امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: هر کس عبرت گرفتن را بشناسد چنان است که در میان گذشتگان و پیشینیان زندگانی کرده باشد. غررالحکم، جلد 2، صفحه 688، به نقل از آثارالصادقین، آیت‌الله احسان‌بخش.

تاریخ را جدی بگیرید و با دقت نگاه کنید، ببینید چه اتفاقی افتاده است. عبرت از گذشتگان، درس و آموزش قرآن است. مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از پاسداران- 1374/10/15

 

مقالات با درج سند

گذری بر انقلاب اسلامی در استان لرستان- بخش سوم


تاریخ انتشار: 07 اسفند 1403

حاج شیخ مهدی قاضی در مراسم افتتاح کارخانه برق 1335

 

برگزاری مراسم ترحیم شهادت آیت‌الله سید مصطفی خمینی در لرستان

سال 1356 مبارازت انقلابی مردم لرستان وارد مرحله جدیدی شد. در مرداد این سال ساواک با اشاره به ساخت «مسجد نوساز کوهدشت» گزارش داد: «در زمینه انتخاب پیشنماز مسجد مزبور اظهار نظر شده که پیشنماز انتخابی باید از طرفداران خمینی بوده یا اینکه فرد مزبور مورد تأیید آقایان مهدی قاضی و نورالدین رحیمی ‌باشد.»[1] ساواک در 10 مهر در مورد حجت‌الاسلام احمد کروبى نوشت: «نامبرده بالا ضمن صحبت در منزلش اظهار داشت... من هم بنا به دستور آیت‌اله خمینی که یکی از جانبازان راه دین و قرآن و اسلام می‌باشد تا آخرین قطرات خونم و تا نفس در سینه دارم از پا فرو نمی‌نشینم و جنگ تبلیغاتی خود را بر علیه حکومت غیر اسلامی که در ایران برپا است به وسیله یاران جوان و دوستان خود شروع می‌کنم و من نام نمی‌برم ولی آنچه انجام داده و می‌دهم که بنا به دستور آیت‌اله خمینی است.» [2]

سحرگاه یکشنبه اول آبان 1356ش برابر با نهم ذی‌قعده 1397ق آیت‌الله سیدمصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی در 47 سالگی در منزل خود در نجف اشرف به صورت ناگهانی و مرموز درگذشت. انتشار این خبر بازتاب وسیعی در کشور داشت. به طوری که مردم با همراهی علما در نقاط مختلف کشور مراسم ختم برپا کردند. دوم آبان ساواک در مورد تصمیم علمای خرم‌آباد برای برگزاری مراسم ختم آیت‌الله مصطفی خمینی نوشت: «چند نفر از روحانیون سمپات خمینی قصد دارند روز جاری با حاج سید عیسی جزایری در منزل وی مشورت و مجلس ختمی در حوزه علمیه خرم‌آباد منعقد نمایند چون با تشکیل مجلس بالا احیاناً تبلیغاتی به نفع خمینی خواهد شد مقرر فرمایند در مورد تشکیل مجلس ختم مزبور نظریه اعلام دارند.»[3] صبح روز ششم آبان علمای خرم‌آباد توانستند در حوزه علمیه کمالیه خرم‌آباد مراسم ختم برگزار کنند. در این مراسم عموم روحانیون و عده کثیری از مردم خرم‌آباد شرکت داشتند. ساواک مراسم مذکور را گزارش داده و نوشت: «ساعت 0800 صبح روز 6 /8 /36 مجلس ختمی به مناسبت درگذشت مصطفی خمینی فرزند آیت‌اللّه خمینی در حوزه علمیه کمالیه خرم‌آباد برپا بوده که عموم روحانیون و تعداد کثیری از اهالی خرم آباد از جمله شیخ مهدی قاضی و سیدنورالدین رحیمی و جزایری‌ها و سیدمصطفی موسوی و شیخ عباسعلی صادقی شرکت داشته که در پایان مجلس آقای سیدمصطفی موسوی بالای منبر رفته و ضمن سخنرانی پیرامون شخصیت علی علیه‌السلام مجلس خاتمه پذیرفت.»[4]

عبدالرزاق زین‌الدین (پدر شهیدان مهدی و مجید زین‌الدین) از فعالان گروه مذهبی خرم‌آباد در پایان آبان به عتبات رفت و در مراسم چهلم حاج‌آقا مصطفی حضور داشت. او در بازگشت، مقداری کتاب و نوار سخنرانی آن روز امام را به خرم‌آباد آورد و میان مردم پخش کرد. وی خود در این باره می‌گوید: «ما افتخار داشتم در روز چهلم حاج‌آقا مصطفی با مادر مهدی مشرف شویم به نجف اشرف و پای درس حضرت امام بنشینیم که اولین روز آن درس بود. چهل روز آن درس تعطیل شده بود. نوار آن درس را هم ما به همراه کتاب‌ها و عکس‌های حضرت امام از نجف آورده بودیم. مهدی عکس را به دوستان و رفقا و کسانی که صلاح می‌دانست، می‌داد. افرادی را به منزل دعوت می‌نمود، نوار را می‌گذاشت و آن‌ها گوش می‌داند.»[5]

در اوایل همین ماه حجت‌الاسلام ملا احمد کروبی، برنامه‌های رژیم را مورد انتقاد قرار داد، ساواک در گزارشی به انتقادهای وی پرداخت و نوشت: «نامبرده بالا... در منزل خود طبق شیوه قبلی شروع به اهانت به خاندان جلیل سلطنت نموده و شخص اول مملکت و دستگاه‌های دولتی نفرین و اضافه کرده امروز که چهارم آبان[6] است مقدار زیادی از بودجه مملکت صرف هزینه این جشن نافرخنده و نامیمون می‌گردد در صورتی ‌که عده‌ای از مردم بیچاره از گرسنگی و بیچارگی بایستی شکم گرسنه سر به بالین بگذارند.»[7]

 

ادامه مبارزات اقشار مختلف در لرستان

از نیمه دوم سال 1356، ساواک گزارش‌های متعددی از نحوه روشن‌گری و ارتباط انقلابیون با مردم ارائه داد. به عنوان نمونه ساواک در گزارشی به تاریخ 9 /9 /56 در مورد روشنگری‌های محمد صارمی در الیگودرز نوشت: «نامبرده بالا به اتفاق ناصر قمی و پسردائی‌اش که دانشجوی دانشسرای راهنمایی شهر ری است چند نفر از محصلین را از طرف خود جلو مسجد جامع الیگودرز جمع و از آن‌ها می‌خواهد که برای یادگیری قرآن و مسائل دینی در کلاس‌هایی که آقایان حجت زارع و اکبر علی‌میرزائی دارند شرکت کنند و اضافه می‌نمایند که شما جوانید و خوب درک نمی‌کنید که دارند به وسیله رادیو و تلویزیون شما را گمراه می‌کنند تا دنیا و آخرت شما را بسوزانند. نمونه‌اش هم این است که از سخنان علمای دینی و تشکیل مجالس بحث جلوگیری می‌نمایند.» براساس همین گزارش محمد صارمی، بحث را به انتقاد از رژیم و تبعید امام خمینی می‌کشاند و ادامه می‌دهد: «باید بدانید که این مملکت دیگر کشور اسلامی نیست. اگر کشور اسلامی بود پس چرا مبلغین دینی و مذهبی ما را در شهر قم به گلوله بستند و چرا آیت اله خمینی که یک ایرانی است حق آمدن بایران را ندارد و...»[8]

در همین ماه ساواک دیوارنوشت‌های انقلابیون لرستان را گزارش داد و در 26 آذر 56 نوشت: «شب گذشته بر روی دیوار ضلع جنوبی محوطه داخلی دانشسرای راهنمایی تحصیلی بروجرد شعارهای ضد ملی از جمله قیام کنید، مرگ بر 66 [مرگ بر شاه] و صهیونیسم و امپریالیسم و تف بر این سکوت ننگین که مایه ننگ و ضلالت است، برخیزید، شعار شما اللّه اکبر است.»[9]

علاوه بر این دبیران استان لرستان سعی کردند فعالیت‌های سیاسی خود را برای تحریک دانش‌آموزان گسترش دهند. در 10 دی 1356 ساواک در مورد نعمت‌الله فیروزی یکی از دبیران دبیرستان‌های خرم‌آباد نوشت: «نامبرده بالا که دبیر ورزش دبیرستان‌های خرم آباد می‌باشد در مواقع مناسب به هنگام انجام کار مطالب انتقادآمیز و مضره‌ای را عنوان نموده و گاهاً نیز شعارهای مضره‌ای را اظهار می‌دارد و با توجه به اینکه از متعصبین مذهبی و سمپات‌های روحانیون افراطی می‌باشد اکثراً در مجالس و محافل از خمینی و چگونگی اقدامات وی صحبت می‌نماید.»[10] در گزارش دیگری در مورد «حبیب‌اله زارع معلم راهنمائی آموزش و پرورش الیگودرز» آمده است: «نامبرده بالا که یکی از متعصبین مذهبی می‌باشد اخیراً در موقع تقسیم نشان‌های یک‌صدمین زاد روز اعلیحضرت رضا شاه کبیر بین دبیران مشارٌالیه شعری خواند که بسیار زننده بود برای اینکه این شعر در بین معلمین اثری نگذارد مدیر مدرسه فوق‌الذکر موضوع صحبت را عوض نموده و به نامبرده اعتراض می‌نماید.» همین گزارش می‌افزاید: «زارع یکی از مخالفین رژیم بوده که در مباحثات طرف‌داری شدیدی از روحانیون بالاخص از روح‌اله خمینی نموده واز دستگاه انتقاد می‌نماید.»[11]

در تاریخ یازدهم دی، شب‌هنگام شش قاب عکس مربوط به شاه از یک مدرسه راهنمایی واقع در یکی از روستاهای بخش چگنی خرم‌آباد برداشته شد. ساواک واقعه مزبور را این‌گونه گزارش داد: «به هنگام شب تعداد 6 عدد قاب عکس که تمثال مبارک شاهنشاه آریامهر در آن‌جا قاب شده بود در مدرسه راهنمائی سراب ناوکش از روستاهای بخش چگنی خرم‌آباد به سرقت رفته است.»[12]

به گزارش ساواک در تاریخ 26 / 10 / 1356 «شیخ احمد کروبی در منزل خود واقع در الیگودرز اظهار داشت... من پیرو دستورات آیت‌اله خمینی که رادمردی است دین‌دار می‌باشم و با آواز بلند همیشه شعارم این است که این حکومت چندین ساله دیکتاتوری از میان مردم مسلمان ایران برچیده شود همان‌طوری ‌که به عده‌ای از جوانان این شهرستان هم گفته‌ام و دستوراتی از من کسب کرده‌اند و بدان عمل می‌نمایند بایستی بر علیه ظلم و بیدادگری قیام کنید.»[13]

 

واکنش مردم لرستان به قیام خونین مردم قم

عصر روز ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ (۷ ژانویه ۱۹۷۷) در روزنامه اطلاعات مقاله‌ای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق انتشار یافت که در آن به شدت حضرت امام خمینی (س) و روحانیت مورد حمله و اهانت قرار گرفته بود. از این‌رو مردم در تهران و سایر شهرستان‌ها به ویژه در قم موجی از اعتراضات و تظاهرات دامنه‌داری را آغاز کردند. در شیراز نیز مردم تظاهرات اعتراض‌آمیزی نسبت به مقاله روزنامه اطلاعات برگزار کردند. آنان در حالی که عکس‌های بزرگی از امام خمینی حمل می‌کردند شعار می‌دادند «جلاد ننگت باد.» اما مهم‌ترین اتفاق در قم رخ داد، در روز 19 دی 1356، گروهی از طلاب و مردم قم با حضور در خیابان‌ها به تظاهرات پرداختند. بازار تعطیل شد و در چند نقطه شهر بین مردم و مأمورین انتظامی درگیری به وجود آمد. عده‌ای به محل حزب رستاخیز حمله کردند. نیروهای پلیس و کماندوهای ارتشی برای متفرق کردن آن‌ها مبادرت به تیراندازی نموده که در نتیجه عده‌ای کشته و مجروح شدند.[14]

