سال اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی.

یک مسیر دشمن، عملیات رسانه‌ای او است که در این ایام بطور خاص با نشانه‌گیری ذهن و روان آحادی از مردم قصد خدشه در وحدت ملی و به تبع در امنیت ملی را دارد. ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهل‌انگاری و بدست خود ما این قصد شوم تحقق یابد. بخشی از بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت تحویل سال ۱۴۰۵ شمسی

مقالات با درج سند

تقابل گارد شاهنشاهی و همافران

بررسی وقایع 12 تا 22 بهمن 1357 : بخش سوم (پایانی)


تاریخ انتشار: 11 مهر 1405


ورود امام خمینی به کشور و تداوم پیوستن همافران به انقلاب

ورود امام خمینی به کشور در 12بهمن 1357، روند گسستن نیروهای نظامی از حکومت و پیوستن به انقلابیون را شدت بخشید؛ زیرا پس از ورود امام به کشور و ایراد سخنرانی‌ در حمایت از نیروهای مسلح، روحیه مخالفان حکومت تقویت شد.[1] در روز 13بهمن، گروهی از پرسنل نیروی هوایی در مدرسه علوی با امام خمینی دیدار کردند و امام طی سخنانی ضمن هشدار به دولت بختیار گفت: «اگر یک نفر از این همافران با دست این جلادان از بین برود، ما همه آنها را به کیفر اعمالشان می‌رسانیم. جرم همافران و سایر ارتشیانی که فرار کرده‌اند، این است که به ملت پیوسته‌اند. چرا از این راه غلط و شیطانی، عمال دستگاه رویگردان نیستند؟ چرا اراده ملت را ترک کرده، راه صهیونیست‌ها را پیش گرفته‌اند؟ ما کسانی از ارتشیان را که توبه کنند و برگردند، توبه همه آنها را با دل و جان قبول می‌کنیم.»[2]

اسناد حاکی از آن است که در روز 13 بهمن، حدود پنج تا شش هزار نفر که در بین آنان تعدادی از پرسنل نیروی هوایی شاهنشاهی نیز حضور داشت، در مقابل پادگان جمشیدیه اجتماع و در شعارهای خود اعلام کردند که ما خواستار حکومت اسلام و آزادی همافران هستیم.[3] همچنین در همین روز، حدود ده تا پانزده هزار نفر از دانشگاه تهران خارج شدند و قصد حرکت به محل اقامت امام خمینی را داشتند. آنها ضمن سر دادن شعارهای ضد رژیم، خواستار آزادی همافران بازداشتی نیروی هوایی بودند.[4]

فعالیت‌های اعتراضی برخی از پرسنل نیروی هوایی شاهنشاهی، به‌ویژه همافران، نگرانی‌هایی را برای دولت و فرماندهان ارتش ایجاد کرد. بیم آن می‌رفت که این حرکت‌ها بر روحیه سایر نیروهای نظامی نیز تأثیر منفی بگذارد. ازاین‌رو، مقامات عالی‌رتبه کشوری و لشکری تصمیم گرفتند برای پیشگیری از هرگونه خطر احتمالی، اقدامات بازدارنده‌ای مانند اجرای برنامه‌های آگاه‌سازی در میان پرسنل را در دستور کار قرار دهند.[5] در همین راستا، شاپور بختیار، نخست وزیر وقت، با ایراد سخنانی درباره قدردانی از ارتش شاهنشاهی ایران و اعلام حمایت از تقویت نیروهای مسلح، تلاش کرد از تضعیف روحیه نظامیان جلوگیری کند. بنابر تصمیم دولت، مقرر شد این بیانات در پادگان‌های سراسر کشور قرائت شود، اما به دلیل نفوذ مخالفان حکومت و نیروهای انقلابی در سطوح مختلف ارتش، این برنامه‌ها مطابق انتظار پیش نرفت. به‌عنوان نمونه، قرار بود این سخنان در روز یکشنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۵۷، در مراسم اعطای سردوشی پادگان صالح‌آباد کرمانشاه برای افسران، درجه‌داران، همافران و نیروهای لشکر ۸۱ زرهی قرائت شود، اما متن کامل بیانات بختیار دو روز پیش از آن، در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۵۷، توسط فردی ناشناس در اختیار جامعه روحانیت کرمانشاه قرار گرفت.[6]

حمایت‌های امام خمینی از همافران و هشدارهای ایشان به دولت، در کنار فضای انقلابی حاکم بر کشور، موجب شد اعتراض گروه‌های مختلف به بازداشت همافران همچنان ادامه یابد. در روز ۱۴ بهمن، حدود دو هزار نفر از دوستان، بستگان و خانواده‌های همافرانی که بازداشت شده بودند، در کاخ دادگستری اجتماع کردند. آنها در حالی که شعارهای «همافر مجاهد آزاد باید گردد»، «نظامی مبارز آزاد باید گردد» و «همافر مبارز تو نور چشم مایی» سر می‌دادند، در سرسرا جمع شدند. در این اجتماع، دکتر هدایت‌الله متین‌دفتری، نایب‌رئیس کانون وکلا، برای اجتماع‌کنندگان سخنرانی کرد و گفت: «برای کانون وکلا موجب افتخار و خوشوقتی است که شما هم‌وطنان برای به انجام رسیدن خواسته‌هایتان به ما روی آورده‌اید. وظیفه خود می‌دانیم که برای آزادی همافران بازداشت‌شده اقدام کنیم.» او در پایان اعلام کرد که کانون وکلا وکالت بازداشت‌شدگان را می‌پذیرد.[7]

قضات دادگاه شهرستان تهران نیز طی اعلامیه‌ای، ضمن همبستگی با تحصن خانواده‌های همافران بازداشتی، آمادگی خود را برای اعاده آزادی همافران اعلام کردند.[8]

روز 14 بهمن، همافران نیروی هوایی پایگاه پدافند بهبهان به طرفداری از امام خمینی در حالی که شعار می‌دادند: «ما همافران نیروی هوایی خمینی هستیم.» سوار بر اتومبیل‌های خود که مزین به تصاویری از امام خمینی بود، در خیابان‌های شهر به حرکت درآمدند. مردم بهبهان ضمن استقبال از همافران، اتومبیل‌های آنها را غرق در گل و شیرینی ساختند.[9]

در ادامه اعلام همبستگی پرسنل نیروی هوایی با انقلاب، روز 15 بهمن، صدها تن از همافران، افراد نیروهای زمینی و هوایی با لباس‌های نظامی به محل اقامت امام خمینی رفتند و وفاداری خود را نسبت به ایشان ابراز داشتند. نظامیان دراین بازدید شعار «ما همه سرباز توییم خمینی ـ گوش به فرمان توییم خمینی» سر دادند.[10]

طبق گزارش اسناد، ساعت 9:30 صبح روز 15 بهمن، سه نفر همافر همراه دوازده نفر از سربازان نیروی هوایی شاهنشاهی که لباس فرم بر تن داشتند، به محل اقامت امام خمینی در تهران مراجعه و با ایشان دیدار کردند. جمعیت حاضر در اطراف اقامتگاه هم به نفع پرسنل مذکور شعار دادند.[11] در همین روز (15 بهمن)، تعدادى از اهالى اصفهان هم به صورت دستجات مختلف به طرف مسجد سید اصفهان حرکت کردند. در داخل مسجد سید تعدادى از همافران و درجه‌داران نیروى هوایی شاهنشاهى که حدود بیست نفر با لباس نظامى و تعدادى دیگر با لباس سویل بودند و کارت شناسایی خود را نیز در دست داشتند و آن را تکان مى‌دادند، حضور داشتند.[12]

