آشفتگی و سر درگمی از ویژگیهای ساواک در ماههای پس از قیام خونین 15 خرداد 1342 میباشد. این موضوع از یک طرف بیبرنامگی این سازمان در مواجهه با بحرانهای داخلی را نشان میدهد و از سوی دیگر بیانگر آن است که در میان مدیران ارشد آن اختلاف نظرهای عمیقی وجود داشته است. در سند زیر به این ضعفها اشاره شده است: «چنانچه به طور منظم دایرکتیوها [رهنمونها، هدایتگریها] و دستورهای عملیاتی به اداره کل سوم داده شود کارمندان آن اداره در کار خود ورزیده خواهند شد و قبول مسوولیت خواهند نمود و تصمیمات درست خواهند گرفت و از طرف دیگر از مکاتبه و تأخیرهای غیر لازم جلوگیری خواهد شد.»