به گزارش ساواک «به دنبال حادثه اخیر قم کلیه امام جماعت مساجد خرم‌آباد از برگزاری نماز جماعت در مساجد خودداری و مورخه ۲۷/۱۰/۳۶ برخی از آنان به مساجد مراجعه و نماز بجای گذاردند. همچنین حاج شیخ عباسعلی صادقی و نورالدین رحیمی ‌و سید احمد طاهری که هر سه نفر امام جماعت می‌باشند نامه‌ای مبنی بر ابراز انزجار و تنفر از مطالب مندرج در روزنامه اطلاعات برای مراجع تقلید قم» نوشتند.[15] ساواک در گزارش‌های بعدی خود از پاسخ مراجع نسبت به اظهار همدردی علمای لرستان خبر داد و نوشت: «پاسخی در جواب نامه افراد مذبور از آدرس قم و به امضاء و مهر آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی به آدرس خرم‌آباد و به نام آقای حاج آقا عیسی جزایری ارسال و در آن از اظهار تأثر و همدردی نسبت به جامعه روحانیت و حوزه مقدسه علمیه قم تشکر و سپاسگزاری» شده بود.[16] ساواک خرم‌آباد از آن‌جا که احتمال داد این نامه در تحریک مردم تأثیرگذار باشد: «دستورات لازم در جهت جمع‌آوری و جلوگیری از توزیع آن که احتمالاً برای بازاریان و متعصبین مذهبی نیز ارسال شده [را] به سازمان‌های تابعه» داد.[17] آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی نیز در جواب اظهار همدردی علمای خرم‌آباد در نامه‌ای «خدمت حضرات آقایان علمای اعلام وحجج اسلام و مبلغین عظام خرم‌آباد» تشکر کرد.[18] علاوه بر این علمای لرستان مقیم قم در این زمان فعالیت‌های چشم‌گیری داشتند و نام آنان در زیر اعلامیه‌ها و نامه‌های اعتراض‌آمیز مشاهده می‌شود.[19]

همچنین ساواک در گزارشی در مورد فعالیت‌های حجت‌الاسلام فخرالدین رحیمی نوشت: «در چهلم واقعه قم افراد را تحریک و تشویق می‌نموده و از طریق گزارشات دیگری از منابع مختلف واصل که مشارٌالیه در مسجد علوی عده‌ای از جوانان را دور خود جمع نموده و تبلیغ روی آن‌ها می‌نماید و نیز در تکثیر نوارهائی از خمینی توسط محصلین اقدام می‌نماید.»[20]

در پایان دی‌ماه فعالیت‌های حجت‌الاسلام احمد کروبی حساسیت ساواک را بر انگیخت. بنابر گزارشی مورخ 30 دی 1356 «شیخ احمد کروبی به اتفاق میرزا احمد لونی مشغول خواندن اعلامیه‌ای از خمینی در منزل کروبی بوده که یکی از دوستانش وارد گردید به طوری که از جملات آخر اعلامیه استنباط شد مسلمانان و شیعیان را به اتحاد و اتفاق دعوت نموده و از آنان خواسته است بکوشند تا حکومت اسلامی در ایران مستقر گردد سپس کروبی در تأیید اعلامیه مذکور اظهار داشت چرا ماها بایستی نوکر و مزدور اجانب باشیم چرا بایستی آمریکا با روسیه و یا انگلیس بر ما حکومت کند رژیم فعلی ایران همان‌طوری که بوده دست نشانده اجانب است لیکن حکومت اسلامی این وضع را قبول نمی‌کند... و افزود مرگ را بر این زندگی ترجیح می‌دهم تا می‌توانید در این راه دین مقدس اسلام و دستوراتی که آیت‌اله خمینی می‌دهد از هر نوع کوششی مضایقه نکنید.... چرا عده‌ای طلبه و عده‌ای از علما در قم بر علیه ظلم و فساد قیام کرده‌اند بایستی آنان را نا به حق بکشند و عده‌ای را زندانی کنند.»[21]

 

گسترش مبارزات مردم لرستان در ماه‌های پایانی سال 56

گزارش‌های ساواک در بهمن و اسفند 1356 حاکی از گسترش فعالیت‌های مردم لرستان دارد. در 2 / 11 / 56 ضد اطلاعات ژاندارمری لرستان در نامه‌ای به ساواک این استان خبر داد که روی خودروهایی که روبه‌روی باشگاه افسران ایستاده بودند شعارهایی مانند، «مرگ بر شاه»[22] نوشته بودند.

در تاریح 5 بهمن 1356 بولتن ویژه‌ای با طبقه‌بندی سری از سوی ساواک «درباره فعالیت یک گروه برانداز مذهبی در شهر خرم‌آباد» منتشر شد که در آن فعالیت دو نفر از جوانان خرم‌آبادی به نام‌های اسحاق بیرانوند و جمعه جهان‌نژاد گزارش شده بود: «اطلاعات رسیده حاکیست که دو نفر از عناصر افراطی مذهبی شهر خرم‌آباد که تعدادی از کتب علی شریعتی و نوارهای سخنرانی روحانیون افراطی را در اختیار دارند، اعلامیه‌هائی در جهت پشتیبانی از هدف‌های روحانیون افراطی و گروه‌های برانداز مذهبی تهیه کرده‌اند و با وسایلی که برای تکثیر اعلامیه‌های مذکور فراهم نموده‌اند، در نظر دارند اعلامیه‌های تهیه شده را در تعداد زیاد تکثیر و در شهر خرم‌آباد و برخی دیگر از نقاط استان لرستان توزیع نمایند. براساس اطلاعات رسیده دو نفر مورد بحث با عناصر دیگری در شهر خرم‌آباد و برخی دیگر از نقاط در ارتباط هستند و فعالیت‌های مشترکی را انجام می‌دهند، لذا تلاش اطلاعاتی برای نفوذ عمیق‌تر در گروه مذکور و شناسائی دیگر افرادی که به نحوی با عناصر مورد بحث همکاری دارند، معمول گردیده است. نمونه اعلامیه‌ای که دو نفر موصوف تصمیم به تکثیر و توزیع آن دارند، به مضمون زیر می‌باشد: «به نام خداوند درهم شکننده ستمگران و باز هم عاشورای دیگری. حکومت خون‌خوار باردیگر 300 نفر از علماء و طلبه‌های حسینی را در قم به خون کشید. شما ای پیروان حسین چرا چنین تن به انزوا داده‌اید. اکنون حکومت ستمگر، علماء و طلبه‌ها را که برای احقاق حق شما تلاش می‌کنند، یزیدوار در خون می‌کشد. چرا ساکت نشسته‌اید؟ لااقل اعتراضی بکنید و به دعوت امام خمینی پاسخ دهید. زنده باد آیت‌الله خمینی.»[23]

در 6 بهمن 56 ساواک در گزارشی نوشت: «دو برگ اعلامیه دست‌نویس روی دیوارهای مدارس شهناز و داریوش شهر الیگودرز ـ استان لرستان نصب گردیده است. در اعلامیه‌های مذکور ضمن تجلیل از خمینی، مطالبی نیز علیه مقامات عالیه مملکتی نوشته شده است.» [24]

همچنین به گزارش ساواک صغری بیگم موسوی، دانش‌آموز سال دوم دانش‌سرای مقدماتی دختران خرم‌آباد، در بعد از ظهر مورخه 6 /11 /56 به هنگام اجرای مراسمی که به مناسبت روز تاریخی ششم بهمن ترتیب یافته بود روی سن قرار گرفت و هنگام اجرای نمایشنامه اظهار داشت: «در این کشور هیچ قانونی وجود ندارد اصلاً من قانون و دولت را نمی‌بینم همه چیز در هم است قانون کجا است آن را به من نشان دهید خواسته من قانونی است که البته قبل از آن که کار نمایشی نامبرده بالا خاتمه بپذیرد وسیله مسئول مربوطه از ادامه کار وی جلوگیری شد.»[25]

روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، که مصادف با چهلم شهدای قم در ۱۹ دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط کشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد. این مراسم در برخی از مناطق با سرکوب وحشیانه عوامل‌‌ ‌‌رژیم روبه رو شد و حوادث خونین دیگری را رقم زد.‌ ‌‌مهمترین حادثه در 29 بهمن در شهر تبریز روی داد. در این روز که از سوی مراجع و‌‌ ‌‌علما، عزای عمومی اعلام شده بود، گروه‌های کثیری از اقشار مردم روانه مسجد محل‌‌ ‌‌برگزاری مراسم شدند، اما در آنجا با حضور متراکم پلیس و نیروهای امنیتی رژیم مواجه‌‌ ‌شدند که از ورود آنها به مسجد ممانعت می‌کردند. با گسترش حضور جمعیت، مردم به‌‌ ‌‌این اقدام رژیم عکس‌العمل نشان دادند و با فریاد زنده باد خمینی و شعار مرگ بر شاه،‌‌ ‌‌راهپیمایی و تظاهرات بزرگی را آغاز کردند. اما طولی نکشید که عوامل رژیم با‌‌ ‌‌تیرانداری به سوی مردم، این حرکت آرام مردمی را به خاک و خون کشیدند و ده‌ها نفر از‌‌ ‌‌مردم بی‌گناه را شهید و عده‌ای را مجروح کردند.[26]

در لرستان رژیم سعی کرد با شدیدترین تدابیر امنیتی مانع از بروز هر نوع فعالیت از سوی انقلابیون لرستان شود: «با وجود تلاش‌هائی که عده‌ای از افراطیون مذهبی برای تعطیل بازار شهر خرم‌آباد و برپا کردن تظاهرات در روز 29 /11 /36 به عمل آورده بودند، معهذا با اقداماتی که معمول گردید از انجام فعالیت‌های فوق جلوگیری و فقط حدود 25 نفر از طلاب مدرسه علمیه خرم‌آباد مجلس ترحیمی در مدرسه مذکور برپا کرده‌اند که در این محل آیاتی از کلام‌الله مجید قرائت» شد.[27]

بعد از ظهر روز 9 اسفند 1356 یک برگ اعلامیه پلی کپی شده به امضاء «جمعی از علماء و فضلای حوزه علمیه قم» در یکی از راهروهای دانشسرای راهنمائی تحصیلی شهر بروجرد به دست مأموران ساواک افتاد: «در اعلامیه مذکور که با تاریخ «12 /11 /1356» می‌باشد، حکومت ایران مورد انتقاد و حمله قرار گرفته و از گروه‌های مختلف اجتماعی خواسته شده با قبول رهبری مذهبی و سیاسی روح‌اله خمینی، متحداً برای برقراری حکومت به اصطلاح اسلامی در ایران مبارزه نمایند.»[28]

ساواک روز بعد، از کشف این اعلامیه در خانه‌های مردم بروجرد خبر داد و نوشت: «اعلامیه دست‌نویسی تحت عنوان تبعید خمینی به امضای دانشجویان مبارز ایران ـ حوزه علمیه قم تهیه و به منازل بعضی از اهالی بروجرد انداخته شده است در اعلامیه مذکور ضمن اهانت به مقدسات ملی از طبقات مختلف مردم خواسته شده که با هم متحد شده و قیام نمایند.» [29]