روز 16 بهمن، حدود 150 همافر در دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز اجتماع و سپس همراه سه‌هزار نفر از مردم شهر به شاه‌چراغ رفته و قطعنامه‌ای صادر نمودند. در این قطعنامه خواسته‌های آنها بدین شرح مطرح شد: «ما آزادی بدون قید و شرط درجه‌داران دستگیرشده نیروی هوایی را خواستاریم؛ ما خروج مستشاران آمریکایی را خواهانیم؛ ما خواستار بر چیده شدن ساواک می‌باشیم.»[13] در همین روز (16 بهمن) در تهران نیز حدود دویست نفر از خانواده همافران به قصد تحصن در وزارت دادگستری اجتماع کردند.[14] آنها در محل کانون وکلای دادگستری حاضر شدند و نمایندگانشان در ملاقات با اعضای هیئت مدیره کانون وکلا خواستار شدند تا آزادی بازداشت‌شدگان در محل کانون تحصن کنند. آنها همچنین از تمام مردم و گروه‌های مختلف اجتماعی و سازمان‌های ملی دعوت کردند تا برای آزادی بدون قید و شرط کلیه پرسنل زندانی اقدام نمایند. حسن نزیه، رئیس کانون وکلای دادگستری، در جمع خانواده‌های بازداشت‌شدگان حاضر شد و گفت: «کانون وکلای دادگستری همچنان با مقامات نظامی در تماس است تا خواسته‌های خانواده‌ها برآورده شود.»[15]

پس از تحصن خانواده‌های همافران در کاخ دادگستری، کارکنان و کارمندان چندین وزارتخانه و اداره دولتی و همچنین گروه‌های مختلف مردم، برای همبستگی با خانواده‌های متحصن، به کاخ دادگستری و کانون وکلای دادگستری رفتند.[16] همچنین در روز 16 بهمن، جمعیتی از خانواده‌های همافران برای ملاقات با امام خمینی به محل اقامت ایشان رفتند، اما به سبب خستگی و کسالت امام موفق به دیدار نشدند. آیت‌الله صادق خلخالی به نمایندگی از امام خمینی به خانواده‌های همافران گفت: «نهضت و حکومت اسلامی پشتیبان شماست و تا خون در رگهایمان جاری است، اجازه نخواهیم داد حتی یک نفر از همافران رشید در سراسر ایران زیر شکنجه قرار گیرد.» او افزود: «همافران و سایر ارتشیان در هر جایی که باشند فرزند گرامی مردم و امام هستند.»[17]

روز بعد، جمعیتی نزدیک به پانزده‌هزار نفر به طرف دانشگاه تهران راهپیمایی کردند که پشت سر آنها عده‌ای حدود پانصد نفر از خانواده‌های همافران و درجه‌داران نیروی هوایی در حرکت بودند.[18] در همین روز، تحصن خانواده‌های همافران، درجه‌داران و افسران هوانیروز بازداشت شده در وزارت دادگستری ادامه یافت. درحالی که «مأموران فرمانداری نظامی از جمعیتی که در بیرون اجتماع کرده بودند، خواستند تا از شعاردادن خودداری ورزند، ولی آنان مخالفت کردند و مأموران با پرتاب گازهای اشک‌آور و شلیک تیر هوایی آنان را متفرق کردند.»[19]

روز 18 بهمن، پرسنل یگان‌های هوایی مرکز به نمایندگی از پرسنل یگان‌های نیروی هوایی در سراسر کشور و همافران هوانیروز اصفهان و کرمانشاه با انتشار بیانیه‌ای همبستگی و پشتیبانی کامل خود را از رهبری امام خمینی ابراز کرده و خواستار آزادی بدون قید و شرط خلبانان، همافران، درجه‌داران و افزارمندان دستگیر شده نیروی هوایی شدند.[20]

 

دیدار همافران با امام خمینی (19 بهمن 1357)

امام خمینی پس از ورود به ایران، در سخنرانی بهشت زهرا سخنانی درباره ارتش گفت و از همه کسانی که هنوز در پیوستن به صف انقلاب، تردید داشتند ـ به‌ویژه نیروهای مسلح ـ دعوت کردند تا به آغوش ملت بازگردند و از تسلیم در برابر فرمان‌های مستشاران آمریکایی اجتناب ورزند: «و من باید یک نصیحت به ارتش بکنم و یک تشکر از یک ارکان ارتش، یک قشرهایی از ارتش. اما آن نصیحتی که می‌کنم این است که ما می‌خواهیم که شما مستقل‌ باشید. ما داریم زحمت می‌کشیم، ما خون دادیم، ما جوان دادیم، ما حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، می‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد، شما نمی‌خواهید، آقای سرلشکر، شما نمی‌خواهید مستقل باشید؟ شما می‌خواهید نوکر باشید؟! من به شما نصیحت می‌کنم که بیایید در آغوش ملت؛ همان که ملت می‌گوید بگویید. بگویید ما باید مستقل باشیم. ملت می‌گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد ... اما تشکر می‌کنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت. اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملتشان را، اینها حفظ کردند. این درجه‌دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوایی ـ اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین‌طور آنهایی که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها اینها تکلیف شرعی، ملی، کشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت کردند. ما از آنها تشکر می‌کنیم و به اینهایی که متصل نشدند، می‌گوییم که متصل بشوید به اینها. اسلام برای شما بهتر از کفر است؛ ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می‌گوییم این مطلب را، شما هم برای خودتان این کار را بکنید. رها بکنید این را. خیال نکنید که اگر رها کردید، ما می‌آییم شما را به دار می‌زنیم! این چیزهایی است که شماها یا کسان دیگر درست کرده‌اند و الاّ این همافرها و این درجه‌دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می‌کنیم...»[21]

تشکر امام خمینی در سخنرانی بهشت زهرا از درجه‌داران، همافران و افسران نیروی هوایی، که به مخالفان پیوسته بودند و تحریک بقیه پرسنل نیروهای مسلح در جهت پیوستن به جبهه انقلاب، سبب افزایش حضور پرسنل نیروی هوایی به‌ویژه همافران در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شد. بنا بر اخبار روزنامه‌ها و آنچه در خاطرات انقلابیون بیان شده است، دیدار تاریخی همافران با امام خمینی در روز 19 بهمن 1357 انجام شد.[22] یک روز قبل از این دیدار، اعلامیه‌ای از طرف کمیته نظامیان اسلامی منتشر شد که در آن آمده است: «بسم‌الله الرّحمن الرّحیم، همان‌طور که نظامیان غیور و وطن‌پرست آگاهند، رژیم منفور پهلوی همواره در حال نفاق و دو دستگی بین نظامیان و دولت بوده است. اکنون که نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی در حال دستیابی به پیروزی نهایی است، ما همافران، افسران، درجه‌داران و سربازان نیروهای مسلح اسلامی همبستگی خود را با برادران و خواهران مجاهد اعلام می‌کنیم و در تاریخ پنجشنبه 19 /11 /57 در ساعت 0800 صبح با لباس نظامی در اجتماعی واقع در خیابان ایران مقابل دبیرستان علوی گرد هم‌آمده و در راهپیمایی بزرگ و تاریخی به پشتیبانی دولت مهندس بازرگان شرکت کرده و تا میدان آزادی همگام و هم‌صدا با ملت فریاد خواهیم زد. درود بر خمینی ـ سلام بر بازرگان ـ جمهوری اسلامی.»[23]

