سال 1401، «سال تولید، دانش‌بنیان و اشتغال‌آفرین» *** امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: توجه به امور و وقایع گذشته جهت خبردادن به امور آینده، و نیز عبرت‌ گرفتن و پند پذیری، آنچه را که گذشتگان تجربه کرده‌اند از برای خردمندان بسنده و کافی است. شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، جلد 20، صفحه 274، به نقل از آثارالصادقین، آیت‌الله احسان‌بخش.**** تاریخ، روشنگر نسل‌های آینده است. امام خمینی(قدس سره)، صحیفه امام، ج 3، ص 434.

 

 

شرحی بر اسناد

خروج امام خمینی(ره) از عراق و استقرار در پاریس در 14 مهر 1357


تاریخ انتشار: 13 مهر 1399


بحران روز افزون رژیم در سال 1357 و تداوم تظاهرات و راهپیمایی‌ها و برگزاری مراسم بزرگداشت شهدا و چهلم‌ها و اعتراضات در شهرها و همچنین حجم ورود اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی امام از عراق به ایران در تحریک و تهییج مردم و آوردن مردم به صحنه‌ی تظاهرات اعتراض‌آمیز علیه رژیم، تأثیر انکار ناپذیری داشت. این مسئله مقامات امنیتی و اطلاعاتی را به فکر چاره‌جویی اساسی انداخت. بر اساس مفاد قرارداد الجزایر در سال 1975 میلادی (1354 شمسی) دو کشور ایران و عراق علاوه بر تعیین خطوط مرزی، در امور سیاسی نیز متعهد شدند از فعالیت ضد یکدیگر دست برداشته و گروه‌‌ها‌ی معارض را حمایت نکنند. یکی دیگر از موضوعات مورد تأکید و توافق دو کشور عدم حمایت از مخالفان سیاسی همدیگر بود. بنابراین مقامات ایرانی از مقامات عراقی خواستند تا محدودیت‌های بیشتری برای فعالیت‌های امام اجرا کنند و هر بار که نوار و اعلامیه‌ای به ایران می‌رسید، این درخواست تکرار می‌شد. این در حالی بود که انجام مصاحبه‌ی امام خمینی با نشریه فرانسوی لوموند در اردیبهشت 1357 و انعکاس آن در اروپا صدای اعتراضات علیه رژیم پهلوی را جنبه فرا ملی بیشتری داد. از طرفی عراقی‌ها هم که از نفوذ و محبوبیت ایشان نزد شیعیان مطلع بودند، در چند نوبت از امام خمینی تقاضا کردند که فعالیت‌های سیاسی‌شان را محدود نمایند.[1] در یکی از این موارد مقامات عراقی با احضار حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی به وی پیام دادند که به آقای خمینی بگوید که فعالیت‌ها به صورت علنی نباشد. امام با شنیدن این پیام گفتند: «این آغاز کار است. شما به بعثی‌ها بگویید من چنین چیزی را نمی‌پذیرم. من نمی‌توانم ساکت باشم و در ایران کسانی که به من اعتقاد دارند، مبارزه کنند و خون بدهند. اگر اینان نمی‌خواهند من اینجا باشم، می‌روم جای دیگر و حرفم را می‌زنم.» همچنین عراقی‌ها اصرار داشتند که نوارهای سخنرانی امام از طریق عراق به ایران فرستاده نشود و اعلامیه‌ها نیز در عراق تکثیر نشوند. مدتی بعد سعدون شاکر، رئیس کل تشکیلات امنیت عراق با امام ملاقاتی نمود. شاکر در این ملاقات بیان داشت: «مطابق تحولات جدید در رابطه‌ی ما با ایران قرار بر این است که به مخالفان یکدیگر اجازه فعالیت ندهیم و ما هم به این تعهد پای‌بند هستیم. از این رو از شما درخواست می‌کنیم که به فعالیت‌های علنی خود علیه شاه ایران خاتمه دهید.» امام در پاسخ فرمودند: «من دست از فعالیت‌های خود بر نمی‌دارم. من نمی‌توانم مردم ستم‌دیده‌ی ایران را که زیر ستم شاه هستند فراموش کنم.» شاکر دوباره ‌یادآوری کرد ما نیز موظفیم به تعهدمان عمل کنیم و نگذاریم شما فعالیتی داشته باشید. امام فرمودند: «شما اگر ناگزیر هستید، من از عراق می‌روم. هر کجای دنیا باشم زیلویم را پهن می‌کنم و کار را انجام می‌دهم. هرجا که مستعمره‌ی شاه ایران نباشد و مأموران او آنجا حضور نداشته باشند.»[2] با این وقایع در اول مهرماه 1357 منزل ایشان به محاصره‌ی نیروهای انتظامی عراق در آمد. به این ترتیب امام خمینی که همواره با اتکا به پروردگار و با هوشیاری خاص خودشان، مسائل سیاسی را ارزیابی می‌کردند و به موقع تصمیم می‌گرفتند، در این ماجرا نیز پس از مشاهده‌ی برخورد رژیم بعث عراق سریعاً تصمیم به رفتن از عراق گرفتند. امام قصد داشتند به سوریه بروند اما روابط عراق با این کشور به شدت تیره بود و امکان سفر به آنجا وجود نداشت. بعد تصمیم داشتند که ابتدا به کویت رفته و از آن طریق در اولین فرصت ممکن به سوریه بروند. تنظیم کننده سفر به کویت، حجت‌الاسلام عباس مُهری نماینده‌ی امام در کویت بود. روز 12 مهر 1357 امام خمینی و همراهانشان به قصد مرز کویت از نجف خارج شدند. اما در صفوان ـ مرز عراق و کویت ـ مأموران به دستور امیر کویت اجازه‌ی ورود به ایشان را ندادند[3] و آنها مجبور شدند که به بصره برگردند و روز 13 مهر به بغداد بروند و سرانجام در تاریخ 14 مهر 1357 از طریق فرودگاه بغداد به سوی پاریس عزیمت کردند. طبق اسناد ساواک در تمام مدتی که امام خمینی تصمیم به خروج از عراق گرفتند تا استقرار در پاریس، تمامی مرزهای زمینی، هوایی و دریایی ایران به دستور پرویز ثابتی مدیر کل امنیت داخلی ساواک در حالت آماده باش امنیتی قرار داشتند تا در صورت ورود احتمالی ایشان به ایران فوراً دستگیر و به تهران منتقل شوند.[4]