در اسفندماه 1356 فعالیت‌های تبلیغی و انقلابی روحانیون لرستان گسترش پیدا کرد. ساواک در گزارشی به تاریخ10 / 12/ 56 ضمن اشاره به این موضوع نوشت: «گروهی از روحانیون با استفاده از نفوذ خود تبلیغات ضد ملی را در روستاها و مناطق عشایری لرستان به خصوص در نقاط کوهستانی و صعب‌العبور که مردم آن از امکانات رفاهی کمتری برخوردار هستند آغاز کرده و عشایر را تحریک و هم‌صدا با روحانیون قم می‌نمایند.» بر پایه همین گزارش: «در منطقه میانکوه لرستان واقع در حوزه ژاندارمری چمشک عده‌ای به اسامی زیر در جهت همکاری با روحانیون برآمده و دست به تحریک و اغتشاش می‌زنند: 1ـ سردار محمدی فرزند حاجعلی ساکن روستای طلائی که دارای دو قبضه اسلحه تفنگ برنو و اسلحه کمری کلت می‌باشد. 2ـ ضرغام چراغی فرزند سید عباس ساکن دهستان چمشک که دارای سلاح غیر مجاز است. 3ـ پهلوان قلی والیزاده فرزند محمدقلی ساکن چمشک که دارای سابقه قتل و شرارت می‌باشد. 4ـ عزیزاله خان نصیر مقدم ساکن افرینه رئیس انجمن شهر پلدختر است. 5ـ اسماعیل میردریکوند ساکن چشمک. 6ـ امیرخان میرزائی ساکن خرم‌آباد از اهالی روستای میانکوه. 7ـ قاسم میرزائی فرزند امیرخان کارمند شرکت تعاونی. 8ـ شیر محمد میردریکوند ساکن ماسور. 9ـ احمد آقا رشیدی فرزند غلام‌رضا ساکن ده بزرگ طائی. 10ـ اسداله نصرتی فرزند غلام ساکن چمشک. 11ـ علی نصرتی فرزند غلام مدیر عامل شرکت تعاونی چمشک.» [30]

16 اسفند، ساواک لرستان خبری به مرکز فرستاد که به صورت بولتن تک برگی چاپ شد و در آن آمده بود: «روز 16 /12 /36 تعدادی اعلامیه مضره به امضاء سازمان آزادی‌بخش اسلام که در آن مطالبی به پشتیبانی از روح‌اللّه خمینی نوشته شده وسیله پست داخلی به آدرس تعدادی از دانش‌آموزان شهر خرم‌آباد ـ لرستان ارسال گردیده است.»[31]

24 اسفند 1356 ساواک گزارش داد دو نفر به اسامی «اسحق بیرانوند (کارگر چاپخانه) و جمعه جهان‌نژاد (دانش‌آموز کلاس ششم دبیرستان کورش شهر خرم‌آباد) در ساعت 0500 روز 24 /12 /36 [56] توسط مأمورین انتظامی دستگیر و در بازرسی از منازل آن‌ها تعدادی کتب زمینه‌ساز و نوارهای سخنرانی روحانیون و متعصبین مذهبی و پیش‌نویس برنامه‌های خرابکاری و آتش‌سوزی در سینماها و شعب بانک صادرات و مشروب‌فروشی‌ها و کیوسک‌های راهنمائی و یک بسته مواد محترقه تری اکسان و یک قطعه عکس روح‌اله خمینی و تعدادی اعلامیه مضره کشف و ضبط گردیده است.»[32]

 

دستگیری و تبعید مبارزان لرستانی در آغاز سال 57

سال 57 در حالی آغاز شد که رژیم دست به دستگیری و تبعید فعالین مذهبی لرستان زد. در تاریخ 6 فروردین 1357 کمیسیون امنیت اجتماعی شهرستان خرم‌آباد دو نفر از فعالان مذهبی این شهر به نام‌های عبدالرزاق زین‌الدین (پدر سرداران شهید مهدی و مجید زین‌الدین) و ماشاالله کریما را به جرم «تحریک مردم به فعالیت‌های اخلالگرانه» به سه سال تبعید به ترتیب در شهرهای سقز و پیرانشهر محکوم کرد.[33]

فردای آن روز نیز یکی از روحانیون فعال به نام حجت‌الاسلام سیدشکرالله ‌طاهری به شهر سردشت تبعید شد: «نامبرده بالا که یکی از روحانیون افراطی و اخلالگر شهر خرم‌آباد می‌باشد و در تحریک مردم به اخلال در نظم عمومی دخالت داشته، طبق رأی مورخ 7 /1 /37 کمیسیون امنیت اجتماعی شهرستان خرم‌آباد، به سه سال اقامت اجباری در شهر سردشت استان آذربایجان غربی محکوم گردیده است.»[34]

روز بعد شهربانی خرم‌آباد یک گروه سه نفره دانشجویی را که به فعالیت‌های مذهبی مشغول بودند، دستگیر کرد: «روز 8 /1 /37 سه نفر مرد جوان از جمله شخصی به نام محمد حسن (نادر) نوری دانشجوی سال چهارم دانشکده علوم دانشگاه آذرآبادگان، حین پخش و الصاق اعلامیه‌های تحریک‌آمیز روحانیون مقیم قم و اعلامیه اخیر روح‌اله خمینی،[35] توسط مأمورین شهربانی خرم‌آباد دستگیر شده‌اند.» بر اساس این گزارش «در بازرسی از منازل این عده تعدادی کتب مضره مذهبی و یک نوار حاوی مطالب مضره به دست آمده» بود.[36]

 

برگزاری چلهم شهدای تبریز در لرستان

دهم فروردین به مناسبت چهلم شهدای تبریز، همه شهرهای کشور رنگ و بوی مبارزه به خود گرفته بود. همان‌‌طور که‌ ساواک‌ پیش‌بینی‌ می‌کرد، مراسم‌ چهلم‌ با استقبال‌ بی‌سابقه‌ای‌ روبه‌رو شد، در بعضی‌ از شهرها در روز نهم‌ و دهم‌ فروردین‌ مراسم‌ برگزار شد و در بعضی‌ از شهرها علی‌رغم‌ میل‌ ساواک‌ مراسم‌ به‌ تظاهرات‌ خیابانی‌ تبدیل‌ شد. در شهرهای یزد، اهواز، جهرم، قم، مشهد، خمین، اصفهان، نجف‌آباد، میانه، رضائیه (ارومیه) و چند شهر دیگر تظاهرات این روز به برخوردهایی بین مردم و نیروی انتظامی و زخمی و شهید شدن عده‌ای منجر شد. خبرسازترین تظاهرات در فروردین سال 57 در یزد به وقوع پیوست که از گستردگی و شدت زیادی برخوردار بود و توسط رژیم به خاک و خون کشیده شد. جهرم در استان فارس نیز از دیگر شهرهایی بود که مجلس چهلم شهدای تبریز در آن به درگیری انجامید که در نتیجه یک نفر از تظاهرکنندگان به شهادت رسید. شهر اهواز از دیگر شهرهای خبرساز این روز کشور بود.[37]

در لرستان به ویژه شهرهای خرم‌آباد، بروجرد و الیگودرز نیز چهره شهر رنگ و بوی مبارزه به خود گرفت. به گزارش ساواک: «نزدیک به نیمی از مغازه‌های بازار و خیابان‌های شهر خرم‌آباد ـ استان لرستان از صبح روز 10 /1 /37 تعطیل بوده است. از ساعت 0830 در مسجد جامع این شهرستان مجلسی با حضور حدود 1000 نفر از اهالی و روحانیون و افراد سابقه‌دار افراطی تشکیل شده است. پس از خاتمه این مجلس تعدادی حدود 400 نفر در دو گروه 200 نفری و از دو طرف خیابان به حرکت درآمده‌اند. در این هنگام مأمورین پلیس به آن‌ها اخطار کرده‌اند که متفرق شوند، اما یکی از طلاب افراطی به نام شیخ حسن سپهوند پیشاپیش جمعیت قرار گرفته و با ذکر جمله «اللّه اکبر» حاضرین را تحریک به اغتشاش نموده است. در مراقبت از گردانندگان تظاهرکنندگان خانه‌ای کشف شده که در آن حدود 600 عدد چوب‌دستی آماده توسط مأمورین پیدا شده و سه نفر از محرکین و همچنین شیخ حسن سپه‌وند دستگیر» شدند.[38]

دو روز بعد از این حادثه حجت‌الاسلام شیخ حسن سپه‌وند با رأی کمیسیون امنیت اجتماعی شهر خرم‌آباد به سه سال اقامت اجباری در شهر مریوان محکوم شد و حکم تبعید او صادر گردید. همچنین ساواک خرم‌آباد در گزارش خود اسامی تعدادی از سرگروه‌های تظاهرکننده را ‌آورد: «پس از ختم مجلس فاتحه‌خوانی در مسجد جامع... عده‌ای از دانشجویان خرم‌آبادی و محصلین به تحریک شاهپور نعمت‌اللهی و ذبیح‌اللّه سلاح‌ورزی در خیابان پهلوی خرم‌آباد دست به تظاهرات زده و با گفتن «اللّه اکبر» تصمیم داشتند وضع امنیت شهر را به هم بزنند. افرادی که بیشتر از سایرین فعالیت در تظاهرات داشتند عبارت بودند از: محسن صدیق فرزند حاج حسین ـ ناصر یگانه ـ مصطفی یادگاری ـ آسایش.»[39] در بروجرد نیز «در اثر فعالیت‌های تحریک‌آمیز سید غلامرضا موسوی و شیخ ناصر روستا که مرتباً از تهران به قم و بروجرد و اشترنیان مسافرت می‌نمایند عده‌ای تحریک شده در بروجرد صبح مورخه 11 /1 /37[57] قصد تظاهرات و خرابکاری داشته که با پاسداری مأمورین انتظامی و دستگیری چند نفر موضوع خنثی گردیده است.»[40] در شب 10 فروردین مأمورین شهربانی به منزل حجت‌الاسلام احمد کروبی وارد شدند تعدادی اوراق کشف کردند: «که در این اوراق ضمن توهین به خاندان جلیل سلطنت و تهمت ناروا به کارمندان سازمان اطلاعات و امنیت و تعریف و تمجید از روح‌اله خمینی تمام روحانیون و مسلمین و افراد عادی را به جهاد و مبارزه علنی با حکومت و ضدیت با قوانین مملکت دعوت نموده است.»[41]

با این حال فعالیت مردم الیگودرز و واکنش آن‌ها به چهلم شهدای تبریز تندتر بود. آنان شبانه به سالن اجتماعات شبکه بهداری و بهزیستی حمله بردند و شیشه‌های آن را خرد کردند. کتاب‌خانه عمومی و مرکز اسناد و آمار شهر، همچنین دیگر مراکز و ساختمان‌های دولتی در این واقعه خساراتی دیدند.[42]

 

ادامه فعالیت‌های انقلابی مردم لرستان در فروردین 57

فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی استان لرستان در فروردین 1357 به قوت خود ادامه یافت. به گزارش ساواک: «شب هنگام 19 /1 /2537 اشخاص ناشناسی چند جام از شیشه‌های اداره کشاورزی، بانک صادرات، مهمان‌سرای شهرداری و ساختمان پیش‌آهنگی شهرستان الیگودرز را شکسته و با پرتاب مواد آتش‌زا به داخل بانک و ساختمان پیش‌آهنگی ایجاد حریق نموده‌اند.»[43]

ساواک در گزارشی درباره فعالیت‌های «خانم خلیفه سلطانی دبیر دبیرستان‌های الیگودرز» نوشت: «نامبرده بالا روز 20 /1 /37 در سر کلاس دوم اقتصاد دبیرستان دخترانه مهرگان ضمن تأیید اقدامات خرابکاری اخیر و تحریک و تشویق دانش‌آموزان به مطالعه کتاب‌های استعمار و شناسنامه خر[44] و کتاب‌های دیگر اضافه نموده قریب ده درصد مردم نورچشمی از جمیع امکانات کشور بهره‌مند بوده و بقیه از همه چیز محروم هستند در نتیجه اگر جوانان در اقدامات خرابکارانه (البته به قول ایشان جهاد مقدس) شرکت می‌نمایند جزو وظایف دینی محسوب شده و اجر اخروی دارد و لقب شهید نصیب آنان می‌شود.» همین گزارش افزود: «خانم خلیفه سلطانی دانش‌آموزان را از شرکت در مراسم ملی و میهنی برحذر داشته و آنان را تشویق به پوشیدن مقنعه می‌نمود.»[45]