با توجه به فراخوان‌هایی که از طرف گروه‌های مختلف برای برگزاری تظاهرات روز 19 بهمن به پشتیبانی از دولت مهندس بازرگان منتشر شده بود، در تظاهرات مذکور، گروه‌هایی از همافران نیروی هوایی شاهنشاهی نیز شرکت کردند. آنها پلاکاردهایی به نفع امام خمینی حمل می‌کردند و شعار می‌دادند و حدود شصت سرباز نیروی زمینی نیز در پشت سر، آنان را همراهی می‌کردند. مردم با شعار «پرسنل هوایی، ارتش انقلابی، منتخب امام است»، همافران را تشویق می‌کردند. جمعیت تظاهرکننده در میدان آزادی مبادرت به اقامه نماز نمودند و سپس خواسته‌های خود را در قطعنامه‌ای هفت‌ماده‌ای قرائت نمودند: «1ـ با فرار شاه، برگشت رهبر عالی‌قدر انقلاب امام ما به وطن و اعلام دولت موقت را گام‌های نخستین در راه پیروزی انقلاب ملت می‌دانیم، ولی در عین حال معتقدیم که ملت ما باید تا رسیدن به پیروزی نهایی که محو کامل استبداد و استقرار جمهوری اسلامی است، با همبستگی و شکیبایی کامل به مبارزه ادامه دهد. 2ـ ما تصمیم رهبر انقلاب را در مورد انتخاب جناب آقای مهندس مهدی بازرگان به ریاست دولت موقت، صمیمانه تبریک می‌گوییم. 3ـ ما از همه نیروهای انتظامی ارتش، ژاندارمری و شهربانی می‌خواهیم هر چه زودتر اطاعت خود را از مهندس بازرگان و دولت او که مورد تأیید ملت است، اعلام کنند. 4ـ ما از کلیه کارکنان نخست‌وزیری، وزارتخانه‌ها و مؤسسات دیگر دولتی که قبلاً نیز همبستگی خود را با ملت و جنبش انقلابی او ابراز کرده‌اند، می‌خواهیم که تنها از حکومت جدید که مورد تأیید ملت است، اطاعت کنند و نشان دهند که دولت غیر قانونی را به‌هیچ‌وجه به رسمیت نمی‌شناسند. 5ـ ما به رئیس و اعضای دیگر دولت غیر قانونی اخطار می‌کنیم که بیش از این رو در روی ملت نایستند و برکناری خود را هر چه زودتر اعلام کنند. 6ـ ما از کسانی که با انتخابات فرمایشی به عنوان نماینده شورا و سنا به مجلسین رفته‌اند، می‌خواهیم هرچه زودتر کناره‌گیری خود را از این دولت غیر قانونی اعلام نمایند و خانه ملت را ترک گویند. 7ـ ما به همه دولت‌های جهان اعلام می‌کنیم که از این تاریخ تنها قراردادها و مؤافقتنامه‌هایی در نظر ملت ایران اعتبار قانونی دارد که به‌تصویب دولت موقت که مورد تأیید ملت است، رسیده باشد.»[24]

اما خبر دیدار همافران با امام خمینی در این روز و سان دیدن امام از ایشان در روزنامه کیهان به این صورت گزارش شده است: «گروهی از همافران و پرسنل نیروی هوایی با لباس نظامی به اقامتگاه امام رفتند و همبستگی خود را با انقلاب ملت ایران اعلام کردند. طبق این گزارش، مراسم ابراز وفاداری به صورت رژه انجام شد و شعاری داده نشد. نیروهای مسلح در این رژه، تصاویری از امام خمینی و مهندس بازرگان در دست داشتند و پلاکاردهایی که نشان دهنده دسته و نیروی مربوطه بود، حمل می‌کردند.»[25]

روزنامه اطلاعات روز 21 بهمن با عنوان «نمایندگان افسران، همافران و درجه‌داران اصفهان: پرسنل نیروی هوایی، همگام با ملت ایران در حال مبارزه است» به دیدار همافران با امام خمینی پرداخت.[26] در این دیدار همافران تقاضا کردند، با توجهات امام خمینی، هرچه زودتر موجبات آزادی پرسنل زندانی نیروی هوایی که به همگامی با ملت برخاسته‌اند، فراهم شود.[27] آنها همچنین قطعنامه‌ای در حمایت از انقلاب مردم ایران صادر و تضمین نمودند که از امام خمینی و حرکت انقلابی مردم تا آخرین قطره خون خود حمایت کنند و دست به تظاهرات عمومی و اعتصاب غذا بزنند.[28]

امام در این دیدار گفت: «درود بر شما سربازان امام عصر ـ سلام‌الله علیه. همان طور که فریاد زدید تاکنون در خدمت طاغوت بودید. طاغوتی که تمام هستی ما را ساقط کرد، طاغوتی که خزاین ما را تهی کرد، طاغوتی که ما را برده خارجی‌ها کرد و از امروز در خدمت امام عصر ـ سلام‌الله علیه ـ و در خدمت قرآن کریم هستید. «قرآن کریمی» که سعادت همه بشر را بیمه کرده است. «قرآن کریمی» که هرکس در زیر بیرق او واقع بشود در دنیا و آخرت سعید است. «قرآن کریمی» که آزادی و استقلال را توصیه کرده است. ما همه تابع قرآن کریم و تابع موازین اسلام و قواعد اسلام هستیم. ما همه از شماها، روحانیت از شماها تشکر می‌کند. ما امیدواریم که با هم [با] پیوستگی به هم بتوانیم این طاغوت‌ها را تا آخر از بین ببریم و به جای او یک حکومت عدل اسلامی[برپا کنیم] که مملکت ما برای خودمان باشد و همه چیز ما به دست خودمان باشد. ما می‌خواهیم که سرنوشت ما را خودمان تعیین کنیم نه سفارت امریکا و سفارت شوروی. ما می‌خواهیم که مملکت خودمان را خودمان تعمیر کنیم نه‌ یهودی‌ها و اسرائیل. ما می‌خواهیم مملکتمان را آزاد کنیم. اختناق در مملکت ما نباشد. ما می‌خواهیم ارتش ما آزاد باشد. اسراییل در آن تصرف نکند، آمریکا در آن تصرف نکند. درود بر شما که قدر نعمت خدا را دانستید و به دامن قرآن پیوستید. درود بر شما که ترک کردید حکومت «طاغوت» را و به حکومتِ «الله» پیوستید. من امیدوارم که سایر اشخاصی که در آن خدمت هستند، آنها هم وظیفه خودشان را بفهمند و به ملت بپیوندند. ما صلاح همه شما را می‌خواهیم. ما می‌خواهیم که شما آزاد باشید. ما می‌خواهیم که مملکت را شما مستقل کنید و ما می‌خواهیم که دیگران، کسان دیگر، کسانی که می‌خواهند در شما تصرف بکنند، اینها نباشند. دست اجانب کوتاه باشد. خداوند نصرت به همه شما عنایت کند. باید این نهضت را حفظ کنید تا ان‌شاءالله به آخر نقطه و نهایت که قیام یک حکومت عدل انسانی اسلامی است به جای یک حکومت طاغوتی.»[29]

پس از انتشار خبر و تصویر دیدار همافران با امام خمینی در روزنامه اطلاعات، ستاد بزرگ ارتشتاران با انتشار اعلامیه‌ای آن را جعلی خواند.[30] قره‌باغی در این مورد گفته است: «غروب روز 19 بهمن‌ماه آقای بختیار به من تلفن زده، سؤال نمود: «روزنامه کیهان را دیده‌اید؟» گفتم: نه هنوز. اظهار کرد: «عکس عده‌ای از پرسنل نیروی هوایی را در اقامتگاه خمینی چاپ کرده است.» و اضافه نمود: «معلوم است که یکی از عکس‌های مراسم سابق را مونتاژ کرده‌اند.» سؤال نمودم چگونه فهمیدید مونتاژ کرده‌اند؟ جواب داد: «کاملاً روشن است. ضمناً از سپهبد [امیرحسین] ربیعی سؤال کردم، ایشان هم اظهار نمود: ما بررسی کردیم، این عکس مونتاژ شده است و دستور دادیم که در روزنامه‌ها تکذیب کنند.» آقای بختیار اضافه کرد: «تیمسار هم دستور بدهید تکذیب کنند.» گفتم الان دستور می‌دهم.»[31]

