / 14ﻫ ـ 5 / 6  / 37، همان.

[48]. همان

[49]. سند شماره‌‌‌: 3829‌‌‌ / 14ﻫ ـ 8 / 6  / 37، همان.

[50]. سند شماره‌‌‌: 3892‌‌‌ / 14ﻫ ـ 8 / 6  / 37، همان.

[51]. سند شماره‌‌‌: 4066‌‌‌ / 14ﻫ ـ 13 / 6  / 37، همان.

[52]. سند شماره‌‌‌: 4072 /  ﻫ ـ 13 / 6  / 37، همان.

[53]. سند شماره‌‌‌: 1893‌‌‌ / 14ﻫ د ـ 16 / 6 / 57، همان.

[54]. شهید آیت‌الله حاج شیخ فضل‌الله محلاتی(ره) در این باره می‌گوید‌‌‌: «روز چهارشنبه ما جلسه داشتیم و صبح تا عصر رفقا نظرهای مختلف ابراز می‌کردند. بعضی‌ها می‌گفتند باید اعلامیه داد. یادم هست من مسئول ستاد برگزاری راه پیمایی شده بودم. با یکی از رفقا اعلامیه هم نوشتیم مع ذلک خیلی از رفقا ترسیدند و رفتند ولی ما رفتیم که این راه پیمایی را اداره کنیم.» انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک . کتاب نهم . ص 490 به نقل از‌‌‌: خاطرات و مبارزات شهید محلاتی. ص 93 و 94.

[55]. سند شماره‌‌‌: 4108‌‌‌ / 14ﻫ ـ 16 / 6 / 57، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان سمنان، جلد سوم، مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[56]. شماره‌‌‌: 4109‌‌‌ / 14ﻫ ـ 16 / 6 / 57، همان.

[57]. سند شماره‌‌‌: 4197‌‌‌ / 14ﻫ ـ 18 / 6 / 57، همان.

[58]. بولتن ساواک بدون شماره و تاریخ، همان.

[59]. سند شماره‌‌‌: 4203‌‌‌ / 14ﻫ ـ 19 / 6 / 57، همان.

[60]. بولتن ساواک بدون تاریخ و شماره 4، همان.

[61]. سند شماره‌‌‌: 4206 / 14 / ه- 19 / 6 / 57، همان. متن یکی از این تلگراف‌ها چنین است‌‌‌: «آقای مهندس شریف امامی . با اینکه راهپیمایی و ابراز احساسات مذهبی مسلمین در نقاط مختلف ایران پس از اداء نماز عید فطر که به نقل جراید تا پنج میلیون نفر تخمین زده‌اند بدون کوچکترین برخورد سویی پایان یافته و حتی به سربازان و نظامیانی که با آنان برخورد نموده‌اند گل نثار شده که این عمل نشانه صلح‌‌جویی می‌باشد؛ ولی شما طبق وعده و نوید‌هایی که برای جلب رضایت عمومی عنوان نمودید می‌بایستی از این صلح‌جویی استفاده و در مقام استمالت برآیید؛ متأسفانه علیرغم قول و قرارهایی که در بادی امر عنوان نمودید به تشکیل حکومت نظامی در شهرهای بزرگ مبادرت و به بهانه تشکیل اجتماعات به روی مردم مسلمان بی‌پناه رگبار آتش گشوده و جمع کثیری از زن و مرد و حتی اطفال بی‌گناه را به خاک و خون کشید[ید]. این عمل غیرانسانی نه تنها جامعه مسلمین را عزادار کرد بلکه جامعه انسانیت را در هر مرام و مسلکی غمناک ساخته است؛ لذا جامعه روحانیت و مردم مسلمان شهرستان سمنان مراتب انزجار و تنفر خود را از این عمل وحشیانه و غیرانسانی که حکومت نظامی دولت شما مرتکب شده و بر تمدن ادعایی ایران خط بطلان کشیده و تاریخ کشور را ننگین ساخته شدیداً اعلام و نسبت به برقراری حکومت نظامی در شهرهای ایران که مانع انجام فرایض دینی است اعتراض می‌نمایند.»

[62]. سند شماره‌‌‌: 4205‌‌‌ / 14ﻫ ـ 18 / 6 / 57، همان.