21 فروردین 1357 به مناسبت جان به در بردن محمدرضا شاه از ترور سال 1344، طبق معمول سال‌های قبل (که در این روز برای او مراسم نیایش بر پا می‌شد) مقامات امنیتی لرستان نیز به وسیله روحانیون اوقافی که وابسته به دولت بودند به برگزاری چنین مراسمی دست زدند. با توجه به شدت گرفتن مبارزات مردم در این سال، روز 21 فروردین فرصت مناسبی بود تا رژیم با برپایی نمایشی این مراسم، برای خود مشروعیت کسب نماید. بنابر این رژیم تلاش کرد تا این مراسم را در لرستان با شکوه برپا کند. علی‌رغم تلاش‌های صورت گرفته در لرستان نه تنها این مراسم با استقبال روبه‌رو نشد که میان روحانیون مبارز منطقه و روحانیون اوقافی تنش ایجاد شد و شرکت کنندگان در این مرسم مورد خشم و نفرت مردم قرار گرفتند.[46]

26 فروردین 1357 ساواک «درباره کشف یک گروه برانداز با زیربنای فکری مذهبی و افراطی در شهرستان الیگودرز» خبر داد و درباره جرایم آنان نوشت:

 «1ـ باقر سلیمان طیبی مسئول شکستن شیشه بانک صادرات شعبه ششم بهمن بوده که انجام نگرفته و برای انجام خراب‌کاری مواد آتش‌زا را به محله‌ای مورد نظر حمل کرده است. 2ـ کمال حسینی هاشمی مسئول آتش زدن بانک ملی. 3ـ رضا عظیمی به دعوت هاشمی مسئول تخریب در بانک ملی بوده که عملی نشده. 4ـ حمیدرضا حسینی هاشمی و مرتضی غضنفری در تهیه و توزیع اعلامیه‌های پخش شده در الیگودرز دست داشته و در تهیه طرح آتش‌سوزی خانه پیش‌آهنگی شرکت داشته‌اند. 5ـ عزیزاللّه سرلک رضایی (ثابتی) با وجود سپردن تعهد همکاری و این که شب قبل از حادثه در جریان خرابکاری قرار گرفته جریان را گزارش نکرده است.»[47]

28 فروردین 1357 ساواک گزارشی از فعالیت‌های حجت‌الاسلام فخرالدین رحیمی در مسجد علوی داد.[48] در آخرین روز فروردین ‌ماه فرد یا افراد ناشناسی عکس شاه را در دبستان بدر روستای ماسور از توابع خرم‌آباد پاره کردند و روی کُمد یکی از کلاس‌ها نوشتند: «ما از این عکس‌ها نمی‌خواهیم اگر از این عکس‌ها بزنید پاره خواهیم کرد.»[49]

 

فعالیت‌های مبارزاتی مردم لرستان در اردیبهشت 57

اردیبهشت 1357 در حالی آغاز شد که آیت‌الله سیدعیسی جزایری و حجت‌الاسلام فخرالدین رحیمی برای دیدار با آیت‌الله سید اسدالله مدنی به گنبدکاووس سفر کردند تا با پایان یافتن محکومیتش، وی را به خرم‌آباد بازگردانند. این مسافرت از چشم ساواک پنهان نماند: «هم اکنون چند نفر از روحانیون افراطی خرم‌آباد از طریق ملاقات با مشارٌالیه مترصد می‌باشند اقداماتی به عمل آورند تا یاد شده پس از خاتمه محکومیت اقامت اجباری مجدداً به خرم‌آباد مراجعت و اقامت نماید... اخیراً حاج سید عیسی جزایری نیز به اتفاق سید فخرالدین رحیمی و دو نفر دیگر از روحانیون افراطی قم در گنبدکاوس در این زمینه ملاقاتی داشته‌اند علیهذا به نظر این سازمان با توجه به سوابق و اقدامات سوئی که یاد شده در گذشته در خرم‌آباد داشته و تا حدودی به علت تحریکات وی در بین متعصبین مذهبی در خرم‌آباد طرفدارانی دارد مراجعت شخص مزبور به خرم‌آباد از جهات مقتضیات منطقه‌ای به هیچ عنوان به مصلحت نمی‌باشد.»[50]

هم‌زمان در بخش شرقی لرستان، به ویژه در بروجرد و دورود، نیروهای مذهبی فعال بودند. در دورود کتابخانه کارخانه سیمان برای علاقه‌مندان سراسر ایران، کتاب‌های مذهبی را تهیه و ارسال می‌کرد.[51] کارخانه سیمان دورود بخشی از شرکت سهامی سیمان فارس و خوزستان بود که مهندس منوچهر سالور،[52] ریاست آن را بر عهده داشت. سالور و حجت‌الاسلام سید محمد صحفی که روحانی و امام جماعت کارخانه بود، هسته مرکزی گروه انقلابی کارخانه سیمان را تشکیل می‌دادند. عمده‌ترین فعالیت آن‌ها انتشار کتاب‌های مذهبی، دعوت از روحانیون و چهره‌های مبارز روحانی و برپایی سخنرانی‌های مذهبی بود.

در بروجرد «مأمورین نیروی پایداری شهرستان بروجرد در ساعت 1000 روز 8 /2 /37 یک‌نفر آخوند به نام سید محمدعلی مرعشی را در حالی ‌که از سه راهی بروجرد به طرف اراک در حرکت بوده با تعدادی اعلامیه و نوار کاست مضره دستگیر و از طریق هنگ خرم‌آباد به ساواک استان معرفی و تحویل شده است.»[53]

7 اردیبهشت ساواک به سفر حجت‌الاسلام سید فخرالدین رحیمی به قم «‌جهت خرید کتاب‌های خمینی به نام تحریرالوسیله و هم چنین کسب اطلاع از چگونگی اوضاع و وقایع» و تسلیت به «بستگان افرادی که در وقایع دی ماه قم کشته شده بودند» اشاره کرد و نوشت: «مشارٌالیه از روحانیون افراطی و ناراحت می‌باشد که در کلیه جریانات و اعتصابات دست‌اندر کار می‌باشد که مراقبت از مشارٌالیه به طور مستمر ادامه دارد.»[54]

10 اردیبشهت در مورد «حسین فریدونی فرزند براتی محصل مدرسه راهنمائی تحصیلی بوعلی الیگودرز» گزارش شد: «نامبرده بالا انشائی در کلاس سوم مبنی بر این‌که عید امسال چگونه گذشت (اثر دین در افکار مردم) نوشته امسال عید خوبی نبود و به بیشتر مردم خوش نگذشت و مردم با ناراحتی عید را سپری کرده‌اند و اشخاصی هم که به عید و گردش رفتند برای فراموش کردن ناراحتی‌هایشان بوده و اضافه نموده ما خبر داریم که چند شهر مذهبی عزادار بوده چه بسا که آن‌ها برادران دینی ما بودند که کشته شدند و در مورد عید گذشته بایستی این شعر را بخوانیم.

بود آن روز بر ما عید مطلق                  که در گردش در آید پرچم حق»[55]

در 13 اردیبشهت ساواک در گزارشی به ارتباط سیدفخرالدین رحیمی با جوانان اشاره کرد: «سید فخرالدین رحیمی... جوانان را به خود جلب و به مسجد می‌کشاند تا از وجود آنان استفاده و نظرات خود را عملی نماید.»[56]

در گزارش دیگری با اشاره به «سوابق سید فخرالدین رحیمی ‌و علی محبوبی و اینکه سید فخرالدین رحیمی... در تبلیغ و تحریک افراد و اهالی خرم‌آباد به طور پنهانی فعالیت و از هیچ‌گونه تماس با افراد و متعصبین مذهبی فروگذار ننموده» آمده است: «شیخ حسین نیازی، علی محبوبی و یداله جوادی در منزل رحیمی ‌برای نهار میهمان بودند که پس از صرف نهار بحث پیرامون خمینی به میان آمده رحیمی ‌اظهار می‌دارد خمینی باید به ایران برگردد و سپس صحبت از دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه آذرآبادگان تبریز نموده اظهار می‌نماید تبریز منبع آزادی‌خواهی ایران است و امید آقای خمینی به تبریز است زیرا اگر ملت تبریز به پا خیزد تمام ایران به پا خواهند خواست و ریشه این رژیم کثیف کنده خواهد شد.»[57]

 

برپایی چهلم شهدای یزد، جهرم و اهواز در لرستان

همانگونه که اشاره‌ شد، در چهلم شهدای تبریز در نهم و دهم فروردین ماه، در شهرهای یزد، جهرم و اهواز تظاهرات مردم با خشونت تمام رژیم مواجه شد، که در نتیجه آن، عده‌ای از مردم شهید و زخمی شدند. برپایی مجلس برای چهلم شهدای یزد، جهرم و اهواز در 19 اردیبهشت موضوعی بوده که از روزهای قبل برنامه‌ریزی شده بود و مراجع و علما نیز بر برپایی آن تأکید داشتند روز 19 اردیبهشت در چهلم شهدای، یزد، جهرم و اهواز، بار دیگر تظاهرات مردمی در سراسر کشور به اوج خود رسیده بود. برمبنای‌ گزارش‌ کیهان‌ در شهرهای‌ قم‌، تهران‌، تبریز، اصفهان‌، بابل‌، شمیران‌، کرمان‌، ساری‌، یزد، اهواز، همدان‌، کرج‌، کرمانشاه‌، بهبهان‌، کاشان‌، مشهد، شیراز، کازرون‌، زاهدان‌، بیدگل‌، قزوین‌، اردبیل‌ و زنجان،‌ تظاهرات‌، درگیری‌ و اعتصاب‌ برقرار بود. خونین‌ترین‌ تظاهرات‌ 19 اردیبهشت‌ در شهر قم‌ بود. روزنامه اطلاعات‌ در 20 اردیبهشت در این‌باره نوشت‌: «آشوب‌ و بلوا در قم‌ دیروز 10 ساعت‌ متوالی‌ ادامه‌ داشت.‌» و در توضیح‌ این‌ خبر افزود که‌ «دیروز و دیشب‌ سراسر شهر قم‌ به‌ میدان‌ تظاهرات‌، اغتشاشات‌، آتش‌سوزی‌ و زدوخوردهای‌ خونین‌ تبدیل‌ شده‌ بود که‌ در جریان‌ آن‌ 9 نفر کشته‌ و 12 نفر مجروح‌ شدند.» همچنین خبرگزاری رویترز گزارش‌ کرد: «در تظاهرات‌ دانشگاه‌ تبریز دو نفر کشته‌ شدند.»[58]

مردم لرستان نیز هم‌صدا با علما و مردم، مجلس بزرگ‌داشتی برای شهدای یزد، جهرم و اهواز بر پا کردند. ساواک در گزارشی به ارسال «اعلامیه اساتید و فضلای حوزه علمیه قم در مورد حوادث اخیر ایران و اعلامیه مضره تحریک‌آمیز روح‌الله خمینی درباره عزای عمومی‌ و برگزاری مجلس ختم چهلمین روز حادثه یزد، جهرم، اهواز» برای سیدفخرالدین رحیمی اشاره کرد و گزارش داد: «شخص موصوف در حال حاضر دست‌اندرکار تحریک و برگزاری مجلس ختم می‌باشد.»[59] به گزارش ساواک، حجت‌الاسلام سید فخرالدین رحیمی در تاریخ 17 اردیبهشت: «در مسجد علوی خرم‌آباد به منبر رفته و به طور علنی مردم را برای شرکت در مجلس ختم حادثه یزد، جهرم، اهواز در تاریخ ۱۹/۲/۳۷[57] مسجد سلطانی و تعطیل بازار دعوت و تحریک نموده... و گفته بعضی از پدران نیز به مقامات شکایت کرده‌‌اند که ما به فرزندانشان درس سیاسی می‌دهیم. خدایا زودتر امام زمان را برسان تا ما از شر این حکومت نجات حاصل نمائیم.» بر پایه همین گزارش «یک نفر رابط از طرف سیدمحمد تقی طاهری که از روحانیون افراطی است و حامل تعداد زیادی اعلامیه خمینی و اساتید قم بوده از قم به خرم‌آباد وارد و در منزل سید فخرالدین رحیمی ‌با وی ملاقات و اعلامیه‌ها را تحویل می‌دهد که در روز جاری نسبت به پخش آن اقدام شده است. به علاوه به دستور یادشده شب گذشته دو نفر قصد داشته‌‌اند تعداد زیادی پرچم سیاه در خیابان ششم بهمن نصب نمایند که دستگیر» و بازداشت شدند. در همین گزارش ساواک ضمن اشاره به سابقه حجت‌الاسلام رحیمی بر دستگیری و تبعید وی تأکید کرد: «یاد شده پس از استخلاص از زندان در سال ۲۵۳۶ [1356] فعل و انفعالات سوء دیگری مرتکب گردیده که مشروح و موارد آن کتبی گزارش خواهد شد علیهذا چون ادامه فعالیت و تحریک وی در جامعه حساس خرم‌آباد به مصلحت نمی‌باشد و نامبرده به هیچ عنوان رویه سوء و خلاف خود را تغییر نمی‌دهد و روز به روز موجبات آلودگی جوانان را فراهم می‌نماید در نظر است از طریق شهربانی وضعیت وی به کمیسیون امنیت اجتماعی منعکس و نسبت به تبعید او از خرم‌آباد اقدام گردد.» [60]

