سال 1399، سال جهش تولید *** امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: اسباب عبرت و پندپذیری چقدر بسیار، و عبرت‌پذیران چه کم و اندک‌اند! بحارالانوار، جلد 75، صفحه 69، به نقل از آثارالصادقین، آیت‌الله احسان‌بخش. *** تاریخ مهم است؛ از اهمیت تاریخ نبایستی صرف نظر کرد. تاریخ عبرت است. مقام معظم رهبری در دیدار اعضای گروه تاریخ صدای جمهوری اسلامی ایران- 18/ 11/ 1370

 

مقالات با درج سند

سروده‌ای در امید فرارسیدن پیروزی بر رژیم پهلوی – (14)

نجات مکتب اسلام، نجات جاودان باشد


تاریخ انتشار: 25 تير 1399


کتابخانه از جمله مکان‌هاى فرهنگی مهم و تأثیر گذار است که در آن بالندگی و رشد به فراخور کتاب خوانان و کتابداران مطلع و آگاه که افراد را به اهداف فکری و مطالعاتی نزدیک می‌کنند و از دانش خویش مراجعه کنندگان را بهره‌مند می‌سازند، حاصل می‌گردد. بدیهى است که مطلب یاد شده مخصوص کتابخانه‌ها و کتابدارانى است که در چارچوب صحیح اسلامی و معرفت الهى به فعالیت مشغولند و اگر غیر از این باشد، خروجی آن چه بسا بسیار زیانبار و گمراه کننده است.

در دوران خفقان رژیم ستمشاهى کتابخانه‌هایى که در مساجد دایر مى‌شد هر چند در بسیارى موارد از اندوخته‌هاى بسیار ناچیزى برخوردار بود ولى به علت اخلاص و انگیزه برپاکنندگان آن و کتابدارانى که در آن انجام وظیفه مى‌کردند از خروجى‌هاى بسیار ارزشمندى برخوردار بود و کسانی که در آن زمان سری به این کتابخانه‌ها زده باشند و یا اهل کتابخوانی و مطالعه بودند خاطرات خوش و سازنده‌ای از آنگونه کتابخانه‌ها در ذهن خود دارند.

     در آن ایام بسیارى از کتب نویسندگان مذهبى- سیاسی از طرف سردمداران ساواک ممنوعه اعلام شده بود و دسترسی به برخی از کتاب‌ها مشکل و در برخی مواقع بسیار سخت و غیر ممکن می‌نمود. کتابخانه‌های مساجد بعضاً عهده‌دار تهیه مخفیانه و محرمانه اینگونه کتاب‌ها بودند تا آن را به دست طالبان و جویندگان تشنه آگاهی و روشنگری برسانند. یکی از این کتابخانه‌ها که خوشبختانه سند آن موجود است و تقدیم می‌گردد، کتابخانه مهدی موعود(عج) در مسجد فر دانش بازارچه محله جوادیه راه آهن تهران بود. این کتابخانه با این که مکان کوچک و محقری بود ولی با وجود جوانان مذهبی، فعال و پر شور برکات زیادی به همراه داشت و بسیاری از کتاب‌های ممنوعه در آن زمان بین افراد مطمئن و شناخته شده دست به دست می‌گشت و موجب آگاهی و زدودن جهل تحمیلی رژیم دیکتاتوری پهلوی می‌شد.

یکی از گردانندگان کتابخانه یاد شده آقای حسین پرستار بود. نامبرده در حال حاضر یکی از هنرمندان شناخته شده کشورمان می‌باشد و در آثار مهم و درخشانی مانند: سریال قصه‌های تبیان، سریال معمای شاه، سریال زمانه، سریال اگر باران ببارد، سریال امام علی (ع)، مسیر عشق (مسافر کربلا)، یوسف پیامبر، فیلم او و فیلم زیر نور ماه ایفای نقش کرده است.

