سال 1401، «سال تولید، دانش‌بنیان و اشتغال‌آفرین» *** امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: و رعیت نیازمند و پریشان می‌شود به خاطر توجه حکمرانان به جمع و گردآوردن مال و دارائی و بدگمانی به پایداری حکومت و به ریاست خود و کم بهره‌ بردنشان از پیش‌آمدها و پندها و اندیشه در احوال روزگار. المعجم المفهرس لالفاظ نهج‌البلاغه از کتاب 53-86 ، به نقل از آثارالصادقین، آیت‌الله احسان‌بخش.**** ما باید از تاریخ عبرت ببریم. امام خمینی(قدس سره)، صحیفه امام، ج 18، ص 411.

 

 

روزشمار اسنادی


حمایت رژیم پهلوی از تشکیلات ضاله بهائیت و پیشرفت آنها در مشاغل مهم سیاسی و اقتصادی از موضوعات قابل تامل و بررسی می‌باشد. اسناد و مدارک موجود نشان می‌دهد که این حمایت از یک سو ناشی از برنامه ضد اسلامی پهلوی ها‌ و از سوی دیگر ناشی از حمایت کشورهای خارجی و خاصه آمریکا- انگلیس- اسرائیل بوده است. در سند زیر می‌بینیم که «سید محمد» معروف به «سلطان الواعظین شیرازی» از علمای برجسته‌ی دوره‌ی پهلوی، به دلیل سخنرانی‌هایش علیه حزب بهائیت از سیرجان به کرمان تبعید شده است. این که رژیم پهلوی در سال 1313 این عالم بزرگوار را صرفاً به خاطر مواضعش راجع به بهائیت آن هم در شهرستان سیرجان برنتابیده، نشان از وجود دست‌های پنهان استعمار در این زمینه دارد. تبعید مرحوم سلطان الواعظین بر اساس این سند با واکنش‌های شدید مردمی همراه بوده است: «به قرار راپرت واصله طرفداران مشارالیه در سیرجان جلساتی به عنوان عزاداری تشکیل، دکاکین را تعطیل نموده‌اند. والی امروز به محل حرکت [و] برای جلوگیری از بی‌نظمی دستور به ساخلو داده است.»



عضویت در احزاب رژیم پهلوی در نوع خود منحصر به فرد بوده است. بسیاری از افراد بدون اینکه تمایلی به عضویت و یا حتی شناختی از اهداف و برنامه‌های حزب داشته باشند صرفاً به دستور مقامات بالاتر عضو می‌شدند. از کسانی که بیشترین نقش را در عضویت افراد داشت، محمدرضا پهلوی بود. وی مشخص می‌کرد که چه کسانی در کدام حزب عضویت داشته باشند. در سند زیر در این مورد آمده است: «دکتر شاهکار گفته تا روزی که قرار بود کمیته مرکزی حزب ملیون انتخاب شود اطلاعی نداشته که او هم عضو اعضای حزب خواهد بود و به سمت عضو کمیته مرکزی تعیین خواهد شد، ولی همان روز آقای نخست وزیر با وی مذاکره کرده و اظهار داشته‌اند اعلیحضرت همایونی امر فرموده‌اند که او هم باید با حزب ملیون همکاری کند.»



 دو سند زیر از کتاب رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک(29)، حبیب ثابت پاسال (تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1395، ص 115 و 191) انتخاب شده‌اند. حبیب ثابت پاسال سرمایه‌دار بهائی بود و در سال 1337 شرکت تلویزیون ملی ایران را تأسیس کرد. عضویت پاسال در تشکیلات بهائیت و متعهد بودن وی به اوامر تشکیلات بارها در اداره تلویزیون مسئله‌ساز شد. تشکیلات بهائیت از پاسال انتظار داشت اوامر و دستورهای تشکیلات را درباره مناسبت‌های تاریخی و مانند آن رعایت کند. از وی و شرکت تلویزیون انتظار می‌رفت ایام خاص مربوط به تاریخ تشکیلات بهائیت، را در پخش برنامه‌های تلویزیونی مد نظر قرار دهد. دو سند زیر به این مسئله در سال‌های 1340 و 1342 اشاره دارند.