به این ترتیب، ستاد بزرگ ارتشتاران اعلامیه‌ای صادر کرد که در آن آمده است: «در صفحه یکم روزنامه کیهان مورخ پنجشنبه 19 بهمن‌ماه 1357، عکس بزرگ مونتاژشده و غیرواقعی تحت عنوان امروز هزاران نظامی رژه رفتند، چاپ شده است که غیرواقعی بودن آن برای هر کسی که به اصول اولیه عکاسی و مونتاژ آشنایی داشته و به مقاصد شوم تفرقه‌اندازان و آنهایی که می‌خواهند در صفوف به هم پیوسته و مستحکم ارتش رخنه نموده و از این راه به آمال و آرزوهای خود برسند کاملاً آشکار است. ستاد بزرگ ارتشتاران با جلب توجه هم‌میهنان عزیز به این‌گونه اعمال ناجوانمردانه دست‌اندرکاران را به اتهام جعل و نشر اکاذیب به‌منظورتحریک و اهانت به مقام ارتش که مبرا از دخالت در امور سیاسی است برابر مقررات قانون دادرسی و کیفر ارتش تحت تعقیب قرار خواهد داد.»[32]

به دنبال اعلامیه ستاد ارتش، حجت‌الاسلام محمد مفتح راجع به غیرواقعی بودن این عکس موضوع را با امام خمینی در میان گذاشت و ایشان گفتند: «عکس کاملاً صحیح و واقعی است.»[33] همچنین انجمن دفاع از آزادی مطبوعات طی اعلامیه‌ای، بیانیه ستاد ارتش را محکوم کرد. در این بیانیه با اشاره به واقعی بودن عکس کیهان گفته شد: «اعلامیه‌ای که در برنامه خبری روز جمعه بیست بهمن‌ماه، [از] رادیو به نام ستاد بزرگ ارتشتاران پخش شد، از طرحی حکایت می‌کند که دشمنان علیه مردم و آزادی کشور علیه مطبوعات به دست اجرا سپرده‌اند. از زمانی که سقف و دیوارهای قدرت مطلقه در داخل حصارهای نظامی رخنه برداشت و صداها بیرون تراوید و خبر اعتصاب غذا و ابراز نارضایی‌های درون پادگان‌ها به مطبوعات و رادیوها کشید، مطبوعات و مردمی که مشت گره کرده به روی استبداد بلند کرده بودند، باید منتظر چنین تهاجمی بودند. لازم است چند اصل پیشاپیش و در شرایط و احوال موجود روشن شود: 1. ارتش پدیده‌ای جدا از ملت نیست و از خارج به ایران نیامده است و نمی‌تواند خصلت یک ارتش مستعمراتی را داشته باشد. 2. ارتش مولود اراده هیچ شخص و هیچ مقام نبوده است و از پیکر ملت ایران و به نام مصالح و برای دفاع از حاکمیت و استقلال ایران تغذیه می‌کند. 3. ارتشی را که ایرانی است و از طریق فردفرد افرادش به خانواده‌های ایرانی و مردم ایران پیوند خورده است، با هیچ قدرت نمی‌توان از تأثیرپذیری و ارتباط با وقایع و جریان‌های ملی و مملکتی دور نگاه داشت، بی‌آنکه نتیجه‌ای بار آید که هم‌اکنون آمده است. 4. ارتش حق حضور سیاسی در امور ندارد، اما امور سیاسی کدامند؟ مگر همین اعمال که طی هفته‌های اخیر به نام تکذیب، تهدید و اخطار و سپس انجام یورش مستقیم به آزادی نشر خبر و بیان عقیده از مقامات ارتشی انجام گرفته، مداخله‌ای مستقیم در سیاست با قصد سلب و تجدید آزادی‌های فردی و اجتماعی نیست؟...»[34]

آیت‌الله صادق خلخالی در تأیید این دیدار در خاطرات خود گفته است: «ما خود، شاهد آن مراسم بودیم و برای اولین بار، سلام نظامی را که توسط نیروی هوایی و در خدمت امام اجرا می‌شد، دیدیم. مردم این شعار را به‌طور مکرر می‌دادند: پرسنل هوایی، ارتش ملی ماست.»[35]

روزنامه کیهان در 21 بهمن با انتشار تصویر دیدار همافران با امام خمینی از زاویه‌ای دیگر و تأییدیه امام خمینی، درستی تصویر را تأیید کرد.[36]

 

نبرد در دوشان‌تپه (درگیری نیروهای گارد شاهنشاهی و همافران)

تیتر اصلی روزنامه‌ها در روز 21 بهمن، به درگیری‌های خونین نیروهای گارد شاهنشاهی و همافران اختصاص داشت.[37] گزارش فرمانداری نظامی در مورد درگیری نیروهای گارد و همافران به این شرح است:

«فرمانداری نظامی منطقه 1 در ساعت 22:45 روز 20 /11 /57 فرمانده مرکز آموزش‌های هوایی تلفنی اطلاع داد که هنرجویان این مرکز شورش نموده و با پرسنل نظامی مستقر در مرکز آموزش درگیری حاصل کرده‌اند و نامبردگان در حال شکستن شیشه‌های ساختمان بوده و غیر نظامیان به حمایت از آنان در خارج از مرکز در حال تظاهرات می‌باشند که بلافاصله با اعزام نیرو از طریق فرمانداری نظامی منطقه 1 و لشگر گارد، شورش هنرجویان در ساعت 0200 روز 21 /11 /1357 خاموش و تعداد 153 نفر غیر نظامی دستگیر گردیده‌اند.»[38]

اما علت این واقعه خوشحالی همافران پس از دیدن فیلم ورود امام خمینی به ایران از طریق تلویزیون ملی و درگیری با نیروهای گارد شاهنشاهی حاضر در پادگان دوشان‌تپه بود. یکی از همافرانی که پس از درگیری مذکور به منزل امام پناهنده شد، در شرح این واقعه به خبرنگار اطلاعات گفت:

«به محض آنکه رادیو اعلام کرد، فیلم بازگشت امام خمینی بلافاصله پس از اخبار هشت و نیم تلویزیون نمایش داده می‌شود،[39] ما در دسته‌های دویست نفری به سالن‌هایی که تلویزیون در آن نصب شده، رفتیم. هنگامی که تصویر امام بر صفحه تلویزیون ظاهر شد، همافران سه بار صلوات فرستادند و به نفع امام خمینی شعار دادند. لحظاتی بعد، گاردی‌ها [گارد شاهنشاهی] که از مدت‌ها پیش در محل اقامت و تعلیم ما مستقر شده بودند، با تانک‌هایشان به خوابگاه‌ها حمله کردند. هنگامه غریبی بپا شد. به‌طوری که هیچ‌کس نمی‌دانست چه کند. از طرفی مردم در بیرون محل اجتماع کرده و تظاهرات می‌کردند. چراغ‌ها را خاموش کردیم، و بعد تیراندازی از هر طرف به سوی ما در جریان بود، بعضی از رفقای ما به دام افتادند و بعضی با استفاده از تاریکی شب و کمک مردم از مهلکه گریختند و تعدادی نیز به منزل امام پناهنده شدند.»[40]