 علاوه بر این به دستور حجت‌الاسلام سید فخرالدین رحیمی از صبح روز 18 اردیبهشت «به منظور مراسم چهلم کشته‌شدگان وقایع اخیر که قرار بود در تاریخ ۱۹/۲/۲۵۳۷ [1357] برگزار گردد سرتاسر مغازه‌های خیابان ششم بهمن پرچم‌های سیاه افراشته شده بود.»[61] در 19 اردیبهشت به مناسبت چهلم شهدای یزد، جهرم و اهواز، مردم خرم‌آباد دست به تظاهرات زدند که در گزارش‌های ساواک منعکس شده است: «به استناد گزارشات واصله در تظاهرات روز جاری عناصر مشروحه زیر تحت تأثیر تحریکات سید فخرالدین رحیمی ‌که یکی از روحانیون افراطی خرم‌آباد می‌باشد و دارای سوابق ضدامنیتی است عده‌ای از شرکت‌کنندگان در مجلس ختم چهلمین روز حادثه یزد، جهرم، اهواز که در مسجد سلطانی برگزار بوده را تحریک به تظاهرات و شعار دادن نموده و در نتیجه شعارهائی از قبیل یا مرگ یا خمینی، درود بر خمینی، مرگ بر این حکومت یزیدی داده شده است.»[62] به گزارش ساواک: «به دنبال تشکیل مجلس یادبود در خرم‌آباد ـ لرستان، عناصری از شرکت کنندگان در مجلس مبادرت به تحریک مردم به ایجاد بلوا و آشوب کرده بودند که افراد مذکور مورد شناسائی واقع [شدند] و در تاریخ 19 /2 /37 [57] اقدامات مقتضی برای دستگیری آنان به عمل آمده است.»[63] در گزارش دیگری با اشاره به دستگیری «دوازده نفر عاملین اصلی که دو نفر از آن‌ها طلبه» بودند. هشت نفر دیگر از فعالین برگزاری این تظاهرات به نام‌های سید جلیل صادقی، خداداد احمدی، وحید کمالوند، جواد ولی‌نیا، عبدالحمید ابطحی، ایرج پورمند، اصغر رستمی‌ و نعمت سعیدی شناسایی و حکم دستگیری آنان صادر شد: «به استناد گزارشات واصله از منابع نفوذی هشت نفر مشروحه... نیز در تحریک مردم به تظاهرات و دادن شعارهای بالا دخالت مستقیم داشته و از ایادی سید فخرالدین رحیمی می‌باشند که به شهربانی معرفی تا در مورد دستگیری آنان اقدام گردد.»[64]

به دنبال اقدامات فوق و طبق رأی کمیسیون امنیت اجتماعی خرم‌آباد در 20 اردیبهشت 1357، آقایان حجج اسلام سید فخرالدین رحیمی و شیخ محمدمهدی روشنی به سبب ایراد سخنرانی تحریک‌آمیز، پخش اعلامیه و تحریک مردم به تعطیلی مغازه در روز چهلم شهدای یزد جهرم و اهواز به مدت سه سال اقامت اجباری در شهرهای ایرانشهر و زابل محکوم شدند. در نتیجه بی‌درنگ هر دو دستگیر و به سیستان و بلوچستان تبعید شدند.[65]

بر پایه گزارش ساواک، 27 اردیبشهت یکی از دانش‌آموزان دبیرستان دهخدای دورود به نام حسین رضایی کلاس چهارم به پخش نوارهای سیاسی میان دانش‌آموزان پرداخت. در این نوار از شخصیت شاه انتقاد شده بود و از رویدادهای قم و تبریز سخن به میان آمده بود. عامل اصلی پخش این‌گونه نوارها آقای سیروس ساکی ساکن ایستگاه بیشه بخش پاپی شهرستان خرم‌آباد معرفی شده است.[66]

در حالی که چند روزی از تبعید سید فخرالدین رحیمی نگذشته بود، حجت‌الاسلام سید نورالدین برادر بزرگ ایشان ضمن ادامه فعالیت سیاسی گروه مسجد علوی ساعت 21:15 شب ۲۸ اردیبهشت بین نماز مغرب و عشاء جلسه‌ای در مسجد موسی بن جعفر(ع) خرم‌آباد برپا کرد که در آن صدها تن از مردم شرکت کرده بودند. نمازگزاران در این مراسم برای بهبودی و سلامتی آیات عظام سیدمحمدرضا گلپایگانی و سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی دعا و نیایش به جای آوردند.[67]

 

فعالیت‌های انقلابی استان لرستان در خرداد 1357

خرداد 1357 در حالی در استان لرستان شروع شد که در اول این‌ ماه ساواک در گزارشی در مورد مهدی رضوی فقیه، محصل کلاس ششم ادبی شبانه الیگودرز نوشت: «نامبرده بالا در یک گفتگو اظهار داشته تمام کتاب‌ها و نوارهای مضره را در یک انباری در منزل به صورت مخروبه می‌باشد پنهان کرده و فقط کتاب‌های مجاز را در منزل نگهداری می‌کند. مشارٌالیه اغلب به اتفاق حمید و عظیم توکلی ضمن بدگوئی و دشنام به دولت به خاندان جلیل سلطنت اهانت می‌نماید ضمناً گفته‌اند چنانچه یوسفی مأمور سازمان اطلاعات و امنیت را تنها گیر آورند او را خواهند کشت.»[68] در گزارش دیگری که تاریخ همین سند را دارد و به تهران ارسال شد، از قول این دانش‌آموز آمده بود: «چند جلد کتاب از نوشته‌های اعلیحضرت را دارم که چنان‌چه خواستند دستگیرم کنند بگویند به به عجب شاه‌دوستی است.»[69]

13 خرداد حجت‌الاسلام رحیمی به همراه آیات و حجج اسلام سید علی خامنه‌ای، محمدکاظم راشدیزدی و سید محمدعلی موسوی از تبعیدگاه ایرانشهر در نامه‌ای به مسئولان کمیته ایرانی دفاع از حقوق بشر، ضمن اشاره به رفتار غیرقانونی مأموران رژیم شاه با تبعیدیان، درخواست داشتند: «که عین این گزارش را به مقامات و مراجع ذی‌صلاح جهانی از قبیل مجمع حقوقدانان بین‌المللی و کمیته دفاع از حقوق بشر و صلیب سرخ جهانی و غیره ارائه نموده بدین وسیله نقطه‌ای بسیار کوچک و در عین حال پرمعنایی از رفتارهای غیرقانونی هیأت حاکم ایران با معترضان و مخالفان خود را در معرض دید و اطلاع آنان قرار» دهند.[70]

برابر با گزارش روز 14 خرداد 1357در این روز: «تعدادی اعلامیه تحریک‌آمیز و مضره که در مورد اغتشاش در 15 خرداد جاری و اسائه ادب به کد 66 [یعنی شاه] می‌باشد برای مرتبه دوم در دبیرستان پروین اعتصامی و مدرسه راهنمائی شرافت دورود پخش گردیده که نسبت به جمع‌آوری اعلامیه‌ها اقدام شده است.» همچنین «در جهت شناسائی و دستگیری عاملین پخش اعلامیه‌ها و جلوگیری از هر گونه فعل و انفعالات سوء و ضد امنیتی در منطقه مزبور پیش‌بینی و تدابیر لازم اتخاذ و مراقبت در محل مزبور تا آخر خرداد جاری تشدید» شد.[71] در گزارش دیگری آمده است: «تعداد سی برگ اعلامیه پلی کپی شده که در آن از مردم خواسته شده بود روز 15 خرداد از خانه‌های خویش خارج نشوید توسط افراد ناشناسی در راهرو مسجد جامع بروجرد گذاشته شده بود که قبل از دسترسی مردم به آن‌ها توسط عوامل شهربانی جمع‌آوری» شد.[72]

در گزارش روز 23 خرداد 1357 آمده بود: «تعدادی اعلامیه که در آن مطالبی علیه رژیم کشور درج و به نام مسلمانان مبارز خرم‌آباد لرستان می‌باشد در مسجد کوچک واقع در خیابان پهلوی خرم‌آباد ریخته شده است.» در تحقیقات انجام شده «عامل این جریان کربلایی پاپی مستخدم مسجد سلطانی» معرفی شد «زیرا نامبرده در مجلس ختم روز 19 /2 /37[57] قصد پخش اعلامیه داشته که به علت ازدیاد مأمور موفق نشده بود.»[73] این اعلامیه که با جمله «کل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کربلا» شروع شده بود، در ادامه آن آمده بود: «به فرموده نایب‌الامام حضرت آیت‌الله خمینی و پیروی از مسلمانان سراسر کشور یاد شهدای پانزده خرداد 1342 تاکنون را گرامی داشته و با نرفتن به محل کسب و کار در روز 15 خرداد 1357 انزجار خود را از رژیم ضد خدایی و ضد مردمی خاندان کثیف پهلوی اعلام نموده و پشتیبانی کامل خود را از مراجع عالی قدر شیعه و علماء اعلام، استادان محترم دانشگاه‌ها، دانشجویان عزیز مبارز، بازاریان، کارگران، کشاورزان، کارمندان و تمام قشرهای جامعه اعلام نموده و تا آخرین قطرات خون‌مان از یاری آن‌ها دست بر نخواهیم داشت...»[74]

به گزارش ساواک 23 خرداد حسن بهرامی آموزگار پیمانی در کوهدشت: «ضمن صحبت با یکی از دوستانش اظهار داشته روز 28 /3 /37 روز چهلم شهدای قم[75] و اولین سالگرد درگذشت دکتر شریعتی می‌باشد که به همین مناسبت مراسمی در خرم‌آباد برگزار خواهد شد.»[76]

ساواک در گزارش دیگری با اشاره به انتشار اعلامیه «آیات سه گانه قم[77] به مناسبت کشته‌شدگان حوادث مورخه 19 /2 /37[57] قم و تبریز... [که] طی آن روز شنبه 27 /3 /2537[1357] تعطیل عمومی و تحصن در منزل» اعلام شده بود، نگرانی خود را از پخش این اعلامیه در لرستان گزارش کرد: «به دنبال انتشار اعلامیه‌های مزبور که قطعاً به خرم‌آباد نیز ارسال و پخش خواهد شد روحانیون افراطی خرم‌آباد از موضوع آگاهی و از هم اکنون دست‌اندرکار می‌باشند تا از طریق تماس‌های حضوری و تشکیل جلسات مخفی نسبت به تعطیل نماز جماعت و دکاکین کسبه و بازاریان و احتمالاً برگزاری مجلس ختم و انجام تظاهرات سوء اقدامات لازم به عمل آورند.» بنابر این ساواک به منظور «جلوگیری از تعطیل مغازه‌ها و هرگونه اقدام ضد امنیتی و تظاهرات احتمالی پیش‌بینی‌های لازم به عمل آورده و برای خنثی کردن تحریکات روحانیون افراطی و عدم پخش اعلامیه از ناحیه آن‌ها از شب جاری مراقبت را تشدید» کرد.[78] گزارش دیگری حاکی از آن است که آیت‌الله عباسعلی صادقی «در تاریخ 22 /3 /37 اظهار داشته در روزهای 28 و 29 خرداد جاری مجلس ختم کشته‌شدگان مورخه 19 /2 جاری قم و تبریز و دیگر شهرهای ایران را در [مسجد] صاحب‌الزمان خرم‌آباد برگزار خواهیم کرد.»[79]