سند دیگر امروز به تدابیر شدید امنیتی در شهرستان قم برای مقابله با اعتراضات عمومی در سال 1342 اشاره دارد. بر اساس این صورت جلسه موارد زیر پیش‌بینی و اجراء گردیده بود. 1 - متعهد کردن صاحبان تکایا و برپا کنندگان مجالس تعزیه به انجام صرف مراسم روضه‌خوانی. 2- تذکر به وعاظ و روضه‌خوانان در مورد نپرداختن به مسائل سیاسی در منابر. 3- مشخص کردن مسیرهای عزاداری برای هر دسته و هیئت. 4- تمرکز نیروهای پلیس برای سرکوب اعتراضات احتمالی. 5- تجهیز هنگ ژاندارمری برای همکاری با شهربانی در روزهای تاسوعا و عاشورا. 6- درخواست نیروی تقویتی برای کمک به ژاندارمری و شهربانی. 7- تعقیب و دستگیری وعاظ و سخنرانان معترض پس از پایان عاشورا.



سند زیر به انتصاب «آیت‌الله محمد صادق کرباسچی تهرانی» به جای «آیت‌الله مرتضی پسندیده» برای اخذ وجوهات شرعیه‌ی امام اشاره دارد. علت این انتصاب کنترل شدید آیت‌الله پسندیده از سوی ساواک و شرایط سخت تبعید ایشان بوده است. آیت‌الله کرباسچی از وکلای تام الاختیار حضرت امام بود که به همین خاطر نیز چندین بار تبعید شده بود. در حاشیه‌ی این سند راجع به ایشان آمده است: «شیخ محمد صادق کرباسچی یکی از روحانیون مورد اعتماد خمینی است که قبلاً نیز در اخذ وجوهات شرعی فعالیت‌هایی داشته است و به همین سبب [نیز] به مدت سه سال تبعید محکوم گردیده بوده است.»



 سند زیر روایت دیگری است از نفوذ انقلاب تا عمق روستاها. پیام انقلاب اسلامی شهر، روستا و عشایر را در می‌نوردید. روستاهای جنوب ایران البته به دلیل حضور برخی از مردم این روستاها در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، موقعیت خاصی داشتند. برخی از این مهاجرین خود حامل پیام‌های انقلابی بودند. این پیام‌ها با کمک کتاب و نوار منتقل می‌شد. نکته مهم دیگر حضور فعال روحانیت [در این سند: سید حسن نساوه] در پراکندن و نشر انقلاب اسلامی است.



 در حالی که مبارزات انقلابی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) اساس و بنیان رژیم پهلوی را هدف گرفته بود، برخی افراد، گروه‌ها و جریان‌ها در صدد سازش با رژیم و مشروعیت بخشیدن به آن بودند. جریان اخیر می‌کوشید مبارزات مردم را به سوی سازش با رژیم منحرف کند. جریان سازش بر اجرای قانون اساسی مشروط تأکید داشت حال آن که جریان انقلابی برای رژیم اعتبار و مشروعیتی قائل نبود بلکه در صدد جایگزین کردن الگوی حکومتی جدید (حکومت اسلامی یا جمهوری اسلامی) به جای نظام پادشاهی مشروطه بود. سندهای زیر روایت‌هایی از این دو جریان را ارائه می‌کنند. امام خمینی(ره) به عنوان رهبر سازش ناپذیر مبارزات انقلابی مردم ایران، رژیم پهلوی را از اساس قبول نداشت. در سوی دیگر افرادی چون مظفر بقایی قرار داشتند. بقایی که در دهه چهل امیدوار بود به عنوان نخست وزیر زمام کارها را به دست بگیرد (نک: مظفر بقایی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1383، ج 2،ص 250) با مأمورین سازمان اطلاعات و امنیت در ارتباط بود:
«در یک جلسه خصوصی با شدت و هیجان و به طوری که اشک در چشمانش حلقه زده بود، اظهار می‌کرد، قانون اساسی ایران کامل‌ترین قوانین ممالک جهان است.» (همان، ص 331)
وی در خردادماه 1356 اعلام کرد: ما رژیم مشروطه سلطنتی را قبول داشته و شاه سمبل نماد حکومت می‌باشد. (همان، ص 431-432) در خرداد 1357 گفته می‌شد در جلسات و کانون‌های حزب رستاخیز نوشته‌های بقایی درباره قانون اساسی را منتشر می‌کردند. (همان، ص 508-509) اظهارات اخیر بقایی همزمان با گفت و گوی آقای سیدکاظم شریعتمداری از مراجع تقلید وقت درباره قانون اساسی مشروطه و سازش با رژیم مطرح شده است.



تقویم تاریخ

کانال‌های اطلاع‌رسانی در پیام‌رسان‌ها

       
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.