به دنبال حمله نیروهای گارد به همافران، نبرد به خیابان‌ها کشیده شد. مردم با روشن کردن چراغ‌های اتومبیل خود و بوق زدن ممتد عابرین را در جریان قرار می‌دادند. تعدادی نیز لاستیک آتش زده و تظاهرات کردند.[41] یکی از شاهدان بیرونی پادگان هم روایت کرده است:

«اسلحه را برداشتم... خود را به نزدیک پایگاه نیروی هوایی رساندم. برادران نیروی هوایی در حال نبرد با نیروهای رژیم بودند... از طریق کوچه‌هایی که باز بود، به طرف تهران‌نو رفتم. در خیابان‌ها راه افتادم و مردم را به کمک طلبیدم. میدان امام حسین(ع)، خیابان انقلاب، خیابان آزادی را زیر پا گذاشتم و با فریاد مردم را برای کمک به برادران نیروی هوایی دعوت کردم. یادم است که شیشه‌های ماشین را پایین داده بودم و در حال حرکت فریاد می‌زدم «الله اکبر»، به داد نیروی هوایی برسید، همافرها را کشتند. کمک کنید، گارد به نیروی هوایی حمله کرده...»[42]

در یکی از اسناد در مورد حمایت مردم از همافران آمده است: «در ساعت 2400 تعدادی غیر نظامی در حدود 5000 نفر در خیابان فرح‌آباد ژاله به حمایت از هنرجویان شورشی در مرکز آموزش نیروی هوایی دست به تظاهرات زدند که توسط مأمورین فرمانداری نظامی متفرق و در اثر تیراندازی هوایی!! شخصی به نام محمود ضیاء بشرحق در اثر تیرخوردگی مجروح و به بیمارستان شماره 5 اعزام ولی نامبرده فوت نمود. در این حادثه یک نفر مجروح و 4 نفر دستگیر گردیدند.»[43]

هر چند دامنه درگیری‌های شب گذشته میان همافران و بخشی از گارد شاهنشاهی در نیمه‌های شب فروکش کرد، اما التهاب آن همچنان باقی ماند. ساعت 0700 صبح روز 21 بهمن، همافران اسلحه‌خانه‌ها را شکسته و با نیروهای گارد درگیر شدند. «در اینجا مشخص گردیده که یک قرار قبلی بین همافران و غیرنظامیان متظاهر وجود داشته که در زمان معین نقاطی از دیوار پادگان را سوراخ نموده و اسلحه‌ها از آنجا خارج کرده‌اند و زد و خورد تا بعدازظهر ادامه داشته است... مقدار زیادی اسلحه و مهمات در دسترس مردم قرار گرفت...»[44]

تیراندازی و زدوخورد در پایگاه از ساعت 10:45 صبح آغاز و تا ساعت 11:30 ادامه داشت. در بیرون پایگاه نیز ساعت 10:15، عده‌ای در حدود 300 الی 400 نفر در خیابان شاهرضا (انقلاب اسلامی) به سمت میدان فردوسی دست به تظاهرات زدند و شعار می‌دادند: «ملت چرا نشستید، همافران را کشتند.»[45]

به گزارش روزنامه کیهان تا صبح روز 21 بهمن، شانزده تن از همافران و شش نفر از مردم کشته و 117 تن زخمی و به بیمارستان منتقل شدند.[46]

از نخستین لحظه‌های درگیری بین نیروهای گارد از یک سو و همافران و مردم از سوی دیگر، پیک‌ها و فرستاده‌های ویژه به‌طور مداوم با امام و دفتر مهندس بازرگان در ارتباط بودند: «امام خمینی به سبب تب و خستگی فراوان نمی‌توانست با مراجعه‌کنندگان دیدار کند. با نگرانی حوادث را دنبال می‌کرد.»[47]

پس از حوادث شب گذشته، آیت‌الله طالقانی پیامی صادر کردند که در بخشی از آن آمده است: «واقعه دیشب و امروز صبح پادگان نیروی هوایی توطئه‌ای است که مسلماً از ناحیه بعضی از مسئولین جزء برای تدارک یک برادرکشی بزرگ و ایجاد خصومت و دشمنی بین فرزندان ارتشی ما به وجود آمده، انتظار می‌رود که پاسداران استقلال و سعادت کشور صلح و دوستی فیمابین خود را به تحریک چند نفر عناصر مشکوک یا عصبانی به دشمنی و برادرکشی تهدید نکنند...»[48]

به گزارش روزنامه اطلاعات، در پی واقعه خونین پادگان نیروی هوایی و خوابگاه همافران در تهران، هزاران نفر از جوانان خشمگین قزوین در حالی که به‌شدت می‌گریستند، با دادن شعار «برادر همافر شهادتت مبارک» در خیابان‌های شهر راهپیمایی کردند.[49]

خبر دیگری که پس از حادثه پادگان دوشان‌تپه منتشر شد این بود که صبح روز 21 بهمن، تعدادی تانک و خودروهای ارتشی از لشکر 81 زرهی ارتش مستقر در کرمانشاه به سوی تهران حرکت کردند. با انتشار این خبر ده هزار نفر از ساکنان ساوه با تعداد زیادی کمپرسی و گریدر به طرف جاده ساوه ـ تهران حرکت کردند و جاده را با شن و خاک بستند که با این اقدام مانع عبور خودروهای ارتشی شوند.[50]

پس از حوادث دوشان‌تپه، فرمانداری نظامی اعلامیه‌ای مبنی بر منع عبور و مرور از ساعت 4:30 تا 5 بامداد صادر نمود، اما ساعت سه بعدازظهر، نزدیکان امام خمینی به مراجعه‌کنندگان گفتند به دستور فرماندار نظامی وقعی نگذارند و به خیابان‌ها بریزند؛ چرا که گاردی‌ها و فرماندار نظامی توطئه کرده‌اند.[51] لحظاتی بعد، مهدی بازرگان نیز اعلامیه فرمانداری نظامی را توطئه‌ای علیه پیروزی انقلاب اسلامی مردم دانست و اعلام کرد که پذیرفتنی نیست.[52]

در این وضعیت بود که امام خمینی در پیامی اعلام کرد که تصمیم آخر را می‌گیرم. در بخشی از این پیام آمده است: «... در تهران لشگر گارد به‌طور ناگهانی به نیروی هوایی که به ملت پیوسته‌اند، حمله نموده و نیروی هوایی به کمک مردم شجاعانه آنان را شکست داده‌اند. من این تعرض غیرانسانی عمل گارد را محکوم می‌کنم. اینان با این برادرکشی می‌خواهند دست اجانب را در کشور ما باز نگه دارند و چپاولگران را به موضع خود برگردانند. من با آن‌که هنوز دستور جهاد مقدس نداده‌ام و نیز مایلم تا مسالمت حفظ و قضایا موافق آرای ملت و موازین قانونی حل شود، لکن نمی‌توانم تحمل این وحشیگری‌ها را بکنم واخطار می‌کنم که اگر دست از این برادرکشی برندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد و از طرف مقامات ارتش از این تعدیات جلوگیری نشود، تصمیم آخرم را به امید خدا می‌گیرم و مسئولیت آن با متجاسرین و متجاوزین است...»[53]