در بروجرد نیز بعد از ظهر 25 خرداد توسط «جواد چکشی و احمد قربانعلی» که هر دو نجار بودند: «اعلامیه آیات ثلاث قم را که در آن روز 27 /3 /37 [57] عزای عمومی اعلام و خواسته شده بود از برگزاری مجالس ترحیم خودداری شود تا بهانه‌ای به دست دشمنان برای کشتار و وارونه جلوه دادن حقایق داده نشود» توزیع شد.[80]

این فعالیت‌ها باعث شد که در روز بیست‌وهفتم خرداد «به تبعیت از اعلامیه‌های منتشره از طرف روحانیون به ویژه آیات ثلاثه مقیم قم (شریعتمداری، گلپایگانی و نجفی مرعشی) ...برخی از روحانیون خرم‌آباد از برگزاری نماز جماعت خودداری» کنند.[81]

 

ادامه مبارزات استان لرستان در تیرماه 57

اول تیر ماه 1357، مأموران رژیم پهلوی به پنج نفر از افرادی که در جلسه‌ای در مسجد جامع بروجرد شرکت کرده بودند مشکوک شدند. این افراد هنگام خروج از مسجد بسته‌هایی در دست داشتند و هنگامی که مأموران درصدد دستگیری آنان برآمدند افراد مذکور متواری شدند و فقط یکی از آن‌ها به نام محمدحسن شیخی دستگیر شد.[82]

همچنین در آغاز این ماه کتابی به نام «گربه زرده» به وسیله ایرج و حسین سلیمانی در بروجرد منتشر شد. کتاب را ایرج نوشته بود ولی به نام حسین منتشر کرد. زیرا حسین در دبیرستان اشترینان دبیر بود و به سبب شایعه فعالیت سیاسی در مهاباد (از شهرستان‌های استان آذربایجان غربی)، نمی‌توانست کتاب را به نام خود به چاپ برساند.[83] در مقدمه کتاب گربه زرده چکیده‌ای از«غرب‌زدگی» نوشته جلال آل‌احمد آمده بود و احتمالاً به همین خاطر بود که در سوم تیرماه ساواک لرستان دستور جمع‌آوری کتاب مذکور را داد.[84]

ساواک در 3 تیر گزارش داد «شخصی به نام آل اسحاق که از روحانیون می‌باشد قرار است به جای سید فخرالدین رحیمی پیش نماز مسجد علوی که چندی پیش تبعید گردید انتخاب شود.»[85]

9 / 4 / 1357 ساواک از تشکیل یک گروه مذهبی در میان فرهنگیان بخش پلدختر خبر داد: «اخیراً چند نفر از فرهنگیان پلدختر از جمله عبدالرضا جایدری، پری افخمی، خسرو دیناروند، محمدرضا رضایی به همراه شخصی به نام شیخ عباس خوردی گروهی را تشکیل داده که گروه مذکور در پوشش فعالیت‌های مذهبی و تبلیغ مبانی اسلامی تحت عنوان ارشاد اهالی به فعالیت‌های دیگری نیز دست می‌زنند و در حالی که اعضای این گروه ثابت است، سمپات‌های خود را جهت انجام مسائل دینی آموزش می‌دهند.»[86]

به گزارش ساواک 18 تیرماه «به مناسبت ولادت حضرت امام حسین جشنی با حضور کلیه روحانیون و طلاب مدرسه علمیه و عده‌ای حدود 500 نفر» در مدرسه علمیه نوربخش بروجرد برگزار شد. در این جشن «از دادن شیرینی خودداری فقط به چای اکتفا گردید.» سخنران این مراسم ضمن اشاره به زندانیان سیاسی اعلام داشت: «ما در 15 شعبان شیرینی نمی‌دهیم و عزای عمومی اعلام می‌کنیم[87] و این کارها را انجام می‌دهیم که تا دشمن سرنگون شود.» همچنین «در لفافه مطالبی تحریک‌آمیز» دیگری نیز بیان شد.[88]

در گزارش دیگری به تاریخ 26 تیر ماه، ساواک به فعالیت‌های فردی به نام مهندس حجتی اشاره کرد که با طلاب و انقلابیون بروجرد در ارتباط بوده و «اعلامیه و نوارهای ضد ملی مبادله و پخش» کرد. همچنین «یک نسخه اعلامیه روح‌اله خمینی در مورد 15 شعبان به یکی از دوستان خود داده و آن‌ها را تشویق به فعالیت‌های مذهبی نموده است.»[89]

 

مرداد خونین خرم‌آباد

مرداد 1357 سرآغاز مرحله نوینی از تاریخ مبارزات نیروهای مذهبی خرم‌آباد به حساب می‌آید. در این ماه برای نخستین بار مبارزه مردم خونین شد. سران اصلی نیروهای مذهبی دستگیر شدند و خون جوانان این شهر بر زمین ریخت، به دنبال آن مردم به خون‌خواهی فرزندانشان حرکت‌آفرین شدند و به طور علنی و عملی در برابر رژیم قرار گرفتند.

همان‌طور که اشاره شد، به دنبال تبعید حجت‌الاسلام فخرالدین‌رحیمی، دو تن از روحانیون خرم‌آباد از یکی از روحانیون انقلابی مقیم قم به نام حجت‌الاسلام شیخ ‌محمد آل‌اسحاق دعوت کردند تا ضمن پذیرش امام جماعتی مسجد علوی، به جای حجت‌الاسلام فخرالدین‌رحیمی، در ماه‌ مبارک‌ رمضان نیز به ایراد سخنرانی بپردازد. وی ضمن پذیرش این دعوت، بلافاصله به خرم‌آباد آمد. به گزارش ساواک: «شیخ محمد آل‌اسحاق از بدو ورود به خرم‌آباد ضمن تماس با یکى دیگر از روحانیون منطقه به نام شیخ مهدى قاضى تلاش‌هایى را براى انجام تحریکات در بین افراطیون مذهبى معمول و در رابطه با همین کوشش‌ها شیخ محمد آل‌اسحاق در سخنرانى خود که از اول ماه مبارک رمضان در مسجد علوى ایراد کرده مطالب تحریک‌آمیزى ایراد نموده که به همین علت از طریق شهربانى محل احضار و در مورد عواقب اظهاراتش به وى تذکر و توجه داده شده است. نامبرده در شهربانى اظهار داشته: چنان‌چه از منبر رفتن وى جلوگیرى شود، در شهر انقلاب خواهد کرد.» به دنبال این جریانات در روز هجدهم مرداد «حدود 1000 نفر که در مسجد علوى شهر خرم‌آباد اجتماع کرده بودند، از مسجد خارج و ضمن دادن شعارهاى ضدمیهنى به تظاهرات اخلالگرانه خیابانى مبادرت کرده و با سنگ و آجر شیشه‌هاى ساختمان‌هاى استاندارى، حزب رستاخیز ملت ایران، اداره مسکن و شهرسازى، اوقاف، شیروخورشید، مخابرات و همچنین شعب بانک‌هاى صادرات، بازرگانى، تهران، ملى ایران، رهنى و همچنین سینما شهباز و منازل سازمانى پرسنل شهربانى و کیوسک راهنمائى را شکسته‌اند. مأمورین انتظامى به مقابله با اخلالگران برخاسته و سرانجام با کمک مأمورین ژاندارمرى و تیپ 84 خرم‌آباد آن‌ها را متفرق کرده‌اند. در حادثه مذکور یک‌نفر از مأمورین انتظامى مجروح و شیخ محمد آل‌اسحاق و 17 نفر از عاملین اصلى حادثه مذکور دستگیر» شدند.[90]

 درباره حادثه روز هجدهم مرداد خرم‌آباد روزنامه اطلاعات چنین نوشت: «گروهى ناشناس در خرم‌آباد شیشه‌هاى هشت شعبه بانک یک سینما و شیشه‌هاى ساختمان و تابلو دفتر حزب رستاخیز را شکستند. تظاهر کنندگان در پایان یک مراسم که در مسجد خیابان ششم بهمن خرم‌آباد ترتیب یافته بود به خیابان ششم بهمن ریختند و دامنه تظاهرات خود را به خیابان‌هاى پهلوى و چند خیابان دیگر کشاندند. تظاهرکنندگان در گروه‌هاى مختلف به راه افتادند و در مسیر راه خود با پرتاب سنگ و آجر شیشه‌هاى سه بانک صادرات، شعبه‌هاى ششم بهمن، مرکزى و میدان سعدى را شکستند. این عده همچنین در مسیر حرکت خود شیشه‌هاى بانک ملى شعبه مرکزى ـ بانک تهران شعبه پهلوى، بانک رهنى شعبه استاندارى، بانک ملى شعبه خرم و بانک بازرگانى شعبه سبزه میدان را خرد کرند....»[91]

به گزارش ساواک «به دنبال دستگیرى شیخ محمد آل‌اسحاق .. و اعزام او به مرکز .. چند نفر از روحانیون اخلالگر و افراطى و با سابقه خرم‌آباد به اسامى شیخ مهدى قاضى، شیخ عباسعلى صادقى، نورالدین رحیمى، سید جعفر ورامینى جلسه‌اى تشکیل و متفقاً تصمیم می‌گیرند سیدجعفر ورامینى در مسجد علوى به منبر رفته و ضمن سخنرانى و تحریک مردم آزادى شیخ محمد آل‌اسحاق و تعقیب رئیس شهربانى استان را از مقامات استان خواستار شوند و یک طومار نیز در این زمینه تهیه و به مرکز ارسال دارند.» بنابر این «سیدجعفر ورامینى در شب 19 /5 /37[57] شدیداً سخنرانى تحریک‌آمیزى نموده و بعد از ظهر مورخه 20 /5 /37[57] شیخ عباسعلى صادقى و ورامینى در مسجد حاج رمضان مردم را تحریک و چون اطلاع حاصل گردید قبل از ظهر روز 20 /5 /37[57] جلسه مجددى تشکیل و طى آن از تمام روحانیون خرم‌آباد دعوت کردند دو شب مورخه مزبور در مسجد علوى متحصن و اقدامات خود را دنبال نمایند و احتمال می‌رفت اغتشاش و اخلالگرى مجددى در خرم‌آباد ایجاد نمایند. لذا ضمن هم‌آهنگى با رئیس شهربانى استان شیخ عباسعلى صادقى و سیدجعفر ورامینى به شهربانى احضار و با آنان مذاکره [شد] تا از ادامه فعالیت و تحریک مردم به اغتشاش ممانعت نمایند.» در جواب پیشنهاد ساواک: «دو نفر مزبور متفقاً اظهار داشتند تا پنج روز در مسجد علوى سخنرانى و متحصن و خواستار تعقیب رئیس شهربانى استان و استخلاص شیخ محمد آل‌‌اسحاق می‌باشند و اگر ترتیب اثر داده نشود تا پاى مرگ کفن پوشیده آماده مبارزه می‌باشند و اغتشاش وسیع را به راه خواهند انداخت.» بنابر این «در شب 20 /5 /37 روحانیون فوق‌الذکر با تنى چند از طلاب و عده‌اى حدود دوهزار نفر در مسجد علوى اجتماع جعفر ورامینى سخنرانى حاد و انقلابى ایراد و اظهار داشته علیه رئیس شهربانى اعلام جرم می‌نماید یا رئیس شهربانى باید از شهر برود یا ما می‌دانیم چکار کنیم و اضافه نموده امروز مطلب را به تمام مقامات گفته و تا پنج روز التیماتوم داده و می‌بایستى شیخ محمد آل‌ اسحاق به خرم‌آباد بازگردانده شود و مطالب مضره دیگر... و اضافه نموده اگر من دستگیر شوم عشایر دلفان چند پاسگاه را خلع سلاح و اغتشاش وسیعى ایجاد خواهد کرد.» ساواک در ادامه این گزارش نوشت: «در بررسی‌هاى معموله مشخص گردید که شیخ مهدى قاضى، شیخ عباسعلى صادقى، نورالدین رحیمى، سید جعفر داودى و روحانى دیگرى به نام سیدزاده قصد اخلال و به راه انداختن اغتشاش در خرم‌آباد را دارند که مورخه جارى شوراى هم‌آهنگى استان تشکیل و با توجه به پیشنهاد رئیس شهربانى استان تصمیم گرفته شد پس از دستگیرى شیخ مهدى قاضى و فرزندش محمد که فعلاً در تهران می‌باشد و قصد عزیمت به امریکا را دارد چهار نفر روحانى دیگر که از عناصر مؤثر درجه یک تحریک‌کننده می‌باشند دستگیر و به مرکز اعزام شوند...»[92]