در سند زیر مشاهده می‌شود که در آذر سال 1352 ایشان ضمن صحبت و انتقاد از وضع اجتماعی در حال مطالعه کتاب اسلام شناسی دکتر علی شریعتی بوده و در لای کتاب شعر دست نویسی از م.کیمیا با عنوان«نجات جاودان» وجود داشته که توسط منبع نفوذی ساواک به شماره 9675 -که احتمالاً از بچه‌های محله بوده- اخذ و به دست ساواک می‌رسد. ساواک به این مسئله حساس شده و دستور شناسائی مراجعه کنندگان و گردانندگان کتابخانه مهدی موعود(عج) را می‌دهد.

    

 

هوا سرد است و تاریک است

و من تنهاى تنهایم

در این صحراى ظلمانى

ولى یک گوهر رخشنده دارم نزد خویش اکنون

و آن آزادى انسان قرن ماست!

***

و از اطراف من

صداى زوزه گرگان رسد بر گوش

ـ چه گرگانى که در ظاهرنماى آدمى دارند

و در نزدیک آنها

روبهان

آن روبهان پست هرجایى

که هر لحظه زنند برپاى زشت گرگها بوسه

***

و بعد از ساعتى آن روبهان

با چهره‌هاى زشت خود

که گویى چهره «عاص» است و «نمرود» است

به سوى من همى آیند و مکارانه مى‌گویند:

«برون‌افکن از دستت

چه چیز است آن؟!

خرافات است و ننگین است!

و گویى تو نمى‌دانى

تو اکنون «نسل امروزى» و پیروزى

برون‌افکن، از دستت!»

***

و من با خشم همچون شیر مى‌غرم و مى‌گویم

نفس بندید اى نامردان!

اى نوکران پست هرجایى!

من آگاهم

و من دانم که مى‌خواهید

ربایید از کفم این گوهر فرزانگى ما را

همین گوهر که:

آزادى انسان است و انسان است

و نور پاکى از انوار اسلام است

***

نه هرگز من نخواهم داد، این گوهر

که نور پاک قرآن و فضیلت‌هاى انسانى است

نه، هرگز من نخواهم داد این گوهر

که آغشته به خون پاک مردان است

همان مردان که در جنگ «احد» آهسته جان دادند

***

شما اى روبهان پست ناآگاه!

عبث کوشید

دیگر نسل ما آگاه و بیدار است

گذشت آن دوره سستى و بیهوشى

که بیدارى ما، در پرتو انوار اسلام است

***

رسانید این پیام من

به اربابان خویش اکنون

همان گرگان، از فضیلت دور

نه هرگز من نخواهم داد این گوهر

که روشن ساخته راهم به سوى نور و آزادى

رها شد نسل ما از چنگ پستى‌ها

و اکنون دوره ننگ شما باشد

نجات «مکتب اسلام» نجات جاودان باشد.

***

هوا سرد است و تاریک است و صحرا سخت ظلمانى

صداى زوزه گرگان رسد بر گوش

اما گوهر رخشنده در دستم

و در مشرق، فراز  کوهها و قله‌ها

من نور مى‌بینم

و گویى صبح نزدیک است

***

سرودى مى‌رسد بر گوش من

گویى سرود پاکمردان است

و من در اوج شادى مى‌شناسم آن صداها را

غریو پرخروش مردها، روشنگران راه آزادى

که جان دادند در راه فضیلت‌هاى انسانى

همان مردان

ابوذر[ها] و یاسرها و «حر»ها را که مى‌گویند:

اکنون دوره آزادى نسل جوان باشد

نجات مکتب اسلام، نجات جاودان باشد








منبع: فریاد هنر، اشعار مردمی به روایت اسناد ساواک، صفحات 69 تا 73 (با تغییر مدخل و ویراست جدید)، مرکز بررسی اسناد تاریخی، چاپ اول، سال 1386.
 

تعداد مشاهده: 112

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:

تقویم تاریخ

کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.