ایستادگی نیروی هوایی و طرفداری آن از امام، در آن روزها بسیار سرنوشت‌ساز بود و به‌ویژه با سقوط پادگان نیروی هوایی در دوشان‌تپه و پادگان فرح‌آباد، تاروپود سلطنت ایران از هم گسیخت.[54] بدین ترتیب، جنگ بین دو جناح رقیب ارتش که در شامگاه 20 بهمن 1357 آغاز شده بود، در 22 بهمن 1357، با پیروزی طرفداران انقلاب خاتمه یافت و ارتشی که فقط در سال 1977، حدود ده میلیارد دلار هزینه دربرداشته بود، از هم گسیخت و در شرایطی که خون و آتش سرتاسر تهران و سایر نقاط کشور را فراگرفته بود، پیش از ظهر 22 بهمن، ارتش در جلسه فوق‌العاده‌ای بی‌طرفی خود را طی اعلامیه‌ای بیان داشت.[55] در این میان، نیروی هوایی به لحاظ ساختار سازمانی و نقش مهمی که در پاسداری از ارکان رژیم شاهنشاهی و اعتبار جهانی آن داشت، از حساسیت خاصی برخوردار بود. با این حال گسل‌هایی که در اواخر عمر رژیم در آن پدید آمده بود، از جمله نارضایتی‌های درون سازمانی آن، باعث شد که نیروی هوایی در جریان رویدادهایی که منجر به پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 شد، زودتر از نیروهای دیگر از رژیم پهلوی گسسته و به امواج انقلاب بپیوندد.[56]

سرانجام با متلاشی شدن حکومت، انقلاب اسلامی در 22 بهمن پیروز شد و جراید در 23 بهمن پیروزی انقلاب را اعلام کردند.[57]

همافران نیز طی اطلاعیه‌ای از یاری‌های مردم تشکر کردند. در این اطلاعیه آمده است: «اکنون که ملت ایران در آستانه پیروزی قرار گرفته است، ما پرسنل فرماندهی آموزش‌های نیروی هوایی ضمن تشکر فراوان از مردم شریف تهران و سازمان‌های چریکی، بیمارستان‌ها و اورژانس تهران که ما را در نبرد با مزدوران گارد یاری نمودند و با شجاعت و فداکاری‌های دلیرانه خود باعث عقب‌نشینی و درهم شکستن این مزدوران شدند، بار دیگر اعلام می‌داریم که تا آخرین قطره خون خود در خدمت انقلاب عظیم ایران به رهبری زعیم عالیقدر امام خمینی می‌باشیم.»[58]

پایان

 

پی‌نوشت‌ها: 


[1]. بنا بر خاطرات ارتشبد قره‌باغی، شاپور بختیار به سپهبد امیرحسین ربیعی و نیروی هوایی مأموریت داد تا با کمیته مستقبلین امام خمینی همکاری نمایند. با این اوصاف، ارتباطات محرمانه‌ای که بین تعدادی از پرسنل نیروهای مسلح و به خصوص همافران و پرسنل نیروی هوایی با مخالفان و مذهبی‌ها وجود داشت، علنی و زیادتر شد. (قره‌باغی، عباس، اعترافات ژنرال (خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغی آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و عضو شورای سلطنت)، نشر نی، تهران، 1365، چاپ دوم، ص 305).

[2]. صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، تهران، 1378، ج 6، ص 38.

[3]. سند شماره 1، پیوست در همین مقاله.

[4]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران، 1387، ج 25، ص 223.

[5]. همان، ص 241. ارتشبد قره‌باغی در این زمینه گفته است: «روحیه پرسنل نیروهای مسلح شاهنشاهی قبل از مسافرت اعلیحضرت تحت تأثیر جنگ‌های روانی و براندازی مخالفین ضعیف شده بود و فرماندهان نیروها قادر به جلوگیری از افزایش غیبت و فرار در یگان‌های خود نبوده و اظهار نگرانی می‌کردند. به‌طوری‌که از همان روزهای اول انتصاب من به ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران، مسئله تقویت روحیه پرسنل در کمیته بحران بررسی و مقرر شد، علاوه بر مصاحبه و سخنرانی از رادیو و تلویزیون، روابط عمومی نیروها هم اوراق و جزوه‌هایی برای بالا بردن روحیه پرسنل خود تهیه و منتشر نمایند و همچنین روابط عمومی ستاد بزرگ [ارتشتاران] نشریه‌ای به‌طور هفتگی چاپ و بین پرسنل نیروهای مسلح پخش نماید که چند شماره نشریه به نام «سرباز» تهیه و توزیع گردید. (قره باغی، همان، ص 312).

[6]. سند شماره 2، پیوست در همین مقاله.

[7]. روزنامه اطلاعات، 14 بهمن 1357، شماره 15775، ص 2؛ روزنامه کیهان، 15 بهمن 1357، شماره 10629، ص 3.

[8]. روزنامه اطلاعات، 15 بهمن 1357، شماره 15776، ص 7.

[9]. روزنامه کیهان، 15 بهمن 1357، شماره 10629، ص 3.

[10]. همان، 16 بهمن 1357، شماره 10630، ص 2.

[11]. سند شماره 3، پیوست در همین مقاله.

[12]. سند شماره 4، پیوست در همین مقاله.

[13]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، ص290.

[14]. همان، ص 295.

[15]. روزنامه اطلاعات، 17 بهمن 1357، شماره 15778، ص 2؛ روزنامه کیهان، 17 بهمن 1357، شماره 10631، ص 8.

[16]. روزنامه کیهان، 18 بهمن 1357، شماره 10632، ص 8.

[17]. همان، 17 بهمن 1357، شماره 10631، ص 8.

[18]. سند شماره 5، پیوست در همین مقاله.

[19]. روزنامه اطلاعات، 18 بهمن 1357، شماره 15779، ص 2.

[20]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، ج 25، ص 328.

[21]. صحیفه امام، همان، ج 6، ص 17 ـ 18.

[22]. فولادی‌مهر در خاطراتش بیان می‌کند که پرسنل نیروی هوایی قرار گذاشته بودند در روز 17 بهمن در دانشگاه تهران با لباس نظامی به دانشجوها بپیوندند تا از استادان و دانشجویان که با خانواده‌های آنها همدردی کرده و تحصن به راه انداخته بودند، تشکر کرده باشند. در آنجا بود که تصمیم گرفتند روز 19 بهمن با لباس فرم و کامل به دیدار امام خمینی بروند. طبق این خاطرات: «این بار برنامه‌ریزان و هماهنگ‌کننده‌ها، برنامه رژه را آماده کردند تا نفرات تک‌تک به سمت محل استقرار امام(ره) در مدرسه علوی بروند و در آنجا به صف شده و رژه نظامی بروند و همبستگی نیروی هوایی را با انقلاب و امام(ره) عملاً به اثبات برسانند که رژه معروف 19 بهمن را انجام دادند و این روز را در تاریخ انقلاب به ثبت رساندند و برای همیشه مایه افتخار نیروی هوایی شدند. از آنجا که هنوز انقلاب پیروز نشده بود، اطرافیان امام(ره) به عکاسان اجازه این‌که از جلو و صورت پرسنل عکس یا فیلمی تهیه شود را ندادند و این عکس یادگاری از پشت سر پرسنل گرفته شد.» (فولادی‌مهر، علی‌اصغر، من یک همافر بودم، ایده سبز، تهران، 1396، ص 124 ـ 125.

[23]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، ج 25، ص 331.