روز 23 /5 /57 پنج نفر از روحانیان خرم‌آباد دستگیر شدند. همچنان ‌که در این سند پیش‌بینى شد، مردم شهر از این اقدام برآشفته شدند و علیه آن دست به تظاهرات زدند. ارتش منطقه (تیپ 84 خرم‌آباد) که براى مقابله با اعتراض مردم به سطح شهر آمده بود به سوى مردم تیراندازى کرد. منابع ساواک رویداد این شب را چنین گزارش کردند: «پس از دستگیری عناصر مزبور از جمله شیخ مهدی قاضی، شب 23 / 5 / 37[57] عده‌ای از عناصر اخلالگر و آشوب‌طلب که تحت تأثیر تحرکات و تبلیغات سوء سیدجعفر ورامینی عامل شیخ مهدی قاضی قرار داشتند، جلوی مسجد علوی اجتماع و پس از دادن شعارهای ضد ملی و اسائه‌ی ادب به کد 66 [یعنی شاه] و زنده باد خمینی، خواستار آزادی شیخ مهدی قاضی و دیگر روحانیون دستگیر شده بودند و ضمن آن به اخطارهای پلیس وقعی نگذارده و با سنگ و چوب، و بنا به گزارش شهربانی استان، در مقابل تیراندازی مأموران مقاومت و مأموران شهربانی و ژاندارمری به ناچار مبادرت به تیر هوایی نموده و اخلالگران حدود سه الی چهار ساعت با مأموران درگیر، در نتیجه در این واقعه که مسبب اصلی آن شیخ مهدی قاضی، سیدجعفر ورامینی، شیخ عباسعلی صادقی، نورالدین رحیمی و سیدمجید سیف‌السادات (سیف‌زاده) بوده‌اند سه نفر از اخلال‌گران کشته و چند نفر از مأموران پلیس از جمله یک افسر مجروح و بستری گردیده‌اند.»[93] ساواک در گزارش‌های دیگری نیز به این تظاهرات اشاره می‌کند. از جمله گزارش زیر: «به دنبال تلاش‌های گسترده‌ای که از طرف تعدادی از روحانیون طرفدار روح‌الله خمینی برای برپا کردن تظاهرات اخلالگرانه در شهر خرم‌آباد به عمل آمد در روز 23 /5 /57 پنج تن از آن‌ها در شهر خرم‌آباد دستگیر و متعاقب دستگیری آنان عده قابل توجهی از قشریون مذهبی در این شهر به تظاهرات اخلالگرانه مبادرت کردند که در نتیجه سه نفر از اخلالگران کشته شدند. این تظاهرات با کمک تیپ 84 خرم‌آباد خاتمه یافت.»[94] شهیدان این شب حمید قربانی‌نسب، احمد رفیع‌پور و علی گودرزی بودند. رخدادهای شب 23 مرداد و ریخته شدن خون جوانان شهر نه تنها مردم را به خشم آورد و در ادامه نهضت جسورتر ساخت که سبب شد تا نام خرم‌آباد در شمار شهرهای ناآرام و خونین ایران قرار گیرد و حتی در مطبوعات جهان بازتاب پیدا کند. همچنین افراد و گروه‌های سیاسی نیز به وقایع خرم‌آباد توجه نشان دادند و در موضع‌گیری‌های خود از آن یاد نمودند. «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» در نامه‌ای که راجع به سینما رکس آبادان برای اتحادیه بین‌المللی حقوق بشر، مطبوعات و سازمان‌های جهانی ارسال داشت، از کشتار مردم خرم‌آباد نیز یاد کرد. آیت‌الله محمد صدوقی نیز یک روز پس از حوادث خرم‌آباد، طی اطلاعیه‌ای از این درگیری‌ها یاد کرد.[95]

گزارش دیگری از ساواک حاکی از آن بود که «روز 16 /5 /37[57] تعداد چهار جام از شیشه‌های سینمای شهر الیگودرز ـ استان لرستان، توسط افراد ناشناسی شکسته» شده بود. «به دنبال این جریانات، روز 22 /5 /37 [57] نامه دست‌نویس شده‌ای به امضاء «گروه ندای اسلام» به بعضی از مراجع انتظامی شهرستان الیگودرز ارسال و در آن ضمن تهدید اضافه شده که آتش زدن تابلوی سینما، اخطاری برای انجام اقدامات بعدی بوده است.»[96]

در 27 مرداد ساواک گزارش داد: «افراد ناشناسی با شکستن دو جام از شیشه‌های ساختمان حزب رستاخیز ملت ایران در شهر بروجرد ـ استان لرستان، یک عدد بطری محتوی مواد آتش‌زا را به داخل آن پرتاب و سپس متواری» شدند.[97]

 

بازتاب آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در لرستان

وقایع مرداد‌ماه خرم‌آباد هنوز فروکش نکرده بود که ناگهان در 28 همین ماه یکی از هولناک‌ترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران در سینما رکس آبادان به وقوع پیوست. آتش‌سوزی سینما رکس یک حادثه‌ی ملی بود، زیرا در میان قربانیان آن از اهالی همه‌ شهرها و استان‌های ایران به چشم می‌خورد. از این‌رو سراسر کشور را تحت تأثیر خود قرار داد. مردم لرستان نیز با دو شهید به نام‌های علی گودرزی فرزند علی‌کرم اهل بروجرد و روح‌الله اصولی از اهالی خرم‌آباد، در اندوه سینما رکس شریک بودند.[98] حادثه‌ی یاد ‌شده به اندازه‌ای برای این مردم دردناک بود که در سرودهای محلی و ترانه‌های آنان نمود پیدا کرد:

«آبادان شهر عزا بوماتمه                     هرچی که دردِ دل بوئم باز کمه

سینما رکس آبادان اِ بی‌وفا                    جه‌وونیا مونه بردی تو وه کجا

آبادان شهر عزا...

دومادیا ساختن عروسیا غم د بار            مادریا پیروسیه پوش اشکِ بار

پدریا پیرو سیه پوش داغدار                 روز و شو هه می‌شینن چش انتظار

آبادان شهر عزا...

پدر یا ناله می‌کَن وه آسمو                   آه و ناله شو می‌ره تا کهکشو

کهکشو، اِء آسمو، اِء زلِ روز                 جه‌وونیا آبادانی بین سوخت ساز

آبادان شهر عزا...

بی‌دینی، بی‌مذهبی، اِء بی حیا                آبادانن کردی وه شهر عزا

دیوزادی، ابلیسی، تو نیستی بشر             سینما رکس آبادانن تش زیه تو بی خَوَر

آبادان شهر عزا...»[99]

 

پی‌نوشت‌ها: 


[1] . شهیدان حجج اسلام سید نورالدین و سید فخرالدین رحیمی، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران، 1381، ص 385.

[2] . حاج ملا احمد کروبی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1379، ص 254. همچنین بنگرید به: پرچمداران انقلاب اسلامی در استان لرستان؛ شهیدان حجج اسلام سید فخرالدین و سید نورالدین رحیمی، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[3] . شهید آیت‌الله حاج سیدمصطفی خمینی به روایت اسناد ساواک (امید اسلام)، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران، 1388، ص 358. همچنین بنگرید به: اول آبان سالگرد شهادت فرزند برومند حضرت امام خمینی(ره) آیت‌الله سیدمصطفی‌ خمینی، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[4] . همان، ص 458.

[5] . دالوند، حمیدرضا، انقلاب اسلامی در لرستان، ج 2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص 131.

[6] . جشن چهارم آبان: شاه برای آنکه بتواند خود را هر روز در میان مردم مطرح نماید، به بهانه‌های مختلف جشن‌هایی را برگزار می‌کرد و با دستور شهربانی در و دیوار را چراغان می‌نمود. یکی از این مراسم، چهارم آبان سالگرد تولد محمدرضا پهلوی بود که هر ساله با هیاهوی بسیار و صرف هزینه‌های گزاف، برگزار می‌شد و از افراد مختلف دعوت می‌شد که در آن شرکت کنند. امّا همین جشن نیز برای افراد انقلابی و مبارز انگیزه‌ای برای افشاء ماهیت ضد دینی و اسراف گرایانه رژیم شاه بود.

[7] . حاج ملا احمد کروبی به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص 272.

[8] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 13376، ص 176.

[9] . همان، ص 276.

[10] . همان، ص 369.

[11] . همان، ج 3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1377، ص 336.

[12] . همان، ج 1، پیشین، ص 374.

[13] . حاج ملا احمد کروبی به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص 286.

[15] . شهیدان حجج اسلام سید نورالدین و سید فخرالدین رحیمی، پیشین، ص 389.

[16] . همان، ص 390.

[17] . آیت‌الله العظمی سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، ج 3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1388، ص 397.

[18] . انقلاب اسلامی در لرستان، پیشین، ص 133.

[19] . همان، ص 134.

[20] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 4، همان، 1378، ص 341.

[21] . حاج ملا احمد کروبی به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص 284.

[22] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 3، پیشین، ص 162.

[23] . همان، ج 2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1377، ص 197.

[24] . همان، ص 205.

[25] .همان، ص 204.

[26] . برای مطالعه بیشتر، بنگرید: نگاهی دیگر به قیام 29 بهمن سال 1356 مردم تبریز، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[27] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 3، پیشین، ص 18.

[28] . اسناد پایانی مقاله.

[29] . اسناد پایانی مقاله. همچنین، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 3، پیشین، ص 169

[30] . همان، ص 71.

[31] . همان، ص 234.

[32] . همان، ص 322.

[33] . همان، ج 4، ص 47.

[34] . همان، ص 60.

[35] . اعلامیه حضرت امام خمینی(ره) در آستانه چهلمین روز شهادت مردم تبریز.

[36] . همان، ص 72.

[37] . برای مطالعه بیشتر، ر،ک: مروری بر تحریم عید نوروز سال 57 و برگزاری اربعین شهدای تبریز، سایت بررسی اسناد تاریخی.

[38] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 4، پیشین، ص 346.

[39] . همان، ص 111-120.

[40] . اسناد پایانی مقاله.

[41] . حاج ملا احمد کروبی به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص 289.

[42] . انقلاب اسلامی در لرستان، پیشین، ص 145.

[44] . شناسنامه خر یا پندنامه نوشته حیدر انصاری نجف‌آبادی است که در سال 1350 به چاپ اول رسید. این کتاب قالب طنز دارد و با استعاره حاکمان وقت را به استهزاء گرفته است.

[45] . اسناد پایانی مقاله.

[46] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 4، پیشین، ص 307، 311، 332.

[47] . همان، ص 346.

[48] . همان، ص 341.

[49] . همان، ص 434.

[50] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، 1378، ج 5، ص 202.

[51] . همان، ص 43.