*****

 

پی‌نوشت‌ها:


[1] . سیر مبارزات امام خمینی(ره) به‌روایت اسناد ساواک، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ج 6، ص 404 و 403.

[2] . پا به پای آفتاب، ستوده، امیررضا، ج 2، ص 204 و 205.

[3] . سند ساواک به شماره 1496- 12 / 7 / 57 سیر مبارزات امام خمینی(ره) به روایت اسناد ساواک، ج 6، ص 453، 454 و 429 و 406.

[4] . همان، گزارش سه صفحه‌ای ساواک به شماره 67908 به تاریخ 13  / 7 / 57، صفحات 416 الی 419 و راعی گلوجه، سجاد، مبارزات امام خمینی از هجرت به فرانسه تا بازگشت به ایران به‌روایت اسناد، چاپ اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، ص 17 و 18.

این متن از مقاله‌ی: اقامت امام خمینی(ره) در پاریس و پیامدهای داخلی و بین‌المللی آن ـ بخش نخست، منتشره در سایت این مرکز به نشانی زیر انتخاب شده است:

http: / / historydocuments.ir =2122






















































منبع اسناد: بایگانی اسناد امام خمینی(ره) در ساواک، بولتن خبرگزاری پارس 12 / 7 / 1357 و انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 12، ص 24 تا 28، 76 تا 82، 107، 108، 190 و 363، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
 

تعداد مشاهده: 1242

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:

تقویم تاریخ

کانال‌های اطلاع‌رسانی در پیام‌رسان‌ها

       
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.