[24]. ر.ک به: اسناد شماره 6 و 7، پیوست درهمین مقاله. دو سند؛ روزنامه اطلاعات، 19 بهمن 1357، شماره 15780، ص 1 و 2. خبرنگار کیهان در مورد حضور همافران در تظاهرات روز 19 بهمن چنین گزارش داد: «در ساعت 10:10 ناگهان یک گروه پنج‌هزار نفری از کارکنان صنایع نظامی با سردادن شعارهای گوناگونی از قبیل «درود بر خمینی ـ سلام بر بازرگان» وارد میدان فوزیه (امام حسین کنونی) شدند و ساعت 10:30 حدود دوهزار نفر از همافران، درجه‌داران و خلبانان نیروی هوایی به حوالی همین میدان رسیدند و به سایر راهپیمایان پیوستند.» در این خبر آمده بود: «افراد نیروی هوایی لباس نظامی به تن داشتند و شعارهایی به نفع خمینی و بازرگان می‌دادند. مردم در اطراف افراد نیروی هوایی زنجیر تشکیل داده‌اند و به‌شدت مواظب هستند که کسی از آنها عکس‌برداری نکند. در این میان مردمی که در حاشیه خیابان و داخل پیاده‌روها ایستاده‌اند، افراد نیروی هوایی را به‌شدت تشویق و عده‌ای از آنان نیز گریه می‌کردند. در میان افراد نیروی هوایی نزدیک به صد درجه‌دار نیروی زمینی با اونیفورم نظامی نیز دیده می‌شدند. این گروه شعار می‌دادند: «سلام بر بازرگان نخست‌وزیر ایران، درود بر خمینی، رهبر آزادگان.» این گروه همچنین پلاکاردهای پارچه‌ای با خود حمل می‌کردند: «نخست‌وزیری بازرگان مورد تأیید همافران و درجه‌داران نیروی هوایی می‌باشد. بختیار هیچ‌گونه سنگری در نیروی هوایی ندارد.» (روزنامه کیهان، 19 بهمن 1357، شماره 10633، ص 2).

[25]. همان، ص 1.

[26]. روزنامه اطلاعات در شماره روز 21 بهمن، در مورد دیدار این دسته از همافران با امام خمینی نوشت: «صبح پنجشنبه خبرنگار اطلاعات که در منزل امام خمینی و ستاد روحانیت (نخست‌وزیری موقت) مستقر بودند، اطلاع دادند که گروهی از نظامیان با لباس شخصی و با در دست داشتن کارت‌هایشان به دیدار امام آمده‌اند. ساعتی بعد اعلام شد که با این گروه تعدادی از پرسنل نظامی، با لباس و نشان از برابر امام خمینی رژه رفته‌اند. این خبر عصر پنجشنبه در کیهان و اطلاعات به چاپ رسید و کیهان علاوه بر خبر، تصویری نیز از این رژه به چاپ رسانده بود. ستاد ارتش بلافاصله در اعلامیه شدیداللحنی اعلام کرد که عکس چاپ‌شده در کیهان ساختگی و مونتاژ شده است. روزنامه اطلاعات، 21 بهمن1357، شماره 15781، ص 8. این روزنامه در صفحه دیگری به دیدار همافران اصفهان با امام خمینی پرداخت و نوشت: «ساعت 3:15 دقیقه بعدازظهر روز پنجشنبه، جمعی از افسران و همافران اصفهان به نمایندگی از جانب هم‌قطاران خود در این شهر، به دیدار امام خمینی آمدند و با این‌که به علت راهپیمایی، ملاقات با امام «ممنوع» بود، امام خمینی با گشاده‌رویی آنان را پذیرفتند. در این دیدار، ابتدا گروه افسران و همافران به نمایندگی از جانب افسران، درجه‌داران و همافران، طی پیامی به حضور امام خمینی خاطرنشان ساختند: تعداد 30 فروند هواپیمای فانتوم را به عربستان سعودی و اسرائیل انتقال داده‌اند و وقتی عده‌ای از همافران و سایر برادران هوایی با اقدامات خود مانع انتقال بعضی از هواپیماها شدند، دستگیر و به زندان افتادند. همچنین هرگاه که سعی می‌شد جنبش مردم ایران، یک حرکت کمونیستی یا تجزیه‌طلبانه وانمود شود، همافران در مقام اعتراض برآمده و ضمن مشارکت وسیع در راهپیمایی‌های تاسوعا، عاشورا و اربعین همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرده‌اند و سیزده سال است با هر نوع فساد و زورگویی در حال مبارزه‌اند.» همان، ص 2.

[27]. همان، ص 8.

[28]. دادبخش، مسعود، «بررسی روند پیوستن نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی به انقلاب اسلامی با تکیه بر اسناد و روزنامه‌ها»، تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی، سال پنجم (دوره جدید)، شماره 10، پاییز و زمستان 1402، ص 356.

[29]. صحیفه امام، همان، ج 6، ص 101 ـ 102.

[30]. گفتنی است با افزایش روند افزایشی اعلام همبستگی همافرها با انقلاب اسلامی، گزارش‌هایی از طرف فرمانداری نظامی اعلام می‌شد که نشان دهد تمام افرادی که به اسم همافر اعتصاب یا اعتراض می‌کنند، همافر نیستند بلکه افراد دیگری در لباس همافری هستند؛ چنان‌که فرمانداری نظامی تهران و حومه در تاریخ سوم بهمن گزارش داد: «دوزندگی نوری واقع در میدان حسن‌آباد تهران و چند مغازه دیگر که در مقابل آن قرار دارند، به سرعت مشغول تهیه لباس‌های نیروی هوایی شاهنشاهی هستند و به قرار اطلاع از لباس‌های مذکور به‌منظور نمایش اعتصاب همافران و پرسنل ن ه‍ ش [نیروی هوایی شاهنشاهی] استفاده خواهند نمود.» (سند شماره 8، پیوست در همین مقاله). در صورتی که تنها یک روز پیش از دیدار همافران با امام خمینی، گزارش‌هایی مبنی بر تصمیم تعدادی از همافران برای دیدار با امام خمینی در دست است که نشان می‌دهد، همافران انقلابی از قبل درصدد دیدار با رهبر انقلاب بودند. (ر.ک به: انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، ج 25، ص 328).

[31]. قره‌باغی در عین حال می‌افزاید: «ولی از اعمال بعدی همافران و افسران نیروی هوایی شاهنشاهی در روزهای 21 و 22 بهمن مانند درگیری با افراد گارد و بازکردن درب اسلحه‌خانه‌ها و دادن اسلحه به مخالفین و بالاخره تمرد مسلحانه در نیروی هوایی شاهنشاهی معلوم شد که جریان اعلان همبستگی پرسنل نیروی هوایی حقیقت داشته و آقای بختیار و سپهبد ربیعی هر دو واقعیت را پنهان کرده بودند.» (قره‌باغی، همان، ص 309 ـ 310).

[32]. روزنامه اطلاعات، همان، ص 8.

[33]. روزنامه کیهان، 20 بهمن 1357، شماره 10634، ص 1.

[34]. روزنامه اطلاعات، همان، ص 8.

[35]. خلخالی، صادق، خاطرات آیت‌الله خلخالی، اولین حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب، از ایام طلبگی تا دوران حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی، سایه، تهران، 1379، ص 278. در خاطرات حجت‌الاسلام علی‌اکبر ناطق نوری آمده است: «آنها [همافران] به دبیرستان دخترانه رفتند، آنجا لباس‌هایشان را عوض کردند، اونیفورم پوشیدند و به صورت رژه وارد مدرسه علوی شدند. فرمانده‌شان آمد و به من و آقای [مهدی] عراقی گفت: «خواهش این همافران این است که اگر عکاس‌های شما می‌خواهند عکس بگیرند از صورت ما نگیرند، چون شناسایی می‌شویم و گفت: «برای ما مهم نیست که ما را بشناسند، اما زن و بچه ما را اذیت می‌کنند و برای ما خیلی سخت است که آنها را اذیت کنند. چنانچه می‌خواهید عکس بگیرید از پشت سر بگیرید.» لذا حاج مهدی عراقی به عکاس‌ها دستور داد هیچ‌کس حق ندارد از جلو عکس بگیرد و باید از پشت سر عکس بگیرد. قبل از این‌که رژه همافران شروع شود، فرمانده آنها با بلندگوی دستی درست مثل سان رسمی که در مقابل مقامات و فرمانده کل قوا می‌روند به امام به عنوان فرمانده کل قوا خطاب کرد و اجازه خواست همافران رژه را در پیشگاه فرمانده کل قوا آغاز کنند. رژه اینها جلو امام شروع شد.» (خاطرات حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری، تدوین مرتضی میردار، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1382، ج 1، ص 169 ـ 170).