[52] . مهندس منوچهر سالور فرزند حسینقلی میرزا در سال 1292 شمسی در شمیران متولد شد و در رشته برق و ماشین لیسانس خود را از هنرسرای عالی اخذ نمود. وی مشاغلی چون کارمند بانک صنعتی ـ رئیس کارخانه سیمان ری ـ بازرس فنی نخست‌وزیر ـ مدیر عامل شرکت سهامی سیمان فارس و خوزستان وابسته به بنیاد پهلوی ـ رئیس کارخانه سیمان دورود و شیراز ـ مدیرفنی کارخانه قند فارس ـ رئیس هیئت مدیره قند قهستان و کوار ـ مدیر عامل کارخانه سیمان آبیک قزوین ـ رئیس کارخانه قند ورامین ـ رئیس اصلاحات ارضی ـ رئیس هیئت مدیره قند پارس ـ بازرس قانونی شرکت سهامی قند کرمانشاهان را عهده‌دار بود. همچنین نامبرده ـ عضو انجمن آثار ملی ایران ـ عضو انجمن اسلامی مهندسین تهران ـ عضو مؤسس جمعیت نهضت آزادی و عضو حزب ایران بود. سالور از مؤسسین شرکت (ایر ـ فو) ایران فولاد که توسط مهندس مهدی بازرگان و افرادی از جبهه ملی تأسیس شده است، بود. مشارالیه شخصی بود با معتقدات مذهبی قوی که با اکثر علماء و روحانیون از جمله آیات عظام: شهید سیدعبدالحسین دستغیب، شهید سیداسدالله مدنی، شیخ بهاءالدین محلاتی و... ارتباط و تماس داشت و در جلسات بحث و تفسیر مسجد هدایت شرکت می‌کرد. نامبرده از دوستان مهندس بازرگان بود که خدماتی از نقطه نظر مالی برای شرکت‌های متعلق به نامبرده انجام می‌داده است. وی در محل کارخانه سیمان دورود مجتمع بزرگ مذهبی شامل مسجد ـ کتابخانه ـ دفتر مذهبی ـ تالاری به نام ولی عصر(عج) و دایره انتشارات دایر کرده بود و یکی از روحانیون به نام حجت‌الاسلام سید محمد صحفی این قسمت را اداره می‌کرد. همچنین دفتر مذهبی و کتاب‌خانه و کارخانه‌های سیمان و فارسیست دورود نشریاتی در رابطه با نشر تعالیم اسلامی چاپ نموده و رایگان در اختیار مردم و خصوصاً دانش آموزان قرار می‌دادند. در محیط کارخانه برای کارگران کارهای خلاف شئونات اسلامی ممنوع بوده است. به گزارش ساواک لرستان در کارخانه فعالیت‌هایی که جنبه ضد امنیتی و مضره داشته باشد انجام نمی‌شده و مراسم سال‌روز دعا برای رفع خطر از جان شاه انجام گرفته است. سالور در شهرهای دورود ـ بروجرد ـ قم ـ اراک ـ بهبهان ـ شیراز ـ آبیک ـ کرج ـ قزوین ـ همدان و غیره مسجد احداث کرده است. مشارالیه در سال 1335 نشان پنج همایون دریافت کرده و در سال 1345 تقاضای نشان افتخار برای وی از طرف سرپرست املاک و مستغلات پهلوی شده است. ساواک در پرونده بیوگرافی نامبرده وی را متدین ـ صدیق ـ خیّرـ علاقمند به کار و بیش از حد خشک و مقرراتی، تاحدی کج سلیقه و بدبین و به امور مذهبی متعصب معرفی کرده است. مهندس سالور در 4 دی 1389 به رحمت ایزدی پیوست. زنان دربار به روایت اسناد ساواک: اشرف پهلوی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1381، ص 275.

[53] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 5، پیشین، ص 113.

[54] . شهیدان حجج اسلام سید نورالدین و سید فخرالدین رحیمی، پیشین، ص 179.

[55] . اسناد پایانی مقاله.

[56] . شهیدان حجج اسلام سید نورالدین و سید فخرالدین رحیمی، پیشین، ص 183.

[57] . همان، ص 184.

[58] . مروری بر حماسه مردم یزد در فروردین‌ماه 1357، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[59] . شهیدان حجج اسلام سید نورالدین و سید فخرالدین رحیمی، پیشین، ص 191.

[60] . همان، ص 192.

[61] . همان، ص 213.

[62] . اسناد پایانی مقاله.

[63] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 5، پیشین، ص 313-326.

[64] . اسناد پایانی مقاله.

[65] . شهیدان حجج اسلام سید نورالدین و سید فخرالدین رحیمی، پیشین، ص 214.

[66] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 5، پیشین، ص 263.

[67] . همان، ص 495.

[68] . همان، ص 18.

[69] . همان، ص 18.

[70] . اسناد پایانی مقاله.

[71] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان،1378، ج 6، ص 249.

[72] . همان، ص 249.

[73] . همان، ص 252.

[74] . همان.                                                   

[75] . منظور چهلم شهدای 19 اردیبهشت قم است که در بزرگداشت شهدای یزد، جهرم و اهواز به شهادت رسیدند.

[76] . همان، ص 319.

[77] . آیات عظام؛ سیدمحمدرضا گلپایگانى، سیدشهاب‌الدین نجفى مرعشى و سید محمدکاظم شریعتمدارى.

[78] . همان، ص 380.

[79] . همان، ص 364- 365.

[80] . همان، ص 391.

[81] . همان، ص 422-427.

[82] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، 1379، ج 7، ص 16.

[83] . ساواک در این مورد می‌نویسد: «کتاب را حسین سلیمانی برادر ایرج که دبیر در اشتاد [اشترنیان] می‌باشد نوشته و چون در مهاباد[آذربایجان غربی] سابقه دارد آن را توسط برادرش و به نام او به چاپ رسانید و در ضمن حسین سلیمانی برادرش را راهنمایی نموده که به سازمان بروجرد برود و شکایت کند و ترس نداشته باشد.» همان، ص 24-25.

[84] . همان.

[85] . همان، ص 29.

[86] . اسناد پایانی.

[87] . در تاریخ 13 تیرماه (مصادف با 28 رجب) حضرت امام خمینی رهبر نهضت اسلامی که در نجف تبعید بودند، یک اعلامیه منتشر کردند که همین اعلامیه کوتاه در سرنوشت این ماه، بسیار مهم افتاد. امام در پاسخ به پرسش‌های مکرری که درباره شیوه برپایی جشن‌های ماه شعبان، به ویژه روز تولد حضرت مهدی موعود(عج)، از ایشان شده بود، با صدور پیامی خطاب به ملت ایران با اشاره به جنایت‌های شاه، جشن‌های سوم و پانزدهم شعبان را تحریم کردند: «رژیم منحط برای مسلمین ایران عیدی نگذاشته است. دست شاه تا مرفق به خون ملت ایران فرو رفته و در حال حاضر ملت عزیز در عزای عزیزان خود نشسته.» امام در بخش دیگری از پاسخ خود نوشتند: «ما روزی را عید می‌گیریم که بنیان ظلم و ظالم را منهدم کنیم و دست دودمان ستمکار پهلوی را از کشور قطع نماییم و آن روز ان‌شاءالله تعالی نزدیک است و روز عید اسلامی است.» صحیفه امام، ج 3، ص 426 - 427. اعلامیه امام در سطح وسیعی از جغرافیای ایران توزیع شد. گروه‌های مختلف اجتماعی اقدام به تکثیر این اعلامیه کردند. مأموران ساواک و شهربانی گزارش‌های فراوانی از کشف این اعلامیه در شهرهای کوچک و بزرگ تهیه کردند. گزارش فوق نشان از این دارد که روحانیون لرستان نیز به پیروی از امام خمینی، بر تحریم جشن‌های نیمه شعبان در این سال تأکید داشتند. در این باره بنگرید به: تحریم جشن نیمه شعبان 1357، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.

[88] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج 7، پیشین، ص 191.

[89] . اسناد پایانی مقاله.

[90] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، 1380، ج 8، ص 326-324.

[91] . همان.

[92] . همان، ص 390 – 393.

[93] . انقلاب اسلامی در لرستان، پیشین، ص 166-167.

[94] . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، 1381، ج 9، ص 87.

[95] . انقلاب اسلامی در لرستان، پیشین، ص 168.

[96] . همان، ص 22.

[97] . همان، ص 169.

[98] . انقلاب اسلامی در لرستان، پیشین، ص 174.

[99] . این قطعه از کاستی با صدای عبدالمحمد جمشیدی و ضرب غلامعلی فرجی با همکاری علی فرجی، پیاده شده است. این کاست از سوی استودیو پگاه در اندیمشک، پاساژ ساکی تهیه و تکثیر شد. تاریخ احتمالی آن زمستان 1357 است و نمونه‌ی خوبی از تحول موسیقی لری و تطبیق آن با انقلاب اسلامی می‌باشد. انقلاب اسلامی در لرستان، پیشین، ص 174-175.

درباره سینما رکس آبادان بنگرید به: آتش سوزی نفرت انگیز سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357، سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.



مجلس ترحیم شهید آیت‌الله مصطفی خمینی در خرم‌آباد


گزارش ساواک در مورد محمد صارمی فرزند موسی کارمند اداره بهداری و بهزیستی الیگودرز


واکنش روحانیون لرستان به دنبال حوادث قم در سال 56


مشاهده اعلامیه به امضاء جمعی از علماء و فضلای حوزه علمیه قم در دانشسرای راهنمائی تحصیلی شهر بروجرد


دستگیری اسحق بیرانوند و جمعه جهان نژاد در شهر خرم آباد ـ استان لرستان اسفند 56


پخش اعلامیه دستنویس در بروجرد اسفند 56


گزارش ساواک درباره فعالیت‌های ماشاءالله کریمی سررفتگر شهرداری الیگودرز


اظهارات دوشیزه صغرا بیگم موسوی


درباره سید فخرالدین رحیمی


محکومیت سید شکرالله طاهری به اقامت اجباری در شهر سردشت


پاره کردن عکس شاه در دبستان بدر ماسور واقع در حومه شهرستان خرم آباد


گزارش ساواک درباره خانم خلیفه سلطانی دبیر دبیرستان‌های الیگودرز


گزارش ساواک از فعالیت‌های تحریک‌آمیز سید غلامرضا موسوی و شیخ ناصر روستا


گزارش ملاقات روحانیون خرم‌آباد با شهید آیت‌الله سید اسدالله مدنی در اردیبهشت 57


موضوع حسین فریدونی فرزند براتی محصل مدرسه راهنمائی تحصیلی بوعلی الیگودرز


تظاهرات مجلس ختم چهلم شهدای یزد، جهرم و اهواز در خرم‌آباد


دستگیری برخی از افراد تأثیرگذار در برگزاری مراسم چهلم شهدای یزد، اهواز و جهرم در خرم‌آباد


نامه حجت‌الاسلام رحیمی به همراه آیات سید علی خامنه‌ای محمدکاظم راشدیزدی سید محمدعلی موسوی به مسئولان کمیته ایرانی دفاع از حقوق بشر


پخش اعلامیه توسط جواد چکشی نجار خرداد 57


تشکیل یک گروه مذهبی در میان فرهنگیان بخش پل‌دختر


گزارش ساواک در مورد فعالیت‌های فردی به نام مهندس حجتی در بروجرد


حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد کروبى


حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد کروبى


آیت‌الله شیخ عباسعلی صادقی


حجت الاسلام و المسلمین حاج سید شکرالله طاهری


حاج عبدالرزاق زین‌الدین


سردار شهید مهدی زین‌الدین در دوران نوجوانی


شهید حجت‌الاسلام سید فخرالدین رحیمی در کنار آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در تبعیدگاه ایرانشهر


شهید سید فخرالدین رحیمی در تبعیدگاه ایرانشهر


شهید سید فخرالدین رحیمی در کنار آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در تبعیدگاه ایرانشهر


شهید سید فخرالدین رحیمی در کنار آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و حجت‌الاسلام و المسلمین کاظم راشد در تبعیدگاه ایرانشهر


حاج شیخ مهدی قاضی


آیت‌الله محمد آل‌اسحاق


حاج شیخ مهدی قاضی


شهید علي گودرزي فرزند علي‌كرم اهل بروجرد


شهید احمد رفیع‌پور


شهید علی گودرزی


شهيد حميد قرباني‌نسب به همراه پدرش در مشهد 1346


شهيد حميد قرباني‌نسب


سنگ مزار شهيد حميد قرباني‌نسب


شهید روح‌الله اصولی


 

تعداد مشاهده: 212


مطالب مرتبط

تقویم تاریخ

کانال‌های اطلاع‌رسانی در پیام‌رسان‌ها

       
@historydocuments
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.