[63]. سند شماره‌‌‌: 4257 / 14 / ﻫ- 23 / 6 / 57، همان.

[64]. سند شماره‌‌‌: 4278‌‌‌ / 14ﻫ ـ 23 / 6 / 57، همان.

[65]. سند شماره‌‌‌: 4362‌‌‌ / 14ﻫ ـ 25 / 6 / 57، همان.

[66]. سند شماره‌‌‌: 4585‌‌‌ / 14ﻫ ـ 6 / 7 / 57، همان.

[67]. سند شماره‌‌‌: 4587‌‌‌ / 14ﻫ ـ 6 / 7 / 57، همان.

[68]. سند شماره‌‌‌: 4589- 7 / 7 / 57، همان.

[69]. سند شماره‌‌‌: 4 / 906 / 1 / 501- 7 / 7 / 57، همان. چند روز بعد این خبر به صورت زیر گزارش شد‌‌‌: «در تاریخ 6 / 7 / 57 که عده‌ای از مردم به منظور عیادت نامبرده بالا به منزل وی رفته بودند شخصی به نام غلامعلی رحیمیان کارمند بازنشسته دادگستری که جزء این عده بوده جوانی را به نام محمود فرنود[ به] عالمی معرفی و اظهار می‌دارد که نامبرده خبرنگار اطلاعات است جریان وقایع روز 5 / 7 / 1357 را بگویید که در روزنامه بنویسند.» سند شماره‌‌‌: 4789‌‌‌ / 14ﻫ ـ 15 / 7 / 57، همان.

[70]. سند شماره‌‌‌: 4602‌‌‌ / 14ﻫ ـ 8 / 7 / 57، همان.

[71]. سند شماره‌‌‌: 4790‌‌‌ / 14ﻫ ـ 15 / 7 / 57، همان.

[72]. سند شماره‌‌‌: 459‌‌‌ / 14ﻫ ـ 8 / 7 / 57، همان.

[73]. سند شماره‌‌‌: 4676‌‌‌ / 14ﻫ ـ 9 / 7 / 57، همان.

[74]. سند شماره‌‌‌: 4 / 910 / 1 / 66 / 401- 9 / 7 / 57، همان.

[75]. سند شماره‌‌‌: 4706‌‌‌ / 14ﻫ ـ 12 / 7 / 57، همان.

[76]. سند شماره‌‌‌: 4742‌‌‌ / 14ﻫ ـ 13 / 7 / 57، همان.

[77]. سند شماره‌‌‌: 4775‌‌‌ / 14ﻫ ـ 15 / 7 / 57، همان.

[78]. سند شماره‌‌‌: 4799‌‌‌ / 14ﻫ ـ 15 / 7 / 57، همان.

[79]. سند شماره‌‌‌: 5044‌‌‌ / 14ﻫ ـ 24 / 7 / 57، همان.

[80]. سند شماره‌‌‌: 5051‌‌‌ / 14ﻫ ـ 24 / 7 / 57، همان.



































































بدون حضور زنان انقلاب اسلامی به پیروزی نمی‌رسید



بدون حضور زنان انقلاب اسلامی به پیروزی نمی‌رسید



تجمع مردم انقلابی دامغان در یک راهپیمایی در آستانه پیروزی انقلاب با حضور مرحوم حجت‌الاسلام حاج سید عبدالله تقوی



تجمع مردم در میدان امام خمینی گرمسار در بهمن 57



تشییع پیکر پاک شهدای انقلاب اسلامی



حضور دانش آموزان در صف انقلاب اسلامی



دامغان



دانش آموزان در صف انقلاب اسلامی



راهپیمایی بزرگ مردم گرمسار سال 57



راهپیمایی مردم سمنان در بهمن 57



همه برای نابودی رژیم سلطنتی متحد بودند



آیت‌الله محمد تقی نصیری



آیت‌الله محمدعلی عالمی



حجت‌الاسلام محمد تقی عبدوس



حجت‌الاسلام و المسلمین سید مسیح شاهچراغی
منبع: مقدمه جلد سوم انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان سمنان( با تلخیص و یراستاری)، مرکز بررسی اسناد تاریخی، چاپ اول، سال 1398.
 

تعداد مشاهده: 293

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:

تقویم تاریخ

کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.