[36]. روزنامه کیهان، 21 بهمن 1357، شماره 10634، ص 1.

[37]. برای نمونه بنگرید به: روزنامه کیهان، همان، ص 1.

[38]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، ج 25، ص 377.

[39]. ارتشبد قره‌باغی پس از وقوع حادثه دوشان‌تپه، علت پخش مکرر فیلم لحظه ورود امام خمینی به ایران از تلویزیون ملی را از شاپور بختیار، نخست وزیر وقت، جویا شده و او در پاسخ گفته است: «من دستور دادم، منظورم این بود که مردم مجدداً جواب سؤال خبرنگار را، در داخل هواپیما از آیت‌الله خمینی، بشنوند که بعد از 15 سال که به ایران برمی‌گردد، وقتی سؤال می‌کنند چه احساسی داری، می‌گوید هیچ.» (قره‌باغی، همان، ص 317).

[40]. روزنامه اطلاعات، همان، ص 2. به گواه اسناد در مورد این واقعه: «وقتی فیلم ورود خمینی را نشان می‌دهند 3 تا 4 نفر از همافران صلوات می‌فرستند. سربازان گارد که در آنجا بوده‌اند اعتراض می‌کنند و می گویند شما نان اعلیحضرت را می‌خورید و صلوات می‌فرستید که بگومگو و مشاجره لفظی شروع می‌شود و سپس تبدیل به زد و خورد می‌گردد. این خبر به فرماندهی نیروی هوایی می‌رسد و تا ساعت 04:30 صبح موفق می‌گردد آنان را ساکت نماید و سپس به منزل می‌رود.» (سند شماره 9، پیوست در همین مقاله). گزارش روزنامه اطلاعات از این واقعه هم به این شرح است: «هنگامی که افراد نیروی هوایی در داخل پادگان برنامه استقبال از حضرت آیت‌الله العظمی خمینی را از تلویزیون مشاهده می‌کردند، با فرستادن صلوات نسبت به امام خمینی ابراز احساسات می‌کردند و همین مسئله موجب درگیری میان افراد نیروی هوایی و سربازان گارد گردید.» روزنامه اطلاعات، همان، ص 2.

[41]. روزنامه اطلاعات، همان، ص 2.

[42]. خاطرات اکبر براتی، سوره مهر، تهران، 1375، ص 125 ـ 126.

[43]. . انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، ج 25، ص 377.

[44]. سند شماره 9، پیوست در همین مقاله. ارتشبد قره‌باغی در این مورد گفته است: «صبح روز شنبه 21 بهمن ماه 1357، برابر برنامه پیش‌بینی شده با حضور سپهبد [عبدالعلی] بدره‌ای و سرلشکر [محمدامین] بیگلری معاون گارد شاهنشاهی، در مراسم صبحگاه سربازخانه تیپ سوم لشکر گارد شرکت نموده، ... در مراجعت به ستاد بزرگ، از داخل هلی‌کوپتر (مدتی بود که به علت تظاهرات مداوم در پایتخت و عدم وجود امنیت، مقرر شده بود فرماندهان با هلیکوپتر در شهر رفت و آمد نمایند.) خیابان‌ها و کوچه‌های شهر را نگاه می‌کردم، مملو از جمعیت بود. در برخی از خیابان‌ها دستجاتی در حرکت بودند و در بعضی نقاط هم از طریق ایجاد آتش‌سوزی، راه‌بندان کرده بودند. چون معمول گردیده بود [که] همه‌روزه علاوه بر مخالفین حتی بچه‌ها در معابر و چهارراه‌ها این کارها را می‌کردند و همیشه در نقاط مختلف شهر به عناوین مختلف تظاهرات برقرار بود. فکر کردم که بر حسب معمول باشد، ولی نگران نیروی هوایی بودم. به محض رسیدن به ستاد بزرگ وضع نیروی هوایی را سؤال کردم. جواب دادند که در تعقیب درگیری دیشب بین پرسنل نیروی هوایی و افراد لشکر گاردِ مأمور به نیروی هوایی، تیراندازی شده و در حدود ساعت : 8:30 به دنبال تظاهرات همافران در مرکز آموزش هوایی دوشان‌تپه مخالفین نیز وارد محوطه مرکز آموزش شده و با کمک پرسنل نیروی هوایی، درب اسلحه‌خانه را باز [کرده‌اند] و مقداری اسلحه به دست آنها افتاده است. (قره‌باغی، همان، ص 315).

[45]. سند شماره 10، پیوست در همین مقاله. برای اطلاع از جزئیات حوادث روز 21 بهمن 1357، ر.ک به: روزنامه کیهان، همان، ص 8.

[46]. همان، ص 1 ـ 2.

[47]. روزنامه اطلاعات، 22 بهمن 1357، شماره 15782، ص 8.

[48]. همان، 21 بهمن1357، شماره 15781، ص 2.

[49]. همان، 22 بهمن 1357، شماره 15782، ص 7.

[50]. همان‌جا.

[51]. همان، ص 8.

[52]. همان‌جا.

[53]. همان‌جا.

[54]. خلخالی، همان، ص 278.

[55]. علی‌بابایی، غلامرضا، تاریخ نیروی هوایی ایران از پهلوی تا انقلاب، تهران، 1383، آشیان، چاپ اول، ص 305.

[56]. همان، ص 315.

[57]. روزنامه اطلاعات، 23 بهمن 1357، شماره 15783، ص 1.

[58]. همان، ص 8.



تجمع مردم مقابل پادگان جمشیدیه برای آزادی همافران (13 بهمن 1357)


متن سخنرانی‌های شاپور بختیار درباره قدردانی از ارتش در اختیار جامعه روحانیت کرمانشاه قرار گرفت.


دیدار تعدادی همافر و سرباز با امام خمینی (15 بهمن 1357).


تظاهرات همافران در اصفهان (15 بهمن 1357).


تظاهرات خانواده‌های همافران (17 بهمن 1357).


حضور همافران در راهپیمایی حمایت از دولت بازرگان (19 بهمن 1357).


حضور همافران در راهپیمایی حمایت از دولت بازرگان (19 بهمن 1357).


گزارش فرمانداری نظامی درباره دوخت لباس نظامی همافران به‌وسیله مخالفان.


گزارشی درباره علت شروع درگیری نیروهای گارد شاهنشاهی و همافران و ادامه درگیری گارد شاهشناهی و همافران در روز 21 بهمن 1357.


حمایت مردم از همافران بعد از درگیری نیروهای گارد شاهنشاهی و همافران.


تحصن خانواده‌های همافران در دادگستری (16 بهمن 1357).


حضور همافران در راهپیمایی حمایت از دولت بازرگان (19 بهمن 1357).


دیدار همافران اصفهان با امام خمینی (19 بهمن 1357).


چاپ تصویر دیدار همافران با امام خمینی از زاویه‌ای دیگر در روزنامه کیهان.


گزارش جزئیات درگیری‌ها روز 21 بهمن در روزنامه کیهان.


پیام امام خمینی بعد از درگیری نیروهای گارد شاهنشاهی و همافران.


اعلام پیروزی انقلاب در جراید.


 

تعداد مشاهده: 5


مطالب مرتبط

تقویم تاریخ

کانال‌های اطلاع‌رسانی در پیام‌رسان‌ها

       
@historydocuments
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.